تبليغاتX
گروه کوه نوردی البرز دامغان
نشاط کوهستان - بهمن 871127در چه جاهايي خطر بهمن وجود دارد؟

1- شيب، يكي از عوامل بسيار مهم در سقوط بهمن است. روي شيب‌هاي خيلي تند (بيشتر از 50 درجه) چون برف قبل از انباشته شدن به طور طبيعي به پايين سرازير مي‌شود، خطر سقوط بهمن معمولاً زياد نيست. روي شيب‌هاي خيلي ملايم (كمتر از 25 درجه) نيز خطر بهمن معمولاً زياد نيست. تحقيقات بهمن‌شناسان فرانسوي نشان مي‌دهد كه بهمن‌هاي تخته‌اي، عمدتاً روي شيب‌هاي 30 تا 45 درجه است و بيشترين بهمن‌ها از روي شيب‌هاي 35 تا 40 درجه سقوط كرده است. كوهنوردان و اسكي‌بازان امريكايي اهميت فوق‌العاده‌اي براي عامل شيب قائل هستند. هر كوهنورد يا اسكي‌باز كوه، هميشه يك شيب‌سنج كوچك در جيب دارد تا با آن ميزان خطر ريزش بهمن را برآورد كند.

2- با تند شدن شيب، ثبات لايهفوقاني برف كاهش يافته و خطر بهمن افزايش مي‌يابد.

3- پوشش زمين. پوشش طبيعي خاك كه ارتباط بين مانتو برفي (توده برف) و خاك را برقرار مي‌كند نيز البته نه به اندازه شيب، مهم است. زمين‌هاي صاف و صيقلي و يا بدون ستي و بلندي و شيب‌هايي كه داراي بوته‌هاي كوچك يا چمنزار و علف هستند، بهمن‌خيز است. به عكس، شب‌هاي پر سنگلاخ و به ويژه با تخته‌سنگ‌هاي بزرگ و يا درخت و درختچه و يا بوته‌هاي بزرگ- مثل گون- معمولاً برف را به خوبي نگه مي‌دارند. يكنواختي شيب بسيار خطرناك است. به همين خاطر معمولاً با خاكبرداري، لين شيب‌ها را پله‌پله مي‌كنند.

چه موقع خطر بهمن زياد مي‌شود؟

باد عامل بسيار مهمي در افزايش خطر سقوط بهمن است به ويژه اگر در چند روز گذشته به شدت وزيده باشد. باد موجب تلمبار شدن برف در برخي نقاط مي‌شود، ضخامت برف را افزايش مي‌دهد و باعث به وجود آمدن نقاب‌هاي برفي در خط‌اراس‌ها و گردنه‌ها مي‌شود. فراموش نكنيم كه عبوراز شيب‌هايي كه در بالايشان نقاب‌هاي برفي درست شده، فوق‌العاده خطرناك است.

بارش برف چون وزن اضافي بر مانتو برفي مي‌گذارد، ثبات آن را كاهش مي‌دهد. البته سقوط بهمن پس از بارش برف، بستگي به مقدار بارش، وزن مخصوص برف و شيب كوه دارد. با اين حال، به طور كلي مي‌توان گفت كه با ريزش 30 سانتيمتر برف جديد روي شيب‌هاي تند (بيش از 35 درجه) خطر جدي مي‌شود و با 80 سانتيمتر برف جديد، حتي شيب‌هاي متوسط هم خطرناك مي‌شوند.

هواي گرم و ملايم به سرعت لايه‌ها را به هم پيوند مي‌دهد و در نتيجه، خطر سقوط بهمن را كاهش مي‌دهد. به عكس، اگر اين گرما نسبتاً زياد باشد، خطر را افزايش مي‌دهد، زيرا برف را به قطرات آب تبديل مي‌كند و لايه‌هاي فوقاني برف روي اين قطرات مي‌غلتند و به پايين سرازير مي‌شوند. بارش كمي باران نيز چسبندگي برف را افزايش مي‌دهد، ولي اگر بارش از حدي بگذرد، مانتو برفي ثبات خود را از دست خواهد داد.

از اواسط فروردين به بعد، در ارتفاعات 3000 متر به بالا، تابش خورشيد مانتو برفي را- به ويژه جبهه‌هاي جنوبي- بي‌ثبات مي‌كند و در بعد از ظهرها، بهمن‌هاي آبكي سرازير مي‌شود.

سرعت بهمن

سرعت بهمن برف آبكي 55 تا 70 كيلومتر در ساعت، سرعت بهمن برف خشك 110 تا 140 كيلومتر در ساعت و سرعت بهمن‌پودر 220 تا 290 كيلومتر در ساعت مي‌باشد. همچنين، نيروي فشار حاصل از بهمن مي‌تواند به 20 تن برسد.

شكل‌هاي مختلف برف

شكل برف بستگي تام به دماي محيط دارد:

از 10 تا 5 درجه زير صفر، سوزني شكل، از 5 تا 10 درجه زير صفر، استوانه‌اي، بادامي شكل.

از 10 تا 13 درجه زير صفر، پهن، بادامي شكل، از 13 تا 17 درجه زير صفر، شش گوش، از 18 تا 25 درجه زير صفر، استوانه‌اي پهن. شكل برف از اين لحاظ مهم است كه ميزان چسبندگي و قدرت اتصال مانتو برف (توده برف) را تعيين مي‌كند و در نتيجه احتمال ريزش بهمن را كاهش يا افزايش مي‌دهد.

وزن برف

شخص مدفون زير بهمن تحت فشاري است كه وزن و ارتفاع بهمن بر او وارد مي‌كند. وزن يك متر مكعب برف بستگي به مقدار آب موجود در آن دارد.

برف تازه

برف‌پودر، 30 تا 60 كيلوگرم

برف فشرده سبك، 100 تا 200 كيلوگرم

برف كهنه

برف شناور، 200 تا 300 كيلوگرم

برف خشك نشست كرده، 300 تا 400 كيلوگرم

برف آبدار نشست كرده، 400 تا 450 كيلوگرم

برف زيرين خشك، 400 تا 700 كيلوگرم

برف زيرين آبدار، 600 تا 800 كيلوگرم

با استفاده از آمار، كساني كه دچار بهمن شده‌اند، تعيين كرده‌اند كه با گذشت زمان احتمال زنده ماندن بهمن‌زده چقدر است. شخص مدفون در زير يك متر برف با گذشت زمان شانس زنده ماندنش به سرعت كاهش مي‌يابد.

به طور كلي مي‌توان گفت كه با گذشتن هر يك ساعت، شانس زنده ماندن نصف مي‌شود.

نشاط کوهستان - بهمن 871127در ساعت اول، شانس زنده ماندن بهمن‌زده حدود 45 درجه است. در ساعت دوم شانس او به 28 درصد، در ساعت سوم به 18 درصد و در ساعت چهارم به 10 درصد كاهش مي‌يابد. به عبارت ديگر، از ساعت چهارم به بعد، تنها يك نفر از 10 نفر را مي‌توان از زير بهمن زنده خارج كرد. در ضمن اين نكته نيز قابل ذكر است كه از همان لحظات اول در اثر ضربه و فشار بهمن و اصابت به صخره و سقوط از بلندي و از اين قبيل صدمات، جان خود را از دست مي‌دهند.

بهمن‌زده هر قدر در عمق كمتري مدفون شده باشد، شانس بيشتري براي زنده ماندن دادر. به همين خاطر است كه توصيه مي‌كنند با شنا يا پرش كردن، سعي كنيم روي سطح بهمن باقي بمانيم. همان طور كه نمودار نشان مي‌دهد، در عمق كمتر از 50 سانتيمتر، شانس زنده ماندن به كمتر از 10 درصد مي‌رسد.

از : سایت جامع آموزش کوه نوردی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 22:44 توسط امین امینیان |

با سلام و احترام.
   برروی قلب آقای محمدحسین دارنده از پیشکسوتان کوهنوردی دامغان عمل جراحی قلب انجام گردید
مراتب جهت اطلاع
تلفن منزل محمدحسین دارنده 5233810

یک نکته : تعداد پستهای صفحه اصلی به پیشنهاد یکی از دوستان به یک سوم یعنی ۱۰ پست کاهش یافت.دلیل دوستامان هم سریعتر لود شدن صفحه وبلاگ بود.البته دیگر پیشنهاد به جا و شایسته ایشان استفاده بیشتر از عکس می باشد که انشا الله رعایت فرمائید.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 10:57 توسط محمود مزینانی |

سلام خدمت دوستان
شاید تعجب کنید که با وجود دستگاه های پیشرفته GPS چه نیاز به یادگیری قطب نما احساس می شود . شاید بدانید که پیشرفته ترین کشتی هایی که در دریاها تردد می کنند که مجهز به بهترین مسیریاب ها و رادارهای برای تشخیص مسیر هستند ولی چک لیست های مربوط به قطب نما هنوز در آنها وجود دارد .
همه کوه نوردان شاید دستگاه جی پی اس نداشته باشند و یا یاد گیری و استفاده آن کمی مشکل بنظر می رسد هر چند با یک دوره مختصر قابل آموزش می باشد . ولی اگر شما نیز مانند بقیه کوه نوردان از نظر مالی مشکل دارید ولی می توانید یک قطب نمای نظامی مدل ام یک را خریداری نمایید می توانید مطلب این پست را به دقت مطالعه نمایید .
توجه داشته باشید که اگر استفاده از قطب نما در طول سالیان کوه نوردی شما فقط قادر باشد در یک برنامه به شما کمک نماید ارزش به همراه بردن آن در تمام برنامه کوه نوردی را خواهد داشت .

قطب نمای M1

ساختمان و اجزای قطب نمای M1

1 – دستگيره يا شصتي : حلقه اي است كه در انتهاي قطب نما قرار دارد و براي نگهداشتن قطب نما به حالت تراز در موقع استفاده بكار مي رود.

2 – درب قطب نما : درپوشي است آلومينيومي كه در وسط آن تار موئي قرار دارد و كاربرد تارموئي مانند مگسك اسلحه است و دو سر تار موئي دو نقطه فسفري (شبنما) وجود دارد و در موقع كار شبانه از آن استفاده مي شود .در حاشيه درب قطب نما خط كشي تعبيه شده است و بر اساس مقياس 000/50 : 1 بر مبناي كيلومتر مدرج شده است.

3 – تيغه نشانه روي و عدسي چشمي : تيغه ايست كه بالاي آن شكاف كوچكي همانند شكاف درجه اسلحه است و با زاويه 45 درجه نسبت به صفحه مدرج قرار ميگيرد و در موقع گرا گرفتن با كمك تار موئي بكار مي رود. در اين حال توسط عدسي چشمي كه در وسط تيغه تعبيه شده اعداد مربوط به گراي هدف نشانه روي شده قرائت مي شود. خواباندن تيغه بر روي صفحه قطب نما سبب قفل شدن صفحه مدرج مي شود.

4 – بدنه : كليه اجزاي قطب نما در داخل بدنه كه از جنس آلومينيوم است قرار دارد. در كنار اين محفظه خط كشي تعبيه شده كه با باز شدن كامل درب قطب نما ، خط كشي قطب نما را كامل ميكند.

5 – طوقه كار در شب : طوقه متحركي است كه جداره خارجي آن دندانه دار است و تعداد 120 دندانه دارد اين دندانه ها با زائده اي در كنار قطب نما در تماس است كه به هنگام چرخش تق تق صدا ميدهد و هر تقه برابر 3 درجه است . بر روي صفحه طوقه يك خط و يك نقطه فسفري مشاهده مي شود كه در موقع كار در شب از آن استفاده ميشود.(زاويه بين خط و نقطه 45 درجه و 15 تقه است)

6 – صفحه ثابت : در زير طوقه كار درشب صفحه شيشه اي ثابتي قرار دارد كه روي آن يك خط سياه بنام شاخص تعبيه شده . اين خط درست در امتداد شكاف تيغه نشانه روي و تار موئي قرار دارد كه در موقع گرا گرفتن هر عددي زير شاخص باشد گراي آن امتداد است.

7 – صفحه مدرّج : صفحه ايست لغزنده كه عقربه مغناطيسي روي آن نقش بسته است .بر روي اين صفحه دو گونه تقسيم بندي وجود دارد.

الف : تقسيم بندي داخلي كه برحسب درجه صورت گرفته و به رنگ قرمز ميباشد كه به ازاي هر 5 درجه علامت گذاري وهر 20 درجه عددگذاري شده است.(محيط دايره به 360 قسمت مساوي تقسيم شده و زاويه بين دو شعاع دايره كه يك قسمت را فرا گرفته است ، يك درجه نام دارد).

ب : تقسيم بندي خارجي كه برحسب ميليم غربي و برنگ سياه است كه به ازاي هر 20 ميليم علامت گذاري و هر هر 200 ميليم عددگذاري شده است ولي دو صفر سمت راست آن اعداد بمنظور اختصار حذف شده است.(در اين تقسيم بندي محيط دايره به 6400 قسمت تقسيم شده كه هر قسمت آنرا يك ميليم گويند).

نكاتي كه قبل از كار باقطب نما ي M1  بايد به آن توجه كرد

الف -  اطمينان از سالم بودن قطب نما :

هر فرد بايد هنگام كار با قطب نما در بدو امر اطمينان از سالم بودن كليه قسمتهاي آن داشته باشد كه موارد آن به شرح زير است :

1 – قسمت خط كشي كاملاً صاف و خوانا باشد و مدرّجات آن ضربه نخورده باشد.

2 – طوقه كار درشب سالم باشد و صداي تق تق داشته باشد.

3 – اهرم ثابت كننده صفحه لغزنده سالم باشد و بتواند اين صفحه را ثابت كند.

4 – بهنگام تثبيت صفحه لغزنده قطب نما را تكان داده تا از عدم حركت آن اطمينان حاصل شود.

5 – خط شاخص سياه رنگ و شكاف تيغه و تار موئي روي هم قرار داشته باشند(در امتداد هم باشند).

6 – با چرخش 360 درجه اي قطب نما اطمينان از صحيح كاركردن صفحه لغزنده و عقربه مغناطيسي داشته باشيد.

7 – مدرّجات گرا ، درجه و قسمتهاي فسفري كار در شب كاملاً خوانا و سالم باشند.

ب – صحيح در دست گرفتن قطب نما :

1 – درب قطب نما در روز 90 درجه و در شب 120 الي 150 درجه باز شود.

2 – تيغه نشانه روي با زاويه 45 درجه باشد.

3 – انگشت شصت را داخل دستگيره قرار داده.

4 – قطب نما را بصورت تراز و افقي روبروي چشم قرار دهيد.

طرز كار با قطب نماي M1 در روز

الف – تعيين گراي يك امتداد (گرا گرفتن ) در روز :

1 – درب قطب نما را بطور قائم باز مي كنيم و انگشت شصت دست راست را داخل حلقه نگهدارنده قرار مي دهيم و قطب نما را بصورت كاملاً افقي و تراز در دست ميگيريم.

2 – تيغه نشانه روي را بصورت 45 درجه نسبت به صفحه مدرج باز و قطب نما را به چشم نزديك مي كنيم و از داخل شكاف تيغه نشانه روي و شكاف درب قطب نما طوري به هدف نگاه مي كنيم كه تار موئي درست روي هدف باشد.

3 – در همين حال از داخل عدسي چشمي به صفحه مدرج لغزنده بدون حركت دادن دست نگاه مي كنيم و عددي را كه زير خط سياه شاخص قرار دارد مي خوانيم اين عدد گراي هدف مورد نظر است.

ب – تعيين امتداد يك گرا (گرا بستن ) در روز :

براي تعيين يك امتداد با مشخص بودن گراي آن به ترتيب زير عمل مي نمائيم.

1 – درب قطب نما را بطور قائم باز مي كنيم و انگشت شصت دست راست را داخل حلقه نگهدارنده قرار مي دهيم و قطب نما را بصورت كاملاً افقي و تراز در دست ميگيريم.

2 – تيغه نشانه روي را بصورت 45 درجه نسبت به صفحه مدرج باز مي كنيم و به همراه قطب نما دور خود مي چرخيم تا عدد مربوط به گراي مورد نظر زير خط شاخص سياه قرار بگيرد.

3 – در اين حال امتداد شكاف تيغه و تار موئي ، امتداد مورد نظر است. و اگر بخواهيم به سمت گراي مورد نظر حركت كنيم ضمن اينكه قطب نما را بدون حركت نگاه داشته ايم ، از داخل شكاف تيغه و شكاف درب قطب نما به جلو نگاه ميكنيم ، تار موئي روي هر شيئي را كه در جلو ديده شود بعنوان نقطه كمكي در نظر مي گيريم سپس قطب نما را بسته به طرف آن نقطه حركت ميكنيم . اين مراحل را تا رسيدن به هدف تكرار مي كنيم. (البته بايستي در نظر داشت كه حتماً مسافت طي شده را بايد ثبت كرد ).

طرز كار با قطب نماي M1 در شب

الف – تعيين گراي يك امتداد (گرا گرفتن ) در شب :

1 – درب قطب نما را با زواياي 120 الي 150 درجه باز و تيغه نشانه روي را از روي صفحه بلند مي كنيم تا صفحه مدرج آزاد شود.

2 – طوقه كار در شب  را آنقدر مي گردانيم تا خط فسفري در امتداد دونقطه فسفري دوسر تار موئي منطبق شود. سپس قطب نما را بطور افقي و تراز در دست نگاه مي داريم.

3 – از داخل تيغه نشانه روي و شكاف بالاي درب قطب نما به هدف نگاه مي كنيم و بدون حركت دادن قطب نما ، به آهستگي تيغه نشانه روي را با شصت دست چپ مي خوابانيم تا صفحه مدرج قفل شود.

4 – طوقه كار در شب را در جهت خلاف عقريه ساعت مي چرخانيم تا خط فسفري واقع بر طوقه كاردرشب روي عقربه شمال مغناطيسي كه شبنماست منطبق شود . در همين حال تعداد تقه ها را شمرده و در عدد 3 ضرب مي كنيم تا گراي هدف بدست آيد.

(براي سرعت عمل بيشتر درصورتيكه تعداد تقه ها از 60 بيشتر بود ، يعني عقربه مغناطيسي از گراي 180 رد مي شود ميتوانيد طوقه كار در شب را در جهت حركت عقربه ساعت بچرخانيد و تعداد تقه هاي بدست آمده را از 120 كم كنيد و حاصل را در 3 ضرب كنيد تا گراي مورد نظر يدست آيد.

ب – تعيين امتداد يك گرا (گرا بستن ) در شب :

1 – درب قطب نما را با زواياي 120 الي 150 درجه باز و تيغه نشانه روي را از روي صفحه بلند مي كنيم تا صفحه مدرج آزاد شود.

2 – طوقه كار در شب  را آنقدر مي گردانيم تا خط فسفري در امتداد دونقطه فسفري دوسر تار موئي منطبق شود. سپس قطب نما را بطور افقي و تراز در دست نگاه مي داريم.

3 – گراي داده شده را تقسيم بر 3 مي كنيم تا تعداد تقه ها مشخص شود . سپس طوقه كار در شب را به تعداد تقه ها در جهت خلاف عقربه ساعت مي چرخانيم .

4 – سپس دور خود بچرخيد تا عقربه شمال مغناطيسي زير خط فسفري منطبق شود. بدون اينكه اين انطباق بهم بخورد قطب نما را بالا آورده و از داخل شكاف تيغه نشانه روي و شكاف بالاي نقاط شبنما به جلو نگاه كنيد و تار موئي روي هر چيز قرار گرفت (درخت ، سنگ ، بوته ، خودرو …)آنرا بعنوان نقطه نشاني در نظر مي گيريم و به سمت آن حركت مي كنيم.

تذكر 1 : (چون در شب ديد محدود است و نقطه نشاني يا كمكي را نمي توان دور انتخاب نمود و بايد نقطه كمكي را نزديك انتخاب كرد در نتيجه تعداد آنها زياد خواهد شد و بايد اين عمل را بيشتر تكرار كنيد.چنانچه نقطه نشاني مشخصي وجود نداشت ميتوانيد يكنفر را به جلو بفرستيد تا جائيكه ديده شود و او را به چپ و راست هدايت كنيد تا روي تار موئي قرار گيرد و بعد بطرف او حركت كنيد ).

تذكر 2 : (از آنجائيكه همه اعداد بر 3 قابل قسمت نيستند و عدد مشخصي براي تقه ها بدست نمي آيد لازم است اينگونه اعداد را با كم و يا اضافه كردن 1 درجه به يكي از مضارب عدد 3 تبديل كنيم و سپس تبديل به تقه كرده و به قطب نما ببنديم. در اينحالت بعد از 1000 متر طي مسافت اگر يك واحد به گراي اوليه اضافه كرده باشيم ، بايد 18 متر به چپ و اگريك واحد از گرا كم كرده باشيم ، 18 متر به راست مسير بيائيم تا انحراف ايجاد شده ناشي از تغيير اعداد درجه تصحيح شود.

گراي معكوسBack Azimuth

هر مسيري را كه در نظر بگيريد داراي دو گرا ميباشد . يكي گراي رفت و ديگري گراي برگشت .(گراي اصلي همان زاويه ايست كه عقربه مغناطيسي قطب نما نشان ميدهد) اما گراي معكوس درست بر عكس و خلاف جهت  مسير اصلي بوده و بعبارتي 180 درجه با آن اختلاف دارد .كه به اين گرا ، گراي معكوس گفته ميشود. براي پيدا كردن گراي معكوس در مسير كافيست اين 180 درجه اختلاف را در گراي اصلي تأثير بدهيم . بدين ترتيب كه اگر گراي اصلي از 180 درجه بيشتر بود بايد 180 درجه از آن كم كنيم و چنانچه گراي اصلي از 180 درجه كمتر بود بايستي 180 درجه به آن اضافه كنيم.

                 180     درجه              +  يا  -  گراي رفت = گراي برگشت

              3000      ميليم شرقي     +  يا  -  گراي رفت = گراي برگشت

             3200       ميليم غربي      +  يا  -  گراي رفت = گراي برگشت

گراي مركّب

الف - عبور از موانع :

در عمليات گشتي ، شناسائي و يا مأموريتهايي كه لازم است ستون راهپيمائي در منطقه دشمن مسير مشخصي را از مبدأ به مقصد طي كند درطول مسير امكان داردبه موانع پيش بيني نشده و احتمالي از قبيل (رودخانه ، ميدان مين ، مواضع دشمن و ) برخورد نمايد.و از طرفي انتخاب يك مسيرمستقيم بين نقطه مبدأ و مقصد اغلب امكان پذير نيست از اين رو ناگزير مسير راهپيمائي متناسب با عوارض ميان راه بصورت خط شكسته انتخاب ميشود و گراها و فواصل اين خطوط بطور جداگانه محاسبه و يادداشت ميشود. بطوركلي موانع را ميتوان به دو صورت تقسيم كرد :

1 – موانعي كه آن طرفشان پيداست :

در رابطه با اين موانع بعد از برخورد به دو روش ميتوان عمل نمود.

روش اول : ميخواهيم از عرض رودخانه اي عبور كنيم براي اين منظوركافي است در امتداد گراي مورد نظر يك نقطه نشاني درآنطرف رودخانه در نظر گرفته و با طي مسافتي از عرض مانع عبور نمائيم سپس كنار نقطه نشاني قرار گرفته و در راستاي همان گرا ، مسير را ادامه داده تا به مقصد برسيم.

روش دوم : چنانچه آن طرف مانع نقطه نشاني مناسبي در امتداد گرا وجود نداشته باشد بايد در اين سوي مانع با علامت گذاري دو نقطه كمكي به فاصله چند متر از يكديگر در امتداد مسير كه از آن سوي مانع قابل رؤيت باشد ايجاد كنيد و پس ازعبور از مانع طوري قرار بگيريد كه هر دو علامت را در يك راستا منطبق بر هم مشاهده كنيد سپس در محل كنترل ،گراي امتداد مورد نظر ( هدف ) را دوباره گرفته و به حركت خود ادامه ميدهيم.

2 – موانعي كه آن طرفشان پيدا نيست :

 در اينگونه مواقع بايد بررسي شود كه از كدام سمت مانع حركت كنيم تا زودتر از مانع عبور نمائيم. اگر خواستيم از سمت راست حركت كنيم بايد 90 درجه يا 1500 ميليم شرقي يا 1600 ميليم غربي به گراي خود اضافه كنيم.

اگر خواستيم از سمت چپ حركت كنيم بايد 90 درجه يا 1500 ميليم شرقي يا 1600 ميليم غربي از گراي خود كم كنيم.

تذكر :

چنانچه گراي حركت در طول مسير كمتر از 90 درجه باشد و بخواهيم به سمت چپ حركت كنيم كافي است محاسبه زير را انجام دهيم.

مثال : گراي حركت در چپ  ــــــــــ 90 درجه  -  (گراي حركت  + 360 )

در صورتيكه گراي حركت بيش از 270 درجه باشد و بخواهيم به سمت راست تغيير مسير دهيم كافي است محاسبات زير را انجام دهيم.

مثال : گراي حركت از راست ــــــــــ  360 درجه  -  (گراي حركت  +  90 )

ب – گرا گيري از كنار اجسام آهني :

در مباحث قبلي ذكر شد كه هنگام كار با قطب نما بايد به مقدار مناسبي از ميدانهاي مغناطيسي  (آهن و …) و ميدانهاي الكتريكي (برق فشار قوي و …) فاصله گرفت و در بعضي موارد مجبوريم از كنار اجسام فلزي (دكل ديدباني ) گراگيري را انجام دهيم در اينحالت روي عقربه مغناطيسي اثر گذاشته و عقربه را به چپ و راست منحرف ميكند . در نتيجه گراي واقعي را نمي توانيم اندازه گيري كنيم براي رفع اين مشكل بايد مقدار انحراف عقربه را محاسبه و با توجه به جهت آن به گراهاي بعدي اضافه و يا كم نمائيم كه براي انجام اين امر لازم است موارد زير را انجام دهيم.

الف) ابتدا از كنار يك جسم غير فلزي گراي مركز دكل را دقيقاً اندازه گيري نماييد(گراي واقعي و مستقيم)

ب ) اكنون گراي واقعي و مستقيم را معكوس نمائيد.

ج  ) بداخل دكل فلزي مراجعه كرده و از مركز آن گراي نقطه نشاني غير فلزي را اندازه گيري كنيد.

د  ) در اين حالت دو گرا ، يكي واقعي و ديگري غير واقعي در اختيار داريم كه تفاضل دو گرا را محاسبه مي نمائيم و طبق موارد زير در گراهاي بعدي مقدار انحراف را دخالت ميدهيم.

حالت 1 :

اگر گرائي كه از كنار اجسام آهني گرفته شده كوچكتر از گراي معكوس جسم غير آهني باشد بدين معني است كه جسم آهني روي قطب نما اثر گذاشته و گراها را كمتر از گراي واقعي نشان ميدهد. لذا بايد تفاضل ايندو گرا را به گراهاي بعدي اضافه نمود تا گراي واقعي امتدادها بدست آيد.

مثال :                         4500  ›  4450 =  گراي واقعي  ›  گراي غير واقعي

        تفاضل دو گرا  50  =  4450  -  4500

رابطه يك :

گراي تصحيح شده  =  مقدار انحراف  +  گراي اندازه گيري شده هدف

                                      گراي تصحيح شده  4750  =  50  +  4700 

حالت 2 :

اگر گرائي كه از كنار اجسام آهني گرفته شده بزرگتر از گراي معكوس جسم غير آهني باشد به اين معني است كه جسم آهني روي قطب نما اثر گذاشته و گراها را بيشتر از گراي واقعي نشان مي دهد لذا بايد تفاضل اين دو گرا را از گراهاي بعدي كم نمود تا گراي واقعي امتدادها بدست آيد.

مثال :                       4750  ‹  4800  =  گراي واقعي  ‹  گراي غير واقعي

        تفاضل دو گرا  50  =  4750  -  4800

رابطه دو :

گراي تصحيح شده  =  مقدار انحراف  -  گراي اندازه گيري شده هدف

گراي تصحيح شده  1650  =  50  -  1700

تخمين مسافت با قطب نما

ازمحل خود گراي هدف را برحسب ميليم ميگيريم وسپس به اين گرا 1600ميليم اضافه يا كم مي كنيم وبا گراي بدست آمده جديد يك نقطه نشاني پيدا مي كنيم و به سمت آن نقطه پيش مي رويم و مسافت دلخواه طي شده را محاسبه مي كنيم . بار ديگر گراي هدف را اندازه ميگيريم و از رابطه زير مسافت در عمق را بدست مي آوريم.

مسافت دلخواه طي شده ( به متر )   =  مسافت مبدأ تا هدف ( كيلو متر )

                  اختلاف دو گراي هدف (به ميليم )

تبديلات

يك فرد نظامي لازم است بتواند ميليم شرقي و غربي وهمچنين تقه ها را به يكديگر تبديل نمايد. وبراي اين كار ناگزير به استفاده از روش مناسب و اصول چهار عمل اصلي در رياضي ميباشد.

براي تبديل گراي غربي به گراي شرقي و بالعكس از رابطه هاي زير استفاده مي كنيم .

گراي شرقي  =  16 : 15 × گراي غربي

مثال ) گراي 2400 ميليم غربي را به گراي شرقي تبديل كنيد ؟ 

ميليم شرقي 2250  = 16  :  15  ×  2400

گراي غربي  =  15 : 16 × گراي شرقي

مثال ) گراي 4500 ميليم شرقي را به گراي غربي تبديل كنيد ؟      

 ميليم غربي  4800 = 15 : 16 × 4500

تبديل گرا به درجه :

يك درجه برابر است با 7/16 ميليم شرقي                7/16 = 66/16 = 360 : 6000                  

يك درجه برابر است با 8/17 ميليم غربي                8/17 = 77/17 = 360 : 6400             

گرا بر حسب درجه   =  7/16 :  گراي شرقي

گرا بر حسب درجه   =  8/17 :  گراي غربي

تبديل درجه به گرا :

ميليم شرقي = 7/16 × درجه                      

 ميليم غربي = 8/17 × درجه

براي تبديل تقه هاي قطب نماي M1  از رابطه زير استفاده مي نمائيم.

چون يك تقه M1 برابر 3 درجه ميباشد پس:

هر تقه برابر است با 50 ميليم شرقي                                     (50 = 7/16 × 3 )

هر تقه برابر است با 4/53 ميليم غربي                               ( 4/53 = 8/17 × 3 )

براي تبديل تقه هاي قطب نماي منشوري از رابطه زير استفاده مي نمائيم.

چون يك تقه قطب نماي منشوري برابر يك ونيم ( 5/1 ) درجه ميباشد پس :

هر تقه قطب نماي منشوري برابر 25 ميليم شرقي است          ( 25 = 7/16 × 5/1 )

هر تقه قطب نماي منشوري برابر 7/26 ميليم غربي است      ( 7/26 = 8/17 × 5/1 )

از : آموزش نظامی

بر گرفته نشاط کوهستان

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 23:59 توسط امین امینیان |

برخی از اصول پایه در کوهنوردی

۱-هرنفر بايد فهرست مكتوب وسايل را داشته باشد . بر اساس آن وسايل خودش را براي هر برنامه كنترل نمايد تا دربرنامه چيزي كم نياورد. تكيه به حافظه معمولأ پاسخگو نيست.

2-داشتن فنون سنگنوردي  و برف و یخ در حد كلاس كارآموزي واجب است.

3-رعايت مسائل زيست محيطي (به ويژه شيشه , فلز و پلاستيك را در محيط رها نكنيم ).

4-چه وسايلي را برداريم؟

   - لباس مناسب برنامه , كفش و گتر, كيسه خواب, چادر, كوله, زيرانداز, ظروف و وسايل گرمازائي وآشپزي متناسب با برنامه چراغ قوه كوچك.

   - در صورت درگيري با برف حتمأ كلنگ و عينك..

   - درهر شرايطي  يك طناب انفرادي و يك چراغ قوه كوچك .

   - در صورت احتمال هواي بد پرچم راهنما و عينك ضد طوفان.

   - در صورت احتمال يخ كرامپون.

  - با توجه به حساسيت و نوع برنامه ارتفاع سنج , قطب نما و نقشه.

5- چگونه لباس بپوشيم؟
   لباس بايد لايه لايه باشد. فرمول كلاسيك آن به اين ترتيب است:
  زيرترين لباس از جنس استرچ يا لباس كشي ترجيحأ زيپ دار(مخصوصأ در زمستان لباس زير نخي نباشد ) , لايه بعدي از جنس پشم و لباس رويي از نوع گرم كن ( نوع پولار از بهترين نوع است ). كت پر , بادگير نفس كش و لباس ضد آب (گورتكس )  در صورت موجود نبودن گورتكس از بادگير معمولي و پانچو مي توان استفاده نمود.

6- چگونه حركت كنيم؟ 
  فرمول كلاسيك آن عبارتند از:
  - هماهنگي قدم با نفس , تنظيم سرعت حركت با شيب و سختي مسير. این مسئله اگه بتونید یه هماهنگی بین قدم ها و دفعات تنفس ایجاد کنید در جلوگیری از خستگی خیلی موثره .

   - در تابستان استراحت در فواصل معين و در جاهاي بدون باد.
   - در زمستان حركت مداوم.
   - نه خيلي سريع و نه خيلي آهسته ( معمولأ ابتدا آهسته و پس از گرم شدن تندتر ).
   - حركت با چشم باز, با توجه به اطراف و مسير بازگشت و با توجه به فواصل و موانع و زمانها .
   - در صورت لزوم يادداشت برداري و جمع آوري هر چه بيشتر اطلاعات.
    - با احتياط و بدون خطر كردن زياد.

7- چگونه غذا بخوريم؟
 فرمول كلاسيك هرم غذايي:     

   چربي
 -----------
  نشاسته 
 ------------
 قند

     - دفعات بيشتر
    - مقدارهردفعه كمتر 
    - آب زيادتر و به ويژه در زمستان نوشيدني حتمأ گرم و شام مقوي استفاده شود.
     -نخوردن برف , مخلوط كردن آب برف با چيزي مانند سانديس , آب كمپوت , پودر ميوه , شكر و آبليمو, قند يا….

 8-چه وقت حركت كنيم ؟
 
- مخصوصأدرزمستانها : صبح زودبايد حركت كرد چون روز كوتاه است و استفاده از روشنايي اواخر روز براي چادرزدن ضروري است.
   -  توجه به نوع برنامه (زمستاني يا تابستاني بودن برنامه ).
 - نبايد در تاريكي به نقاط مشكل برخورد كنيم و در هواي بد نبايد حركت خود را آغاز كنيم بلكه بايد منتظر هواي خوب بمانيم.

9-در برخورد با هواي بد چه كنيم؟
      همواره مسير بازگشت را در نظر داشته باشيم و اگر هواي بد زود گذر است (مثلأ در بهار ) آرام بگيريم تا بگذرد و اگر مداوم و طولاني است (مثلأ در زمستان ) بر دستيابي به هدف اصرار نكنيم.

10-با ارتفاع زدگي  چه كنيم؟
  -  در صورت بروز ناراحتي خيلي سريع ارتفاع نگيريم و در صورت تشديد ناراحتي ارتفاع را كم كنيم.
  -  در برنامه هاي بلند به بالاتر صعودكنيم و در پائين تر شب ماني هم هوايي كنيم (هم هوايي انطباق بدن با كاهش فشار هوا و كاهش مقدار اكسيژن است ).
   -  به هنگام سردردهاي جزئي از مسكن هاي مناسب استفاده كنيم.

11-مسائل سرپرستي چيست؟
        ايجاد هماهنگي , تقسيم كار و كنترل انجام وظايف. موفقیت هر برنامه کوهنوردی به رعایت مسائل سرپرستی و کار گروهی ارتباطی تنگاتنگ دارد . سرپرست نقش بسیار حساسی را در اجرای برنامه به عهده دارد که چنانچه فردی لایق و کارآمد در این موقعیت قرار گیرد ، برنامه ایی با کمترین اصطراب و استرس اجرا خواهد شد .

بر گرفته از سایت نشاط کوهستان 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:6 توسط امین امینیان |


يك روز زندگي      


 


دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود.


پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.

 


به پر و پاي فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي، تنها يك روز ديگر باقي است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن."

 


لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار مي توان كرد؟ ..."

 


خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمي‌يابد هزار سال هم به كارش نمي‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و يک روز زندگي كن."


او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي‌درخشيد، اما مي‌ترسيد حركت كند، مي‌ترسيد راه برود، مي‌ترسيد زندگي از لا به لاي انگشتانش بريزد، قدري ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتي فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگي چه فايده‌اي دارد؟ بگذارد اين مشت زندگي را مصرف كنم.."


آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگي را به سر و رويش پاشيد، زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد مي‌تواند تا ته دنيا بدود، مي تواند بال بزند، مي‌تواند پا روي خورشيد بگذارد، مي تواند .....


او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به دست نياورد، اما ...


اما در همان يك روز دست بر پوست درختي كشيد، روي چمن خوابيد، كفش دوزدكي را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه او را نمي‌شناختند، سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.


او در همان يك روز زندگي كرد.


فرداي آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسي كه هزار سال زيست!"


 


زندگي انسان داراي طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن مي انديشيم، اما آنچه که بيشتر اهميت دارد، عرض يا چگونگي آن است.


امروز را از دست ندهيد، آيا ضمانتي براي طلوع خورشيد فردا وجود دارد!؟

+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 22:21 توسط امین امینیان

سلام

جهت یابی و تعیین مسیر قسمتی مهم و قابل اعتنا از ورزشی است که ما بدان علاقه مندیم. آنقدر مهم و قابل توجه که غفلت از آن موجب مخاطره و در مواردی مرگ و زندگی ما در گرو انتخاب  جهت و مسیر صحیح است و اساسا ً موفقیت اجرای یک برنامه دقیقا ً ارتباط به تعیین هدف و طی طریق در امتداد همان هدف تعیین شده دارد.

امروزه وسایل و ابزار متعددی راهگشای این امر شده اند. نقشه های متفاوت با کاربرد متفاوت،GPS  ، قطب نما و ... و در یک کلام جهت یابی با ابزار.

اما از دیرباز جهت یابی بدون ابزار (عوامل طبیعی) نیز اهمیت خود را از دست نداده و آموزش یادگیری آن برای جمله کوهنوردان لازم و ضروری است .

لازم است بدانیم جهت نسبت به وضعیت فرد تغییر نمی کند ، یعنی شمال ، جنوب ، شرق ، غرب و جهت های فرعی . اما سمت بستگی به وضعیت قرار گرفتن فرد دارد ، یعنی جلو ، عقب ، راست ، چپ و سمت های فرعی.

جهت یابی در شب : بهترین و مناسب ترین و مطمئن ترین وسایل جهت یابی در شب ستارگان و صور فلکی و ماه هستند.

صور فلکی خوشه پروین : دسته ای از ستاره ها حدود 15 عدد که در یک جا جمع شده اند به شکل خوشه انگور دیده می شوند و به آن خوشه پروین می گویند. این ستاره ها مثل خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند و همیشه دم آن در جهت مشرق است.

این مقدمه را گفته که بدانید این شبها خوشه پروین به وضوح در آسمان کشورمان دیده می شود. از تماشای این همه زیبایی غافل نباشید .

امینیان

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:45 توسط امین امینیان

تاریخ: جمعه22/9/87

 

اعضاء شرکت کننده: آقایان تیموری، امی، صرفی، صفدری، بابایی، امینی

موقعیت قله:

قله امامزاده ابوالقاسم به ارتفاع 3560 متر آغازین قله رشته کوهیست که از منطقه «کشت دشت» دیباج (50 کیلومتری شمال دامغان) آغاز شده و پس از 45 کیلومتر در راستای جنوب غرب به شمال شرق به جاده شاهرود-تاش (در تقاطع جاده شاهکوه) منتهی می گردد.

قلل «امامزاده ابوالقاسم» ، «سرتنگ» ، «نقاره خانه» ، «گاوکشان» ، «کهکشان» ، «برفکه» ، «شاهکوه» و ... شانه به شانه هم بر فراز این رشته کوه خوش جای گرفته اند و شکوه بخش این منطقه کوهستانی شده اند. ارتفاع این خط الرأس بین 3200 الی 3850 متر متغیر است. توپوگرافی متنوع و دسترسیهای فراوان این منطقه رابرای علاقمندان بسیار جذاب نموده است و کوهنوردان زیادی را از شهرهای دامغان، شاهرود و همچنین استان گلستان به سوی خود روانه داشته است. حجم زیاد برف منطقه و همچنین مسدود شدن راههای ارتباطی، صعودهای یک روزه را به قلل منطقه کاملاً غیرممکن می نماید و حتی صعودهای چند روزه نیز می بایست با آمادگی، تجربه، تجهیزات کافی و آشنایی کامل با جغرافیای منطقه باشد. وجه تسمیه نام قله بخاطر وجود خرابه های سنگ چین در نزدیکیهای خط الرأس می باشد که بومیهای منطقه اعتقاد به وجود امامزاده ای تحت این عنوان در محل مورد اشاره دارند.

مسیر صعود:

این کوه بارها و بارها توسط کوهنوردان دامغان و از مسیرهای مختلف و در تمامی فصول صعود گشته است. این بار با مطالعه مجدد منطقه، مسیر یال جنوب غرب انتخاب شد. تابیر بودن (رو به آفتاب بودن)، وجود جاده دسترسی تا ابتدای یال و در نهایت کم حجم بودن برف (به دلیل وجود بادهای غرب به شرق) انگیزه های اصلی ما جهت انتخاب این جبهه بود. برای رسیدن به این یال می بایست جاده موسوم به سرچشمه دیباج را به سمت شمال شرق طی مسیر نماییم. جاده پس از 7 کیلومتر و گذشتن از استخر پرورش ماهی، باغات و دامداریهای مختلف به گردنه ای موسوم به گردنه لار می رسد. پس از ادامه مسیر و رسیدن به بالاترین نقطه گردنه (قله لارکوه) در محلی که ناگاه سربالایی گردنه تمام و جاده سرازیر می شود، در سمت چپمان (شمال) مسیری پاکوب نمایان می گردد که این مسیر، آغازین نقطه صعودمان است.

گزارش:

بدلیل فشرده بودن برنامه، ساعت حرکت 4:30 صبح مقرر گردید و به لطف وقت شناسی دوستانمان ساعت 6 به ابتدای بندلار رسیدیم. با تمام تلاش راننده دیگر ادامه مسیر مقدور نبود مشکل کوچکی که برای مینی بوس بوجود آمده بود و همچنین ادای نماز در سحرگاه سرد و تاریک لارکوه باعث شد ساعت 6:45 حرکت خود را آغاز نماییم. هوا در بالادست بسیار خراب جلوه می کرد و مه غلیظی خبر از نابسمانی هوا در بالادست می داد. ساعت 7:30 خود را از میانبرهای جاده بر فراز لارکوه (بندلار) به ارتفاع 2400 متر رساندیم. خورشید خوش آمد گوی ما بر بلندای لارکوه بود. از مسیر پاکوب و پس از پیمودن 20 دقیقه به دشتی وسیع می رسیم که قله، خط الرأس و کوههای منطقه قابل رویت است. آسمان کم کم باز شده و آفتاب بر پیکره کوهستان زرافشانی می کند. حجم برف روی خط الرأس نگران کننده است. تمامی مسیر به غیر از نقاط بادخیز سفیدپوش است. یخ زدگی درختان اورس و بوته های بیرون زده از برف نشانگر کولاک شدید و سرمای زیاد شب قبل دارد. به دلیل شیب های زیاد و متوالی می توان این مسیر را به 3 پلکان تشبیه نمود. ساعت 9 و پس از طی اولین شیب به ابتدای شیب دوم می رسیم بادی نسبتاً شدید آغاز شده و چهره قله را کاملاً در هم می ریزد. ساعت 9:45 دقیقه در میان صخره ها و در پناه تخته سنگی مهربان و بزرگ سفره ای شاهانه می گسترانیم. کمی از وزش باد سرد در امانیم. شنیدن صدای باد شدید از بالادست لذت خوردن چای داغ را با طعم آویشن و بوی دود اورس صد چندان می کند.

عقربه های ساعت بیانگر ساعت 11:30 است و ما در میان صخره ها حرکت خود را آغاز نموده ایم. ساعت 12 شیب دوم را پشت سر می گذاریم. از این جا به بعد سرعت باد بیشتر شده و متوسط ارتفاع برف به 60 سانت می رسد. پیشروی بسیار کند صورت می گیرد. ساعت 12:30 به محل امامزاده می رسیم. بیش از نصف دیوارهای امامزاده زیر برف مدفون شده است. خرابه های یخ زده بسیار رعب انگیز و افسانه ای اند. آسمان در شمال تیره و تار شده و کم کم تمام منطقه را می پوشاند. صورتهایمان در معرض شدیدترین تازیانه ها است. دانه های یخ زده برف بی رحمانه گونه هایمان را نوازش می دهند. به دلیل  پوشاک نامناسب و خستگی، دو نفر از همنوردان درخواست بازگشت می نمایند. نگاهی به قله می کنم. قله در تاخت و تاز کولاکهای شدید است و تا خط الرأس نیز راهی نمانده. می بایست راهکاری منطقی اتخاذ نمود با مشورت آقای تیموری تصمیم گرفتیم با لختی استراحت و با حداقل سرعت همگی خود را به خط الرأس رسانده و یکی از قلل فرعی را صعود نماییم. سراسر خط الرأس پوشیده از نقابهای وهم انگیز و زیباست ساعت 13:30 در هوایی بسیار سرد و طوفانی خود را به یکی از قلل فرعی می رسانیم و ساعت 14 از مسیر صعود رهسپار پایین می شویم.

و بار دیگر کوهنوردان البرز جشنی از شکر و سرور را بر فراز بلندایی دیگر برپا می دارند.

و چه زیباست این سرود

و چه والاست این سپاس

خدایا شکر

نکات:

- پوشاک مناسب می تواند یک برنامه زمستانه را لذت بخش تر نماید (قابل توجه کنفسیوس حکیم)

- داشتن ماسک ضدطوفان جهت محافظت صورت دربرنامه هایی نظیراین برنامه،بسیار حائز اهمیت است.

سرپرست مهدی امینی

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 7:42 توسط مهدی امینی |