به نام خدا
گزارش صعود به علم کوه
گروه کوهنوردی البرز دامغان
موقعیت:
طول: َ 58 50
عرض: 23َ 36
جهت : شرقی – غربی
ارتفاع: 4850 متر از سطح دریا
سه شنبه 18/4/78
آنقدر ذوق و شوق رسیدن به رودبارک و حضور در جمع دوستانه تیم البرز دامغان در من نهفته است، که نه پیچ و خم جاده چالوس را دیده ام و نه ازدحام سنگین آن همه اتومبیل کلافه ام کرده . هم صحبت و هم کلام یا علی بندر سر مست و سر خوش از صعودی که هنوز انجام نشده، جاده مه آلود را طی نموده و مطابق با قانون همیشگی بدقولی ساعت9:30 شب با استقبال گرم البرزیان در قرارگاه فدراسیون کوهنوردی مواجه ایم. بساط شام و پذیرایی فراهم است،با توجیه نحوه اجرای برنامه برای روزهای آتی ساعت حرکت را 6:30 صبح از قرارگاه به سمت تنگه گلو تعیین می کنیم.
چهارشنبه 19/4/87
نم نم باران و نسیم صبحگاهی و هوای مه آلود موجبات بهجت و شادی را در سیمای همه فراهم آورده. نگرانم خدایا اگر همینطور ببارد چه؟من که چندین بار گزارش هواشناسی را از سایت و مرکز هواشناسی جستجو کرده بودم. توکل بر خدا می رویم. 20 دقیقه تاخیر ارزش بد خلقی اول صبح را ندارد. سبکبال و خندان بر نیسان پژمان نشسته ایم.
8:20 تنگه گلو
رودخانه حصارچال را در پایین و سمت چپ خود می بینیم.حرکت به سمت حصارچال از میان دره کم عرض و پوشیده از برفچال ادامه دارد، به گونه ای که همواره برفچال و رودخانه حصارچال را در سمت چپ داریم. مسیر پاکوب از میان شیب ملایم دره ادامه دارد،پس از طی ساعتی خود را در دشت مصفا و سر سبز حصار چال می بینیم. دشت حصارچال مملو از گلهای ملون،چشمه های زلال و چشم اندازهای بی نظیر است ،وفرصتی مغتنم برای عکسهای به یاد ماندنی.
10:50 صبح حصارچال- استقرار و برقراری کمپ
طول: 59َ 50
عرض: 20َ 36
ارتفاع : 3754
انبوهی از قلل بالاتر از 4000 متری چون منار، ستاره، لشکرک بزرگ و کوچک،کرک سو و ...از هر طرف به پیشوازمان آمدند ،به پیشنهاد ابوالفضل مقرر می شود سه نفر از اعضاء مشتمل بر خودش ، سرکار خانم تیموری و بندر، قله را از مسیر مرجیکش یک روزه صعود نمایند. تجربه و توانایی اومانع از مخالفت است ، در کمال نا باوری این مهم را تنها در عرض 5/6 ساعت محقق می نمایند.
17:40 لشکرک
طول: 58َ 50
عرض : 20َ 36
ارتفاع دریاچه : 3962
لشکرک را برای هم هوایی انتخاب نموده ایم. از محل کمپ حدودا ً یک ساعت و پانزده دقیقه در امتداد جنوب طی کردیم. با رویارویی دریاچه ها و منظر بدیع لشکرک، آنچنان مسحور و متأثراز آن هستیم که ترجیح می دهیم ضمن هم هوایی ساعتی را در اطراف دریاچه به گشت و گذار و شناسایی بپردازیم. تصمیم به بازگشت گرفته ایم. 19:30 در کمپ نشسته و تیم ابوالفضل نرسیده اما در دقت و تجربه و وسواس او شک ندارم.هنوز چشم براهیم که از دوردست می بینیمشان ،فریاد می زنیم آمدن،آمدن.به استقبالشان می شتابیم و سخاوتمندانه ما را در شیرینی صعودشان سهیم می کنند و جشن می گیریم.با چای داغ پذیرایشان هستیم. فرصت کافی برای استراحت و شام داریم. مهدی زحمت پخت سوپ خوشمزه اش را می کشد و زحمت خوردنش با ما . دستش درد نکند.برای خواب عجله داریم، فردا روز بزرگی است.
پنجشنبه 20/4/87
هیجان و نگرانی دیروز، امروز به ابوالفضل منتقل شده.همه ما را از زیر قرآن کریم عبور داده و خود بدنبال ما رأس 6 صبح در امتداد 276 درجه به سمت یال مرجیکش حرکت می نماید.سمت راست خود مرجیکش و سمت چپ زرده گل و خرسان ها را در مقابل می بینیم. تا قسمت انتهایی یال مرجیکش مسیر پاکوب را طی کرده ایم. پس از خوردن چاشت و خداحافظی با ابوالفضل، از همانجا به سمت بالا تغییر مسیر می دهیم. هر چه بالاتر می رویم قلل بیشتری نمایان می شود.شوق دیدن قله مضاعف شده. مهدی همچنان صبورانه به آهستگی و منظم حرکت می کند. اکنون در مقابل خود قله را دیده ایم. مسیر پاکوب به همان سمت ادامه دارد. نیم ساعت مانده به قله شیب مسیر تند و جنس زمین سنگلاخ شده.با درایت مهدی در نحوه حرکت هرگز خستگی را در سیمای دوستانم نمی بینم، که همواره انگیزه و قدرت تیم در رسیدن به قله ستودنی است.
12:9 صبح روز پنجشنبه مورخ 20/4/87 تیم البرز دامغان بر بلندای علم کوه ایستاده ،سکوت ناشی از غرور در چشمانمان موج می زند. عکس یادگاری می گیریم. دیواره های علم کوه را می بینیم و به یاد همه کسانیکه دوستشان داریم هستیم.به قول مهدی:جای همه خالی. در نگاهمان ، گاممان،نفسمان، همه بودند. پس از40 دقیقه تصمیم به بازگشت گرفتیم. از میانه راه مسیر را به سمت دره ای که منتهی به گرده جنوبی علم کوه است تغییر مسیر میدهیم، و از همان دره که پوشیده از برف می باشد تا منطقه حصارچال را می پیماییم. تیم ابوالفضل به استقبالمان آمدند و به تلافی دیروز در شیرینی صعودمان سهیمشان می کنیم.با اندکی استراحت و صرف ناهار اقدام به جمع آوری کمپ می نماییم. مسیر بازگشت همان مسیر امدن است. 18:15 به نیسان می رسیم. افق نگاهمان را با علم کوه گره میزنیم ورهسپار رودبارک می شویم.
شب را در رودبارک به سر می بریم و سرشاریم از خاطرات صعود .خاطراتی که در لوح جانمان ثبت شد و اگر نبود مهر و لطف خدا –دقت ابوالفضل در برنامه ریزی- صبر و درایت مهدی – شوخ طبعی بندر-پیشقدمی ایمان در خدمت- نظم و همراهی و مشارکت، رقیه، نیره، طاهره و مریم ها،امروز در بین میلیارد ها انسان این توفیق نصیب مان نبود.
جمعه 21/4/87
یکدیگر را تا صعود بعد به خدا می سپاریم. اما هنوز سرشارم از ذوق شوق ، پیچ و خم جاده چالوس را نمی بینم – ازدحام ماشینها کلافه ام نمی کند، هم صحبت و هم کلام با علی بندرم و سر مست از صعودی که انجام شده.
پایان
نفرات
خانمها: مریم و طاهره مزینانی،مریم شیرازیان، نیره اوحدی زاده، رقیه تیموری
آقایان: ابوالفضل تیموری، مهدی امینی، ایمان صفدری، علی رضایی(بندر) ، امین امینیان.
مسافت پیموده شده از تنگه گلو وبازگشت: 28 کیلومتر.
هزینه اجرای برنامه :550000 تومان.
امین امینیان
جمعه رفته بودم دریاچه اوان در ۸۲ کیلومتری قزوین جای شما خالی . عکهاشو براتون میگذارم .
دوم:
آقای نعمتی از گروه نانگاپاربات مفقود شده.
سوم:
در مورد گروه نانگاپاربات هر چی دارید بنویسید.