تبليغاتX
گروه کوه نوردی البرز دامغان

میگن داره سال تحویل میشه

و قتشه آدم سری به خودش بزنه

سر خاکه عزیزانی بره که یه زمانی باهاش بودن و الان نیستن

دوری دور خاطرات و زندگیش بزنه

نمی دونم خدایا

چی بخوام

برا کی بخوام

خدایا آرزوی خیر میکنم برای همه بندهات

آرزو می کنم حرکت از تاریکی به روشنائی

آرزو می کنم جمعی خندان 

دعا می کنم صعودی بی بازگشت و والا

دعا می کنم دیدن کسی که اگر چه من براش چیزی ندارم اما او برای همه هدیه داره

از خدا میخواهم سرازیر شدن بهمنی از پاداش برای بندهاش

از خدا می خوام با تمام فراز و نشیب سال و ماهی که گذشت

بودنش در دل شما بی فراز و نشیب باشه

 

سر سفره دل

توی آینه و اون لحظه که همه چی تحویل میشه

 التماس دعا

 

فک نکنم تا آخر سال پستی داشته باشم

پس جلو جلو میگم

عیدتون مبارک.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 22:26 توسط محمود مزینانی |

شاهوار بلند ترین قله استان و البرز شرقی در شهرستان شاهرود است که معروفترین مسیرهای آن نکارمن و تاش هستند که در تاش فدراسیون قرارگاه مجهزی دارد. مسیر دستیابی به این دو روستا بعد از گذر شاهرود و ادامه مسیر در جاده فریدون کنار در سمت چپ جاده است که ورودی جاده تابلو مجن - به ضمه م و کسر ج - مسیر این دو روستا کوچک می باشد.

از دامغان تا شاهرود یک ساعت و شصت کیلومتر و تا تاش بیست دقیقه با ماشین شخصی است.

دیروز طی یه برنامه دو روزه و بعد از استراحت در شبی سرد بر روی یخهای پایین تر از تنگه فشار عازم شاهوار شدیم .

اگر چه علی تقی پور به جهت آسیب زانو از ادامه صعود بر روی رخ شمالی شاهوار انصراف داد اما دکتر توتونچی از کوه نوردان گروه سیمرغ شاهرود مثل هم رکاب تازه نفس یار یاور من برای صعودی دشوار شد.و مثل نعمتی بهشتی از شت گروه سه نفره ما رسید.

کوه نوردی تحصیل کرده سرحال و فهیم و البته جسور.

صعود ما که به گفته آقای یحیائی- مسئول گروه سیمرغ - حتی در تابستان انجام نشده است.

و جالب اینکه ما به این جهت این گستره پر شیب را با کمک گلنگ صعود نمودیم که هیچ کدام راه نرمال  را نمی دانستیم که این مسیر نرمال تاش بعد از گردنه یکی از قلل روبری شاهوار و بعد از گذر از یک  کاسه در  زیر قله قابل دسترسی است. و این مسیر توسط دوستان آقای یحیائی صعود شد.

حضور ما در قله فقط دو دقیقه طول کشید ساعت 2:30 بود و مسیر بازگشت به تاش طولانی .

 رشته کوه سفید عظیم و باوقار می درخشید.

هفته قبل گروه چهار نفره ای از همنوردان البرز شامل آقایان امین امینیان ، ابوالفضل تیموری (مسئول گروه ) امین نوروزی و مهدی امینی شبی سرد را برای دسترسی به کرکسی و مسیر صخره ایش آن یردامنه های آن بیطویه کرده بودند

بعد از گرفتن عکس توسط دکتر قاسم – هنوز عکسها دستم نرسیده . قرار دکتر میل کنه – سرازی شدیم.

گو اینکه صعود تحت فشار ما فرصتی هم برای عکاسی نگذاشت. شکر که هوا فقط مشتمل بر سوزباد سرد در نواحی بادگذر بود.

در بازگشت پس از  طی دو دهلیز آقا قاسم رو بهمن زد و من در میان دهلیز دوم شاهد غلطیدن و فرو رفتن و بر آمدنش شدم .

خوشبختانه به خیر گذاشت و دکتر توتونچی در میانه های انتهائی نخالهای بهمن از زیر برف بیرون آمد و البته با شوک بهمن . ضمن اینکه کوله پاره شد. عینک و کلاه  رفت و موبایل شکست.و قاسم یک سره خیس شد.

فک کنم در پهنه بعد از دهلیزها تقعر برف پایداری چندانی نشان نداد و فرو ریخت.

من هم با یک قوس تراورس از مسیری دیگر فرود آمدم که آن هم مدام با شکست برف و صدای دلهره آور آن همرا بود. آماده بودم برای فرار و تقلا . مخصوص که بالای سرم چند برج سنگی با سنگهای معلق تکه پاره سنگی  به میان شکفها می ریختند. نمی دانستم اگر این بار بهمن بیاد آیا می توانم  از دست این قاهر برفی نجات پیدا  کنم یانه.

ساعت هفت دامغان بودم .

شاید بعدا دقیقتر نوشتم.

 

من بعد از تاش

 

                        

 

حرکت

 

                              

 

جواد ذاکر نژاد و علی تقی پور

 

                               

 

دکتر توتونچی که در اینجا ناهار مهمانش بودم

 

 

                             

 

و حضرت شاهوار  شاهرود بر فراز نکارمن قبل از تاش

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 18:30 توسط محمود مزینانی |

اینجا عکاسیه پلور

اینجا برای همه جا هست ... اینجا شروع یک کوه نوردی و هم نوردیه .....

اینم دماونده...

با ژست کوچکترین عضو گروه البرز...

فاطمه.

من فاطمه دماوند

این جمعه رفته بودیم یست شرکت نفت در آبعلی.البته برای رسیدن به این عکاسی باید جاده را بعد از آبعلی به سمت پلور یه ده دقیقه ای ادامه داد.یه همچین عکسی رو با کسی دارم که هرگز نمی بینمش

از من او را هزاران یاد باد....

 

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 16:12 توسط محمود مزینانی |

سلام بر حسین و سلام بر زائران اربعین حسین

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 22:42 توسط محمود مزینانی |

کلماتی از یک کوهنورد این وبلاگ دوست جدید ماست . معرفی با برداشتی از وبلاگ خودشان.

اسم من مرتضی هست ......        
عاشق کوه و کوهنوردی
کوهنوردی یک روش زندگی است. روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود.روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه می رود. راهی که رقابت ندارد که به رهروانش حقوق نمی دهند و ایشان را نیازی به سوت وکف مشوقان درقله نیست. ناجی بی منت یکدیگرند.گروه می سازنند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود .مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق.
عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست كه عشق نیست.كوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است. ( هیلاری)
کسانی که با من کار ی دارند می تونن با این شماره با من تماس بگیرند : 09153634944

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 16:43 توسط محمود مزینانی |

منبع: http://www.civilica.com/Paper-SGSI07-SGSI07_048.html
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 19:50 توسط محمود مزینانی |


نماي کلي از محدوده باغو

منبع:http://www.ngdir.org/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=326&index=61

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 19:44 توسط محمود مزینانی |

ميکروستراتيگرافي زمينهاي کرتاسه در جنوب دامغان (کوه بز، کوه پرپا، دشت يزدان آباد و کوه خرگوشي), / ابوالقاسم اسمعيلي‌قيوم‌آبادي؛ به راهنمائي : احمد شميراني

 منبع:http://dbase.irandoc.ac.ir/00290/00290489.htm

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 19:33 توسط محمود مزینانی |

وبلاگ دوست بزرگوارم دکتر فخر داوود و همراهان گرامیشان :

برد

بَرْدْ نام روستايي از توابع ساري مركز استان مازندران است كه در بخش چهاردانگه به مركزيت كياسر و در حدود 100 كيلومتري ساري واقع شده است.

پیوند این وبلاگ در بخش خارج از گود وبلاگ در دسترس است.

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 16:54 توسط محمود مزینانی |

کوه نوردا از زندگی هم نباید غافل باشن . برای اونای که خیلی غرق کوه میشن برای همین تصمیم گرفتم این پست رو بگذارم به یه بار خوندن میرزه!!

 

دو حواصیل برفی: جزیره سانیبل، فلوریداری آمریکا. عکاس: Fabiola del Alcazar

منبع عکس:یک پزشک

در آخرين روز ترم پاياني دانشگاه، استاد به زحمت جعبه سنگيني را داخل کلاس درس آورد. وقتي که کلاس رسميت پيدا کرد، استاد يک ليوان بزرگ شيشه اي از جعبه بيرون آورد و روي ميز گذاشت. سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل ليوان انداخت. آنگاه از دانشجويان که با تعجب به او نگاه مي کردند،
پرسيد: آيا ليوان پر شده است؟ همه گفتند: بله، پر شده.
استاد مقداري سنگ ريزه را از جعبه برداشت و آن ها را روي قلوه سنگ هاي داخل ليوان ريخت. بعد ليوان را کمي تکان داد تا ريگ ها به درون فضاهاي خالي بين قلوه سنگ ها بلغزند. سپس از دانشجويان پرسيد:
آيا ليوان پر شده است؟ همگي پاسخ دادند: بله، پر شده!
استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشت شن را برداشت و داخل ليوان ريخت. ذرات شن به راحتي فضاهاي کوچک بين قلوه سنگها و ريگ ها را پر کردند. استاد يک بار ديگر از دانشجويان پرسيد: آيا ليوان پر شده است ؟دانشجويان همصدا جواب دادند: بله، پر شده!
استاد از داخل جعبه يک بطري آب را برداشت و آن را درون ليوان خالي کرد. آب تمام فضاهاي کوچک بين ذرات شن را هم پر کرد. اين بار قبل از اينکه استاد سوالي بکند دانشجويان با خنده فرياد زدند: بله، پر شده!
بعد از آن که خنده ها تمام شد، استاد گفت: اين ليوان مانند شيشه عمر شماست و آن قلوه سنگها هم چيزهاي مهم زندگي شما مثل سلامتي، خانواده، فرزندان و دوستانتان هستند. چيزهايي که اگر هر چيز ديگري را از دست داديد و فقط اين ها برايتان باقي ماندند، هنوز هم زندگي شما پر است.
استاد نگاهي به دانشجويان انداخت و ادامه داد:ريگ ها هم چيزهاي ديگري هستند که در زندگي مهمند، مثل شغل، ثروت، خانه. و ذرات شن هم چيزهاي کوچک و بي اهميت زندگي هستند. اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل ليوان بريزيد، ديگر جايي براي سنگ ها و ريگ ها باقي نمي ماند. اين وضعيت در مورد زندگي شما هم صدق مي کند.
در زندگي حواستان را به چيزهايي معطوف کنيد که واقعاً اهميت دارند، همسرتان را براي شام به رستوران ببـريد، با فرزندانتـان بازي کنيد و به دوستان خود سر بزنيد. براي نظافت خانه يا تعميـر خرابي هاي کوچک هميشه وقت هست. ابتدا به قلوه سنگهاي زندگيتان برسيد، بقيه چيزها حکم ذرات شن را دارند.

منبع داستان: Absorbing story

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 1:30 توسط محمود مزینانی |

امید کوهستان نام وبلاگ دوست جدید گروهه!!

البته تمام کوه نوردان یه جوری دوستن بی عقد و بی قرارداد!!

امید عزتی پور اهل مرند و ساکن تبریز متولد ۱۳۶۴

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 20:22 توسط محمود مزینانی |