


A winner paces himself; a loser has only two speeds: hysterical and lethargic.
برنده گام های متعادلي بر مي دارد;بازنده دو نوع سرعت دارد;يا خيلي تند و يا خيلي كند.
منبع را در دو جمله قبلی یدا کنید
کار فني در کوه و به کار گيري ابزار بر روي مسيرهائي که جلوه گر دشواري ها هستند براي هر کوه نوردي جذاب است . اما هزينه يابي سفر هائي اين چونين و تنظيم برنامه اي متناسب با بودجه مهارتي است که براي کو نوردان لازم است.
در ايران از سوئي علاقه منداني با صرف هزينه هاي گزاف برنامه اي محدود و غير فني اجرا ميکنند که اين موضوع فقط منجر به افزايش بي مورد هزينه این ورزش براي خود و خانواده آنها خواهد شد. و از سوئي بعضي از سمت ديگر بام فرو مي افتند و از فرط تحديد ابزار خود جان مي سپارند.
اينکه يک وسيله مفيد و پر کاربرد است چه ارتباطي مثلا به برنامه اي دارد که حتي با کمترين امکانات موجود قابل انجام است.
کدام يک مهمتر است؟ برنامه ای مدون و تنظيم شده که خريد متناسب داردو با افزايش توانائي و برنامه ریزی انجام ميگيرد يا علاقه و عشق به ابزار؟
چهره بسياري از علاقمندان به کوه با انجام يک خريد مملو از نشاط مي شود و اين موضوع بر اقتدار عقل آنهاسايه مي اندازد.
نياز سنجي اولين گام درهر پروژه اي است .
ورزشکاري که برنامه خود را با ابزار موجود در منزل و با زد و بندهائي مبتکرانه آغاز ميکند ارجح تر است نسبت به ورزشکاراني که براي ساده ترين فعاليت هاي کوه نوردي ابزاري را تهيه ميکنند که حتي فرصت خارح کردن از کوله هم براي اين ابزار پيدا نمي کنند.
در اين شرايط بازار براي کارخانه ها و کارگران خارجي خوب داغ گشته است و صد افسوس.
مگر يک ورزشکار چند برنامه شب ماني در برف و سرما دارد که اقدام به تهيه کيسه خواب فلان و بهمان کند؟
و موارد ديگر که نياز به مجالي علمي تر و بيشتر دارد.
|
|
شنيده ها حکايت دارند که خبر رسيده جواني ايراني از يانگوم نقش اول سريال جواهري در قصر خواستگاري کرده است.
البته اين خبر کذب محض است و ساخته خود من .
فارق از اينکه شما حرفم را باور کنيد يا نه ميدانم حد اقل تا اينجاي مطلب را خوانده ايد.ولي خواهش ميکنم ادامه دهيد.
ميخواهم از مطلبي بگويم که اصلا نمي خوانيد :
آلودگي محيط کوهستان.
محلي که درآن رخت خستگي و کوفتگي مي نهيم و نشاط خاطر بر ميداريم و ميپوشيم.
رفته رفته جمعيت اکوتوريسم ايران بالا مي رود و اگر وضع به همين منوال ادامه پيداکند اکواش ميرود و توريسمش ميماند.
احتمالا باغ وحشها رونق ميگيرند يا شايد مراکزي مثل دارآباد....
در يک صعود بر روي خط راس کرکسي به چالوئي از قلل شمالي دامغان و در دامنه زيباي چالوئي به گله اي از قوچ ها بر خورديم شايد صد و شايد بيشتر بعد از تماشاي آنها با سر و صدا آنها را رم داديم و اين لحظه اي بود که دشت زير و رو شد.خيلي بيشتر بودند.اين صحنه به غايت زيبا بود اما با خود فکر ميکنم اين صحنه ها تا به کي در طبيعت زنده هستند.
کي پاي شکارچيان طماع و بد روش به اين محدوده باز مي گردد و اين زيبايان رميده در دامان طبيعت سلاخي ميگردند.
کوه نيز سنگ است اما به سختي اراده انسان منفعت نگر وکوته بين نيست.
بعضي از طبيعت گردان با مديريت گردشگران بي سواد و پول دوست مثل قوم تاتار به طبيعت هجوم ميبرند.آنچنان بي تفاوت و باکلاس طبيعت را مي آلايند که رفتارشان به عنوان يک شهروند متعجب کننده است.
گاهي ديده ايد بعضي از اين اتو کشيده هاي باکلاس را که حتي سر از خودرو بيرون نمي آورند زباله هايشان را با نوک انگشتان لاک زده و مانيکور شده بيرون ميريزند. يا شايد پدرشان با ارشاد توسط فحش و ناسزا آنها را توجيه کرده باشد.
به هر حال دل پر دردي داشتيم از طبيعتي که خستگيمان را مي رفت و ميرويم تا با قدرتي باور نکردني ويرانش کنيم.
لازم به تذکر است نيازي به سازمان ديگري نيست فقط فرهنگ و فقط فرهنگ.
در دل کوه و جنگل ماموري نيست الا وجدان بيدارکه از نوک دماغ آنطرف تر را هم ميبيند.
تلاش.....
عکسها برای تزئین است با فونت کاپوزت

قلل کهکشان ، گاوکشان ، چالوئي ، کرکسي ، امام زاده ابوالقاسم و و و که مابين دو شهر دامغان و شاهرود هستند هميشه مورد بحث کوهنوردان اين دوشهر به لحاظ قرار داشتن در حوضه شهرستاني آنها بوده است. کما اين که آبريز اين قلل گاها در سوي به سمت شاهرود و درسوي به سمت دامغان است.
اما در اين بين کوهنوردان بعضي از شهرهاي شمالي ادعا مي کنند که اين قلل مربوط به آنهاست که اين ديگر يک معارض بي انصاف مينمايد.
مانند اينکه مرز در ارس باشد و محل تعارض تبريز.
براي کوههاي دامغان صعود سراسري مي گذارند.
فارق از اين چونين مالکيتهائي که در مرز سرزميني ايران محلي ندارد اما با مال مردم نمي شود تبليغ کرد .
بهتر است همنوردان به هر چه دارند راضي باشند چنان که ما هم آرزو نمي کنيم دماوند در دامغان باشد.
سر آن دارم اگر باز فرصتي دست داد برابر کوهي بلند بنشينم
چشم در چشمش بدوزم
با او سخن بگويم و از کوچه هاي چهار فصل خاطرات سخن بگويم
دو چاي داغ بريزم و کوه را دعوت کنم
سرماي خفته در يالها و بالهايش را به گرمي نگاهش فراموش کنم
آری چای را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم!
http://www.narenjname.blogfa.com/85114.aspx لينک عکس و بخش انتهائي متن
گروه البرز اگر چه نمی داند برنامه هیئت استان که در حال حاضر تنها هیئت ورزشی مستقر در یک شهرستان است چيست اما اميدوار است اگر برنامه اي هست اطلاع رساني شود .
خبر زير از وبلاگ آقاي تقي پور اخذ شده است.
هيئت كوهنوردي شهرستان دامغان در رشته سنگنوردي داخل سالن عضو ميپذيرد . لذا ازعلاقه مندان به اين رشته مفرح و جذاب در خواست ميگردد تا با آقاي امير حسين مجد ( 09128315234) تماس حاصل فرمايند .
تمرين و ثبت نام آفايان : روزهاي زوج از ساعت 30/17 الي 30/19
مكان تمرين و ثبت نام : سالن جديد تربيت بدني واقع در خيابان ورزش .
ضمنا خواهران عزيز هم ميتوانند با خانم بهرامي (5254616)تماس بگيرند .
ياد آور ميشوم ظرفيت اين رشته محدود بوده و اولويت با كساني ميباشد كه زودتر ثبت نام ميكنند .

یه لحظه تامل توی این غدیر و به قول فلاسفه چرائیش...
یه کم فکر و اون چیزی که نشد و هر آنچه که پیش آمد...
صد شکر از آ ن حرکت و صد حیف بر آن نا فرمانی.
عید شما مبارک
شاید قابل تصور نبود که این کوه نورد قدرتمند قزاق در کوههای هیمالیا به زانو در آید اما آناپورنا که میزان ریسک صعود آن از کی دو هم بیشتر است سال وفاتش را ۱۹۹۷ رقم زد. او هفت قله هشت هزاری را بدون اکسیژن صعود کرده است. او کلا کوهنورد ناشناخته ای بود تا سال ۱۹۹۶ که یکی از فاجعه بار ترین سالهای کوهنوردی در اورست شکل گرفت. سالی که در آن هشت نفر از دو تیم بین المللی جان باختند.نویسنده کتاب 'Into Thin Air' جان کراکوئر که از صعود کنندگان آن سال و عضو یکی از تیمها بود از او و تلاشش برای کمک به دو تیم از هم گسیخته نام می برد. او خود نیز کتابی با نام 'The Climb' دارد که با همراهی " جی وستون دی ولت" تالیف نموده است.
بعضی مطالب از این سایت اخذ شد. http://www.8000metres.com/mountaineers/anatoli-boukreev
نمی دانیم از که گله کنیم و با که درد دل کنیم...
حسرتی عمیق وجودمان را فرا گرفته ...
و چشمهامان خیره به درهای بسته ی پیش رو ...
به خودمان و تمام همشهریان و مهمانهایمان حادثه دلخراش از دست دادن دانشجویان دانشگاه علوم پایه را تسلیت میگوئیم. و زانو در بغل گرفته و لحظات دلتنگیه خود را باخدا درمان میکنیم. فقدانشان دلمان را سخت میفشارد و نبودنشان را مرحمی نمی یابیم سخت دلتنگیم .....


