زان پیشتر که سدر و صنوبرها
که قد کشیده اند به دیدارش
از روی دوش کوه
آوای گام او را از دور بشنوند
اینجا
انبوه بوته ها و علف ها
آن ها که
نزدیک تر به قلب زمین اند
زودتر
تندی و طعم سبز بهاری را
در کام خویشتن
احساس کرده اند.
شاعر:دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی
یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر اللیل والنهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
آمین.
یک سال گذشت.
الف- به جمع ما دوستانی اضافه شدند و دوستانی رخ در نقاب خاک کشیدند. برای تازه آمده ها آینده ای خوش و برای رفتگان علو درجات رو آرزومندیم.
ب- انسجام و وحدت گروه مانند اعضاش قوام و استحکام گرفته و در سالی که گذشت روبراه تر و چابکتر شدند. خسته نباشید.
ج -امسال سال زندگی بود. سال صدرا سال امين نوروزي و سال فاطمه و سال بعضي ها که کار پيدا کردند و بعضي ديگه که نميدونم ولي ميخنديدند...
د - سال ۸۷ سال سريع السير بود .نميدانم چرا ولي با بعضي ها که صحبت مي کردم نظرشون مشابه من بود.
ه - اينها نظر من بود. ديگه حرفي ندارم . اميدوارم سال خوبي داشته باشيد .پيامک هم نميزنم و از همينجا تبريک ميگم.
ديگه همين!
تك طناب نيم طناب طناب دو قلو
تك طناب:
اين طناب به صورت تك رشته استفاده ميشود مناسب ترين طناب براي صعود مسير هاي دشوار نسبتا مستقيم( در يك خط) و يا در مسير هايي كه پايين آمدن و يا جابجايي به وسيله فرود نباشد. كار برد عمده اين طناب براي سنگنوردي است.
نيم طناب :
اين طناب از دو رشته تشكيل شده است كه صعود كننده هر دو رشته آن را به هارنس گره ميزند. و بايستي هر رشته را به يك حمايت مياني نصب كند . اين كار باعث كاهش شكست طناب در طول مسير صعود مي شود .
نيم طنابها براي كوهنوردي و صعود هاي چند طول طنابه كه فرود در آن الزاميست بسيار مناسب است اين طناب در مسير هايي كه حمايت مياني در ان نا مطمئن هستند بخصوص در يخنوردي بسيار كار امدند زيرا در هنگام سقوط نفر ابتدا بر روي يك رشته سقوط ميكند و سپس نيرو بر رشته ديگر وارد مي آيد در نتيجه نيروي ضربه حاصله بيشتر كاهش مي يابد ضمنا ايمني بيشتري در صورت ريزش يخ و سنگ و همچنين مسير هاي تيغه اي دارند .
طناب دو قلو:
اين طناب هميشه به صورت دو رشته و با هم استفاده مي شود و به صعود كننده متصل مي شود . صعود كننده هر دو رشته را داخل يك كارابين مي اندازد و مزيت آن بر تك طناب علاوه بر سبك بودن امكان فرود بلند به اندازه طول طناب است اين طناب از نيم طناب ها سبكتر است اما هيچوقت نبايد هر رشته آن را در يك كارابين انداخت و بايد هر دو رشته آن با هم داخل يك كارابين انداخته شود .
دانستن انچه در مورد طناب ضروري است ،چگونه درك بهتري از ويژگي هاي طناب خود داشته باشيم
تعداد سقوط ها :
طبق استاندارددر هر سه گونه طناب بايد با ضوابط زير همخواني داشته باشد
تك طناب بايد سه سقوط متوالي با وزن 80 كيلوگرم
نيم طناب بايد پنج سقوط متوالي با وزن 55 كيلو گرم
طناب دو قلو بايد 12 سقوط متوالي را روي هر دو رشته با وزن 80 كيلوگرم با فاكتور سقوط 77/1 را تحمل كند.
افزايش طول ديناميك:
اين افزايش طول عبارتست از كش آمدن طناب در امتداد خود بر اثر نخستين سقوط آزمايشي "يو آي اي اي" كه مي بايست اين افزايش طول كمتر از 40 درصد باشد.
افزايش طول استاتيك:
مقدار افزايش طول طناب تحت بار وزن 80 كيلو گرم براي تك طناب از ده درصد و براي نيم طناب از 12 در صد و براي طناب دو قلو برروي هر رشته با هم از ده درصد نبايد تجاوز كند .
تعداد رشته هاي پوسته طناب:
پوسته طناب محافظ و در بر گيرنده هسته و قسمت قابل روئيت طناب ميباشد و از گروهي از رشته هاي به هم بافته شده تشكيل شده است. كه هر گروه از يك قرقره خارج ميشود.
طنابهاي با قطر يكسان طنابي كه قرقره بيشتر پوسته نازك داردويژگي ديناميكي بهتر و طنابي كه قرقره كمتر پوسته ضخيم و داراي مقاومت زياد تري در برابر سايش ميباشد.
بطور مثال :
يك تك طناب با ساختار 48 قرقره با خاصيت ديناميكي زياد و 32 قرقره با رشته هاي ضخيم تر براي به حد اكثر رساندن مقاومت در برابر سايش انتخاب ميشوند.
لغزش پوست :
پوسته و هسته طناب دو قسمت مستقل مي باشند و در صورت نداشتن سازگاري دقيق و كامل جابجا شده و روي يكديگر خواهند لغزيد در اين حالت پوسته طناب تغيير شكل داده و كم كم تحت تاثير ابزار فرود متورم شده و نقاطي تو خالي و بيرون زده اطراف هسته طناب به وجود مي آورد.
اين پديده بخصوص هنگام فرود هاي سريع و صعود هاي قرقره اي يا شوك هاي شديد به وجود آمده و احتمال خطر جمع شدن پوسته طناب در ابزار هاي فرود يا حمايتي را افزايش ميدهد.
فاكتور سقوط:
فاكتور سقوط تعيين كننده شدت سقوط است. هر چه ميزان آن بيشتر باشد سقوط سخت تر است و ميزان آن بين صفر و حداكثر دو ميباشد.محاسبه ان از تقسيم ارتفاع سقوط بر طول طناب صعود شده به دست مي آيد . (طناب بين حمايتچي و صعود كننده)
سختي سقوط تابعي از ارتفاع سقوط نبوده بلكه تابعي از نسبت طول طناب صعود شده ميباشد. زيرا هر چه طناب فعال طويل تر باشد .طول بيشتري از طناب براي جذب نيروي سقوط كشش وارد عمل ميشود.
وقتي كه هيچگ.نه اصطكاكي بين حمايتچي و بالا ترين كارابين وجود نداشته باشد.انرژي حاصله از سقوط در تمام طول طناب به طور يكسان توزيع ميگردد.كه اين نيرو را فاكتور سقوط نظري مينامند.
اثر قرقره اي و بالاترين حمايت مياني:
در هنگام سقوط بالاترين كارابين از يك سو متحمل نيروي ضربه ايجاد شده توسط صعود كننده و از يك سو متحمل نيروي مهار سقوط حمايتچي ميشود اين دو نيرو با يكديگر جمع ميشوند و اين چيزي است كه آنرا اثر قرقره اي ميناميم .
نيروي وارد شده به حمايتچي به خاطر اصطكاك طناب در كارابين هاي در طول مسير كمتر نيروي ضربه روي بدن صعود كننده است .در نتيجه نيروي وارد شده بر بالاترين كارابين در حدود 6/1 برابر بيشتر از نيروي وارد شده به بدن صعود كننده است .
هنگام سقوط انرژي حاصله ميبايست توسط زنجيره حمايت بويژه طناب جذب و مهار شود اگر طناب جذب كننده خوبي براي انرژي باشد. ضربه وارده به صعود كننده را كاهش خواهد داد.
نيروي وارده به بدن صعود كننده در لحظه مهار سقوط نيروي ضربه ناميده ميشود .
مقدار اين نيرو بستگي به فاكتور سقوط ،وزن صعود كننده ،و ظرفيت جذب انرژي توسط طناب دارد.
نيروي ضربه:
مقادير مورد نياز استاندارد
تك طناب:
نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 80 كيلو گرم مي بايست كمتر 12 كيلو نيوتن(حدود 1200 كيلو گرم) باشد .
نيم طناب:
نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 55 كيلو گرم مي بايست كمتر 8 كيلو نيوتن(حدود800كيلو گرم) باشد .
طناب دو قلو: نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 80 كيلو گرم مي بايست كمتر 12 كيلو نيوتن(حدود1200 كيلو گرم) باشد .(بر روي هر دو رشته طناب با هم).
حد اكثر نيروي ضربه:
تمام طنابهاي كوهنوردي بر مبناي حد اكثر نيروي ضربه دسته بندي ميشوند .
نيرويي كه به طناب در آزمايشگاه تحت شرايط بسيار سخت (شرايط خاص و استاندارد آزمايشگاهي و حداكثر نيرو)وارد مي شود هرگز در هنگام صعود به ان وارد نمي شود .و اين نيرو حاصل سقوط يك وزنه فلزي در كارگاه ثابت و شرايط حمايت استاتيك مي باشد . و نتايج واقعي بدست آمده از اين آزمايش بر روي برگه مشخصات فني طناب درج ميگردد.
در اين شرايط خاص تمام انرژي سقوط توسط طناب جذب مي گردد و عواملي همانند هارنس سنگنورد و يا قابليت تغيير شكل بدن انسان و اصطكاك طناب با كارابين وجود ندارند كه بخواهند انرژي سقوط را جذب كنند و در نتيجه تمام انرژي مستقيما به طناب منتقل مي شود.
افزايش تصاعدي نيروي ضربه در اثر استفاده در هنگام صعود و مهار سقوط هاي متوالي توسط طناب ظرفيت ديناميكي آن را كاهش دا ده و در نتيجه نيروي ضربه طناب افزايش پيدا ميكند .
قطر و وزن:
طنابهاي با قطر زياد عموما داراي عمر مفيد طولاني تر و در عين حال سنگين تر و نه چندان مطلوب براي استفاده مي باشند.در صعود هايي كه وزن و حركت روان طناب حائز اهميت است انتخاب يك طناب با قطر كم ارجحيت دارد عملكرد جامع و كلي طناب ها را ميتوان در توان و تعادل بين وزن و خاصيت ديناميكي آنها ارزيابي نمود.

منبع عکس : اینجا
اولین چیزی که مردم در باره صخره نوردی به زبان می آورند این عبارت است:
"دیوانه شده ای؟ خیلی خطرناکه"
اما اجازه ندهید اینگونه اظهار نظرها روی شمایی که می خواهید صخره نوردی را شروع کنید تاثیر منفی گذاشته و ماءیوستان کند.اگر یکبار این کار را انجام دهید، خواهید فهمید که چرا عده ای به آن معتاد شده اند.
در این مقاله سعی داریم تا برخی از علل علاقه بیش از حد برخی را به این ورزش مهیج را بررسی کنیم.
صخره نوردی هرگز خسته و کسل کننده نیست
راههای زیادی برای صعود وجود دارد و اگر در کشور محل زندگیتان به صخره ها و پرتگاه های زیادی دسترسی دارید، میتوانید بالا رفتن از دیواره های سنگی زیبایی را که مجموعه ای بی نظیر هستند تجربه کنید! برای دریافت بهتر این مساله سری به عکسهای موجود در اینترنت از صخره های بزرگ و زیبای دنیا بزنید.
فعالیت بدنی بسیار
هر روزی که شما مشغول صعود هستید یک فرصت است تا تواناییها و مهارتتان را محک بزنید.هربار باید خودتان راروی صخره ها به سمت جلو و بالا بکشید (بله، هر لحظه...دوباره و دوباره...)
در هر مرتبه باید راههای جدید و حتی سخت تر را پیدا و کشف کنید .بسته به توانایی فیزیکی و ریسک پذیریتان میتوانید بفهمید که هیچ راهی آنقدر ها هم که فکر میکنید سخت و صعب العبور نیست.
ماجراجویی و رهایی
اکثر صعودکنندگان حس خود را در هنگام صعود چیزی شبیه رهایی و آزادی مطلق در عین ماجراجویی تعبیر میکنند. حسی که شما را قادر میسازد تا هر زمان و هر جا که میخواهید بالا بروید و به چیزهای بزرگی برسید!
طبیعت زیبا و چشم انداز بی نظیر
هنگامی به دنبال کشف و پیدا کردن راههای جدید صعود هستید، بی تردید با صحنه های دلپذیر و زیبایی از طبیعت دست نخورده روبرو می شوید و بی آنکه بخواهید در حافظه تان ثبت می گردد. وقتی یکبار به قله برسید و در آن فضا تنفس کنید و در فضایی که شما را احاطه کرده بایستید نمیتوانید خاطره اش را فراموش کنید.منظره ای که بسیاری از مردم تجربه دیدنش را نداشته اند.
صعود آسان
کفشهای مناسب و خوب برای صخره نوردی کلید اولیه برای صعود بیشتر و آسانتر است. به همراه داشتن یک کوله پشتی مناسب و استاندارد شما را برای کوهنوردی، صخره نوردی و این قبیل سفرهاست. به این شکل که باید بتوانید مایحتاج چند روزه خود را در آن ذخیره کنید.
کوه ، بالاترین جای زمین و جای به هم رسیدن آسمان و زمین است . کوه در میان دنیاست . از کوه به عنوان نمادی محوری و مرکزی ، گذر از مرحله به مرحله دیگر و هم نشینی با خداوند برمیآید . کوه برای آدمی مفهوم « بلندی » دارد . به گفتهی « میرچا الیاده » بلندی واژهای است که به خودی خود دسترسی به آن وجود ندارد و وابسته به نیروهای برتر از انسان است تا جایی که بلندی نیایشگاهها از همین مفهوم سرچشمه میگیرد آن که با آیینی ویژه از پلههای نیایشگاهها بالا میرود ، دیگر یک انسان معمولی نیست .
کوه یک نیایشگاه طبیعی و شاید نخستین نیایشگاه انسان باشد . پس از آن هم نیایشگاهها بر بالای کوهها ساخته شدند .
کوهها در دینها و باورهای گوناگون جایگاه ارزشمندی داشتهاند : پیامبر اسلام در بالای کوه و در غار حرا پیام خدایی را شنید . موسی ده فرمان خداوند را در کوه سینا دریافت کرد . کوه جایگاه پیام اهورامزدا به اشوزرتشت است . در باور یونانیان باستان زئوس خدای خدایان یونانی و فرمانروای آسمانها برفراز کوه از مادر زاده شد .
از اینها گذشته ، در تاریک و روشن صبحگاحان بیدار شدن و به امید دیدن زیباییهای طبیعت کولهبار بستن از آب چشمهها و جویبارها نوشیدن ، در کنار دوستان در صفی طویل گام برداشتن ، زمزمه جویباران را شنیدن ، بر روی سبزههای تازه رسته گام برداشتن و با آوای پرندگان هم صدا شدن لذتی است وصف ناپذیر ...
بر بلندی قله ایستادن لذت است ، پیروزی اراده بر سختیها و راحت طلبیها ، دیدن عظمتی است که انسان در پیدایش آن هیچ نقشی نداشته است .
|
الخیر فی ما وقع!
دوستان گرامی تر از جان رفتند ملک و آنطرفها...
شاید!
واقعا شاید؟
بی خبریم!
خبری...
چند تا نکته:
اول - در هنگام درج مطلب لطفا از کشوی "مرتبط با موضوع" نزدیکترین گزینه را انتخاب نمائید.اگر لازم به توضیح دارد توضیح بدهم.
دوم- حتی الامکان عنوانی برای مطلب خود انتخاب کنید.این قالب یک لینک به عنوان اختصاص می دهد که باز اگر توضیح لازم دارد بنویسم. البته در بعضی موارد مثل تکلمه ها و قطعات ادبی زیاد مهم نیست.
سوم- لینک انجمن فرزانگان کویر دامغان و گروه کوه نوردی البرز اصفهان آخرین لینکهای درج شده هستند.
"هر کودکی با خود این پیام را می آورد که خداوند از آفرینش انسان ناراضی نیست."
رابیندرانات تا گور
برادر خوبم امین:
ترنم نوایت چو طنین آوایت دل انگیز باد.
صاعقه (رعد و برق)
گردآوری: دکتر حمید مساعدیان
بر اثر برخورد ابرهاي داراي بارهاي غير هم نام، واكنشهاي الكتريكي شديدي به صورت نور و صداي شديد بنام صاعقه يا رعد و برق توليد ميگردد كه با نور و صداي شديد همراه است. رعد و برق قادر است صدماتي جدي وارد آورد، ميتواند به راحتي انسان و يا حيوان را از پاي درآورد، زيرا از جريان الكتريكي بسيار بالايي برخوردار است كه مدت آن كم بوده ولي قدرت آن زياد است. براساس مطالعات و بررسيهاي به عمل آمده توسط متخصصين امر تعداد رعد و برق در هر لحظه در سراسر دنيا بين 1500 تا 2000 بار ميباشد. به عبار ديگر حدود 6000 جرقه الكتريكي در هر دقيقه در دنيا زده ميشود.
شدت جريان الكتريكي در رعد و برق ممكن است بين 10000 تا 40000 آمپر باشد (درحالي كه حداكثر شدت جريان قابل تحمل معمولاً ازچند صد متر متجاوز نميكند). تخليه بار الكتريكي از يك ابر به ابر ديگر و يا به زمين بوجود ميآيد، ميتواند قلب انسان را از كار بياندازد، ششها را پاره كند و سبب سوختگيهاي جدي در بدن شود. هوايي كه نور برق از ميان آن ميگذرد به شدت گرم ميشود. جريان الكتريكي شديد ميزان حرارت هوا را در كانالي كه برق از آن عبور ميكند براي مدت يك ميليثانيه از 30000 درجه سانتيگراد بالا ميبرد. هوايي كه به طور ناگهاني اين ميزان گرم ميشود به سرعت منبسط شده و ضربهاي به هواي اطراف ميزند و امواجي را با فشار بين 10 تا 30 اتمسفر بوجود ميآورد. اغلب فلزاتي كه به عنوان وسايل زينتي به كار ميروند مانند گردنبند و دست بند نيز ميتوان هنگام رعد و برق خطرناك باشند. در موقعي كه رعد و برق شديد رخ ميدهد بهترين كار براي حفظ سلامتي اين است كه هر نوع وسيله فلزي كه در دست داريد را فوراً رها كنيد و از ريسك كردن بپرهيزيد.
هشدار هاي لازم:
• از درختان تك و بلند، تپه ها، تيركها، سيم برق هوايي،فنس ها، لوله هاي فلزي آب،مناطق و علفزار هاي مرطوب وجويبار ها ومكان هاي پر آب ورودخانه ها دور شويد واز آنها فاصله بگيريد. ايستادن زير درخت روي تپه هنگام صاعقه خطرناكترين اقدام است.
از لبه صخره ها و بلندي قله ها فاصله بگيريد وبه ارتفاعات پايين دست فرود آييد.
به غار هاي عميق پناه ببريد.غار هاي كم عمق مي تواند خطرناك باشد.
• به اشياء فلزي از قبيل كلنگ، باتوم كوهنوردي ،لوازم فني سنگ نوردي،عينك با فريم فلزي وهر وسيله فلزي ديگر دست نزنيد.
• اگر در محوطه اي مسطح هستيد در محلي باز – بدون درخت – به حالت خميده دست را روي زانوهاي خود قراردهيد و باقي بمانيد در نقاط مرتفع پناه نگيريد .
• اگر لباسهاي شما خيس است سعي كنيد آنها را هر چه زودتر خارج كرده و از خود دور كنيد.
• اگر هنگام رعد و برق، احساس كرديد كه موهاي سر يا دستهاي شما سيخ شده و يا از سنگها و تورهاي فلزي اطراف خود صداي وزوز شنيدند ويا بوي اوزون به مشام رسيد، فورا آن محل را ترك كنيد.
• به مكانهاي زير برويد:بين درختان كوتاه در بين درختان بلند ،مكانهاي خشك وبدون گياه.
• طناب هاي را كه به همراه داريد بخصوص اگر خيس ومرطوب شده اند از خود دور كنيد.
• تنها در موارد اورژانس از تلفن همراه استفاده كنيد.
• در هنگام رعد و برق سريعا بر روي زمين نشسته ،دولا شويد.هرگز به طور مستقيم روي زمين دراز نكشيد.
• در هنگام رعدوبرق از تجمع به دور هم خودداري نماييد.
• دستگاههاي الكتريكي خود را خاموش كنيد.
سوختگي هاي الکتريکي ناشي از رعد وبرق :
عبور جريان الكتريكي و صاعقه از بدن احتمالاً باعث ايجاد جراحتهاي وخيم و حتي مرگ آور مي شود . جريان برق ممکن است از صاعقه ( برق زدگي )باشد . وقتي جريان برق از نقطه اي وارد بدن مي شود از محل ديگر که در آن بدن با زمين تماس دارد خارج مي شود . نقاط ورود و خروج جريان برق از بدن آسيب مي بيند و آسيب اين نقاط به صورت حفره اي شبيه به محل ورود گلوله به چشم مي خورد . به غير از محل ورود و خروج جريان برق ،بافتهايي که در مسير اين دو نقطه قرار دارند نيز تحت تأثير جريان برق و حرارت توليد شده تخريب مي شوند به طوري که هرچه ولتاژالكتريكي که وارد بدن مي شود بيشتر باشد ، سوختگي ايجاد شده عميق تر و جراحتهاي باقي مانده وخيم تر خواهند بود . علاوه بر اين ، جريان الکتريکي ضمن عبور از بدن در اعصاب ( محيطي و مرکزي ) ، ماهيچه ها و قلب تغييرات شيميايي قابل توجهي ايجاد مي کند و باعث اختلال در واکنش هاي بدن شده و يا به طور کلي باعث توقف آنها مي شود ، در بسياري از موارد اگر چه سوختگي خارجي ( محل ورود و خروج جريان برق ) به طور فريبنده اي کوچک است اما اين مقدار کوچک نبايد پوششي بر آسيب هاي وخيم تر عمقي باشد و ما را به اشتباه بياندازد .
صاعقه يک منبع طبيعي توليد الکتريسيته ( جريان مستقيم با سرعت و ولتاژ فوق العاده زياد ) است که به طور عادي براي رساندن خود به زمين از نزديکترين زائده بلندي که در آن حوالي وجود دارد استفاده مي کند و اگر شخصي در تماس با ، يا حتي نزديکي به يک زائده طبيعي مانند درخت ، برج يا دکل باشد صدمه شديدي خواهد ديد . الکتريسيته توليد شده به وسيله برق آسمان عمرش فوق العاده کوتاه است اما مي تواند موجب مرگ آني ( به علت ايست قلبي - تنفسي ) يا حداقل سبب به آتش کشيدن لباس شخص شود ( اما صدمات بافتهاي عمقي به نسبت سبکتر است ) . بنابراين در زمان رعد و برق بايد به سرعت از محلهاي خطرناک دور شد .
عوارض تهديد کننده جان مصدوم درصاعقه زدگي :
با ورود جريان برق وصاعقه به بدن در اثر انقباضهاي الکتريکي سفت ( کزازي شکل ) عضلات تنفسي يا آسيب مراکز تنفسي در مغز ( در بصل النخاع ) ايست تنفسي عارض مي شود و پس از مدتي قلب نيز از حرکت مي ايستد . البته اگر جريان برق از خود قلب نيز عبور کرده باشد با ايجاد انقباضات کرمي شکل و غيرمؤثرو اسپاسموديک در بطن ( فيبريلاسيون بطني ) ايست قلبي اوليه خواهيم داشت . پس از ايست قلبي - تنفسي اگر در عرض ۴ تا ۶ دقيقه عمليات احياء شروع نشود مرگ قطعي و حتمي خواهد بود . اما قبل از شروع عمليات احياء ابتدا بايد تماس مصدوم را با جريان برق از بين ببريم .
آینده جایی است که اتفاقها خواهند افتاد. میشنوم که گریه میکنی، آینده جایی است که تو ممکن است موفق، شاد، پولدار، زیبا، مشهور، مشغول به کار، و غرق در بهترینها شوی. اینها نقشه یا رویا یا چیزهای دیگر هستند، اما دوباره باید بگویم که زمان حال جایی است که تو واقعاً در آن هستی.
این لحظه، همان زمانی است که از ابتدای زندگی تا به حال منتظر آن بودی.
این لحظه، همان زمانی است که بدون در نظر گرفتن هیچ چیزی باید قدر آن را بدانی. مشتاق بودن واقعاً شیرینترین چیزهاست. داشتن رویا مانند برلیان میدرخشد. قدر این لحظات را بدان و به هیچکس هم درباره آن حرفی نزن و اجازه نده که دیگران دربارهاش برایت اظهار عقیده کنند.
از زنده بودن خود لذت ببر و از اینکه قدرت و توانایی آرزو داشتن را داری، استفاده کن. نباید پا روی پا بیاندازی و نفسهای عمیق بکشی، خوب است که هراز گاهی به خودت سری بزنی و بیاندیشی. شاکر باشی که زنده هستی و به زندگیات نگاهی بیاندازی. نمیتوانیم همه شادیهای آینده را در آینده به دنبالش بگردیم.
از آرزو داشتن و مشتاق بودن، لذت ببر
یعنی که فکر کنی اگر پولدارتر بودم، جوانتر، سالمتر، عاشقتر، وابستگی کمتر، کار بهتر، فرزندان بهتر، ماشین بهتر، لاغرتر، بلندتر، موی بیشتر، دندانهای بهتر، لباسهای بهتر داشتم ... این لیست پایان ناپذیر است. اگر فقط این یا آن عوض میشد همه چیز کامل میشد. اینطور نیست؟ در جواب باید بگویم که متاسفانه اینطور نیست.
اینجوری جوابی نمیگیری. وقتی که این و آن هم عوض شوند، چیز دیگری پیش میآید. برای مثال، وقتی ناگهان خود را بهتر و بهتر ببینی، تازه آن موقع به دنبال مثلا پول بیشتر خواهی بود. آن موقع است که دوباره به دنبال چیزهای جدید دیگر برای خوشحال شدن خواهی بود.در این لحظه زندگی کردن به این معنا نیست که مسئولیتها و وظایف خود را کنار بگذاری، نه، اینطور نیست.
لاغرتر، بهتر، پولدارتر و بزرگتر شدن را فراموش کنید. قدردان آنچه که دارید و هستید باشید. کلید خوشبختی در اینجاست. به اینکه فقط به آنچه که هستید راضی باشید، همیشه کافی نیست. اما اینها به جای خود با آنچه واقعاً هستید شاد باشید، زیرا که حقیقت محض همان است.
من واقعی همان من امروز است
من آینده هنوز به دنیا نیامده و ممکن است به دنیا هم نیاید . پس جوهر امروز من واقعی، قابل لمس و استوار است. رویاها عالی هستند، اما واقعیت هم فوقالعاده است.
از: مونترا
خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟
پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.
خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟
من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟
خدا جواب داد:
- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.
- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.
-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.
- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت....
سپس من سؤال کردم: به عنوان پروردگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟
خدا پاسخ داد:
- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.
- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.
- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.
- یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.
- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.
- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.
با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت:
فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"