مردی در کنار جاده، دکهای درست کرد و در آن ساندویچ میفروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمیخواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچهای خود را شرح داده بود. خودش هم کنار دکهاش میایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق میکرد و مردم هم میخریدند.
کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد. وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد به کمک او پرداخت. سپس کمکم وضع عوض شد. پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش ندادهای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود میآید. باید خودت را برای این کسادی آماده کنی. پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش میدهد و روزنامه هم میخواند پس حتماً آنچه میگوید صحیح است. بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمیایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمیکرد. فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت. او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست. کسادی عمومی شروع شده است.
افغانیها ضربالمثلی دارند بدین مضمون که اگر کسی به تو گفت اسب به او اعتمادنکن اما اگر دو نفر پیدا شدن و به تو گفتند کمی درباره خودت فکر کن. اما اگر سه نفر پیدا شدن و به تو گفتند که اسبی حتماً یک زین برای خودت سفارش بده. این ضربالمثل به خوبی اثر القاعات منفی دیگران را بر ما نشان میدهد.
آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشههای خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشههای شما را شکل میدهند. خواستههای خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامهریزی میکنند.
در واقع اون پدر داشت بهترین راه برای کاسبی رو انجام میداد اما به خاطر افکار پسرش، تصمیمش رو عوض کرد و افکار پسر اونقدر روی اون تأثیر گذاشت که فراموش کرد که خودش داره باعث ورشکستگی میشه و تلقین بحران مالی کشور، باعث شد که زندگی اون آدم عوض بشه.
گاهی اوقات ما اونقدر به افکار دیگران توجه میکنیم و به اونها اعتماد بیخودی میکنیم که نه تنها زندگی خودمون رو خراب میکنیم بلکه حتی دیگه چیز دیگهای رو نمیبینیم و چشمامون به روی حقیقتها بسته میبندیم.
خداوند به همه ما فکر، فهم و شعور بخشیده تا بتونیم فرق بین خوب و بد رو تشخیص بدیم. بهتره قبل از اینکه دیگران برای ما تصمیماتی بگیرن که بعد ما رو پشیمون کنه، کمی فکر کنیم و راه درست رو انتخاب کنیم و با انتخاب یک هدف درست از زندگی لذت ببریم. چون زندگی مال ماست.
بهشون نیاز داری تا کمکت کنن (تا کمک کردن رو یاد بگیری)، باعث رنجش تو بشن (چون تا گچ درد سنباده خوردن روتحمل نکنه، یک مجسمه زیبا نمیشه)، تو رو ترک کنن (تا یادبگیری روی پای خودت بایستی)، عاشقانه دوستت داشته باشن (تا بدونی که تو هم باید عشق بورزی)، تا از تو انسانی ساخته بشه که خداوند میخواد تو اونطور باشی.
خدای عزیزم، اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست (چون دلی زیبا داره)، درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)، قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی) و من خیلی دوستش دارم. خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه. خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشاا... . خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزه.
خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما، هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر (حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد) و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود.
تك طناب نيم طناب طناب دو قلو
تك طناب:
اين طناب به صورت تك رشته استفاده ميشود مناسب ترين طناب براي صعود مسير هاي دشوار نسبتا مستقيم( در يك خط) و يا در مسير هايي كه پايين آمدن و يا جابجايي به وسيله فرود نباشد. كار برد عمده اين طناب براي سنگنوردي است.
نيم طناب :
اين طناب از دو رشته تشكيل شده است كه صعود كننده هر دو رشته آن را به هارنس گره ميزند. و بايستي هر رشته را به يك حمايت مياني نصب كند . اين كار باعث كاهش شكست طناب در طول مسير صعود مي شود .
نيم طنابها براي كوهنوردي و صعود هاي چند طول طنابه كه فرود در آن الزاميست بسيار مناسب است اين طناب در مسير هايي كه حمايت مياني در ان نا مطمئن هستند بخصوص در يخنوردي بسيار كار امدند زيرا در هنگام سقوط نفر ابتدا بر روي يك رشته سقوط ميكند و سپس نيرو بر رشته ديگر وارد مي آيد در نتيجه نيروي ضربه حاصله بيشتر كاهش مي يابد ضمنا ايمني بيشتري در صورت ريزش يخ و سنگ و همچنين مسير هاي تيغه اي دارند .
طناب دو قلو:
اين طناب هميشه به صورت دو رشته و با هم استفاده مي شود و به صعود كننده متصل مي شود . صعود كننده هر دو رشته را داخل يك كارابين مي اندازد و مزيت آن بر تك طناب علاوه بر سبك بودن امكان فرود بلند به اندازه طول طناب است اين طناب از نيم طناب ها سبكتر است اما هيچوقت نبايد هر رشته آن را در يك كارابين انداخت و بايد هر دو رشته آن با هم داخل يك كارابين انداخته شود .
دانستن انچه در مورد طناب ضروري است ،چگونه درك بهتري از ويژگي هاي طناب خود داشته باشيم
تعداد سقوط ها :
طبق استاندارددر هر سه گونه طناب بايد با ضوابط زير همخواني داشته باشد
تك طناب بايد سه سقوط متوالي با وزن 80 كيلوگرم
نيم طناب بايد پنج سقوط متوالي با وزن 55 كيلو گرم
طناب دو قلو بايد 12 سقوط متوالي را روي هر دو رشته با وزن 80 كيلوگرم با فاكتور سقوط 77/1 را تحمل كند.
افزايش طول ديناميك:
اين افزايش طول عبارتست از كش آمدن طناب در امتداد خود بر اثر نخستين سقوط آزمايشي "يو آي اي اي" كه مي بايست اين افزايش طول كمتر از 40 درصد باشد.
افزايش طول استاتيك:
مقدار افزايش طول طناب تحت بار وزن 80 كيلو گرم براي تك طناب از ده درصد و براي نيم طناب از 12 در صد و براي طناب دو قلو برروي هر رشته با هم از ده درصد نبايد تجاوز كند .
تعداد رشته هاي پوسته طناب:
پوسته طناب محافظ و در بر گيرنده هسته و قسمت قابل روئيت طناب ميباشد و از گروهي از رشته هاي به هم بافته شده تشكيل شده است. كه هر گروه از يك قرقره خارج ميشود.
طنابهاي با قطر يكسان طنابي كه قرقره بيشتر پوسته نازك داردويژگي ديناميكي بهتر و طنابي كه قرقره كمتر پوسته ضخيم و داراي مقاومت زياد تري در برابر سايش ميباشد.
بطور مثال :
يك تك طناب با ساختار 48 قرقره با خاصيت ديناميكي زياد و 32 قرقره با رشته هاي ضخيم تر براي به حد اكثر رساندن مقاومت در برابر سايش انتخاب ميشوند.
لغزش پوست :
پوسته و هسته طناب دو قسمت مستقل مي باشند و در صورت نداشتن سازگاري دقيق و كامل جابجا شده و روي يكديگر خواهند لغزيد در اين حالت پوسته طناب تغيير شكل داده و كم كم تحت تاثير ابزار فرود متورم شده و نقاطي تو خالي و بيرون زده اطراف هسته طناب به وجود مي آورد.
اين پديده بخصوص هنگام فرود هاي سريع و صعود هاي قرقره اي يا شوك هاي شديد به وجود آمده و احتمال خطر جمع شدن پوسته طناب در ابزار هاي فرود يا حمايتي را افزايش ميدهد.
فاكتور سقوط:
فاكتور سقوط تعيين كننده شدت سقوط است. هر چه ميزان آن بيشتر باشد سقوط سخت تر است و ميزان آن بين صفر و حداكثر دو ميباشد.محاسبه ان از تقسيم ارتفاع سقوط بر طول طناب صعود شده به دست مي آيد . (طناب بين حمايتچي و صعود كننده)
سختي سقوط تابعي از ارتفاع سقوط نبوده بلكه تابعي از نسبت طول طناب صعود شده ميباشد. زيرا هر چه طناب فعال طويل تر باشد .طول بيشتري از طناب براي جذب نيروي سقوط كشش وارد عمل ميشود.
وقتي كه هيچگ.نه اصطكاكي بين حمايتچي و بالا ترين كارابين وجود نداشته باشد.انرژي حاصله از سقوط در تمام طول طناب به طور يكسان توزيع ميگردد.كه اين نيرو را فاكتور سقوط نظري مينامند.
اثر قرقره اي و بالاترين حمايت مياني:
در هنگام سقوط بالاترين كارابين از يك سو متحمل نيروي ضربه ايجاد شده توسط صعود كننده و از يك سو متحمل نيروي مهار سقوط حمايتچي ميشود اين دو نيرو با يكديگر جمع ميشوند و اين چيزي است كه آنرا اثر قرقره اي ميناميم .
نيروي وارد شده به حمايتچي به خاطر اصطكاك طناب در كارابين هاي در طول مسير كمتر نيروي ضربه روي بدن صعود كننده است .در نتيجه نيروي وارد شده بر بالاترين كارابين در حدود 6/1 برابر بيشتر از نيروي وارد شده به بدن صعود كننده است .
هنگام سقوط انرژي حاصله ميبايست توسط زنجيره حمايت بويژه طناب جذب و مهار شود اگر طناب جذب كننده خوبي براي انرژي باشد. ضربه وارده به صعود كننده را كاهش خواهد داد.
نيروي وارده به بدن صعود كننده در لحظه مهار سقوط نيروي ضربه ناميده ميشود .
مقدار اين نيرو بستگي به فاكتور سقوط ،وزن صعود كننده ،و ظرفيت جذب انرژي توسط طناب دارد.
نيروي ضربه:
مقادير مورد نياز استاندارد
تك طناب:
نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 80 كيلو گرم مي بايست كمتر 12 كيلو نيوتن(حدود 1200 كيلو گرم) باشد .
نيم طناب:
نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 55 كيلو گرم مي بايست كمتر 8 كيلو نيوتن(حدود800كيلو گرم) باشد .
طناب دو قلو: نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 80 كيلو گرم مي بايست كمتر 12 كيلو نيوتن(حدود1200 كيلو گرم) باشد .(بر روي هر دو رشته طناب با هم).
حد اكثر نيروي ضربه:
تمام طنابهاي كوهنوردي بر مبناي حد اكثر نيروي ضربه دسته بندي ميشوند .
نيرويي كه به طناب در آزمايشگاه تحت شرايط بسيار سخت (شرايط خاص و استاندارد آزمايشگاهي و حداكثر نيرو)وارد مي شود هرگز در هنگام صعود به ان وارد نمي شود .و اين نيرو حاصل سقوط يك وزنه فلزي در كارگاه ثابت و شرايط حمايت استاتيك مي باشد . و نتايج واقعي بدست آمده از اين آزمايش بر روي برگه مشخصات فني طناب درج ميگردد.
در اين شرايط خاص تمام انرژي سقوط توسط طناب جذب مي گردد و عواملي همانند هارنس سنگنورد و يا قابليت تغيير شكل بدن انسان و اصطكاك طناب با كارابين وجود ندارند كه بخواهند انرژي سقوط را جذب كنند و در نتيجه تمام انرژي مستقيما به طناب منتقل مي شود.
افزايش تصاعدي نيروي ضربه در اثر استفاده در هنگام صعود و مهار سقوط هاي متوالي توسط طناب ظرفيت ديناميكي آن را كاهش دا ده و در نتيجه نيروي ضربه طناب افزايش پيدا ميكند .
قطر و وزن:
طنابهاي با قطر زياد عموما داراي عمر مفيد طولاني تر و در عين حال سنگين تر و نه چندان مطلوب براي استفاده مي باشند.در صعود هايي كه وزن و حركت روان طناب حائز اهميت است انتخاب يك طناب با قطر كم ارجحيت دارد عملكرد جامع و كلي طناب ها را ميتوان در توان و تعادل بين وزن و خاصيت ديناميكي آنها ارزيابي نمود.
اولین چیزی که مردم در باره صخره نوردی به زبان می آورند این عبارت است:
"دیوانه شده ای؟ خیلی خطرناکه"
اما اجازه ندهید اینگونه اظهار نظرها روی شمایی که می خواهید صخره نوردی را شروع کنید تاثیر منفی گذاشته و ماءیوستان کند.اگر یکبار این کار را انجام دهید، خواهید فهمید که چرا عده ای به آن معتاد شده اند.
در این مقاله سعی داریم تا برخی از علل علاقه بیش از حد برخی را به این ورزش مهیج را بررسی کنیم.
صخره نوردی هرگز خسته و کسل کننده نیست
راههای زیادی برای صعود وجود دارد و اگر در کشور محل زندگیتان به صخره ها و پرتگاه های زیادی دسترسی دارید، میتوانید بالا رفتن از دیواره های سنگی زیبایی را که مجموعه ای بی نظیر هستند تجربه کنید! برای دریافت بهتر این مساله سری به عکسهای موجود در اینترنت از صخره های بزرگ و زیبای دنیا بزنید.
فعالیت بدنی بسیار
هر روزی که شما مشغول صعود هستید یک فرصت است تا تواناییها و مهارتتان را محک بزنید.هربار باید خودتان راروی صخره ها به سمت جلو و بالا بکشید (بله، هر لحظه...دوباره و دوباره...)
در هر مرتبه باید راههای جدید و حتی سخت تر را پیدا و کشف کنید .بسته به توانایی فیزیکی و ریسک پذیریتان میتوانید بفهمید که هیچ راهی آنقدر ها هم که فکر میکنید سخت و صعب العبور نیست.
ماجراجویی و رهایی
اکثر صعودکنندگان حس خود را در هنگام صعود چیزی شبیه رهایی و آزادی مطلق در عین ماجراجویی تعبیر میکنند. حسی که شما را قادر میسازد تا هر زمان و هر جا که میخواهید بالا بروید و به چیزهای بزرگی برسید!
طبیعت زیبا و چشم انداز بی نظیر
هنگامی به دنبال کشف و پیدا کردن راههای جدید صعود هستید، بی تردید با صحنه های دلپذیر و زیبایی از طبیعت دست نخورده روبرو می شوید و بی آنکه بخواهید در حافظه تان ثبت می گردد. وقتی یکبار به قله برسید و در آن فضا تنفس کنید و در فضایی که شما را احاطه کرده بایستید نمیتوانید خاطره اش را فراموش کنید.منظره ای که بسیاری از مردم تجربه دیدنش را نداشته اند.
صعود آسان
کفشهای مناسب و خوب برای صخره نوردی کلید اولیه برای صعود بیشتر و آسانتر است. به همراه داشتن یک کوله پشتی مناسب و استاندارد شما را برای کوهنوردی، صخره نوردی و این قبیل سفرهاست. به این شکل که باید بتوانید مایحتاج چند روزه خود را در آن ذخیره کنید.
کوه ، بالاترین جای زمین و جای به هم رسیدن آسمان و زمین است . کوه در میان دنیاست . از کوه به عنوان نمادی محوری و مرکزی ، گذر از مرحله به مرحله دیگر و هم نشینی با خداوند برمیآید . کوه برای آدمی مفهوم « بلندی » دارد . به گفتهی « میرچا الیاده » بلندی واژهای است که به خودی خود دسترسی به آن وجود ندارد و وابسته به نیروهای برتر از انسان است تا جایی که بلندی نیایشگاهها از همین مفهوم سرچشمه میگیرد آن که با آیینی ویژه از پلههای نیایشگاهها بالا میرود ، دیگر یک انسان معمولی نیست .
کوه یک نیایشگاه طبیعی و شاید نخستین نیایشگاه انسان باشد . پس از آن هم نیایشگاهها بر بالای کوهها ساخته شدند .
کوهها در دینها و باورهای گوناگون جایگاه ارزشمندی داشتهاند : پیامبر اسلام در بالای کوه و در غار حرا پیام خدایی را شنید . موسی ده فرمان خداوند را در کوه سینا دریافت کرد . کوه جایگاه پیام اهورامزدا به اشوزرتشت است . در باور یونانیان باستان زئوس خدای خدایان یونانی و فرمانروای آسمانها برفراز کوه از مادر زاده شد .
از اینها گذشته ، در تاریک و روشن صبحگاحان بیدار شدن و به امید دیدن زیباییهای طبیعت کولهبار بستن از آب چشمهها و جویبارها نوشیدن ، در کنار دوستان در صفی طویل گام برداشتن ، زمزمه جویباران را شنیدن ، بر روی سبزههای تازه رسته گام برداشتن و با آوای پرندگان هم صدا شدن لذتی است وصف ناپذیر ...
بر بلندی قله ایستادن لذت است ، پیروزی اراده بر سختیها و راحت طلبیها ، دیدن عظمتی است که انسان در پیدایش آن هیچ نقشی نداشته است .
|
صاعقه (رعد و برق)
گردآوری: دکتر حمید مساعدیان
بر اثر برخورد ابرهاي داراي بارهاي غير هم نام، واكنشهاي الكتريكي شديدي به صورت نور و صداي شديد بنام صاعقه يا رعد و برق توليد ميگردد كه با نور و صداي شديد همراه است. رعد و برق قادر است صدماتي جدي وارد آورد، ميتواند به راحتي انسان و يا حيوان را از پاي درآورد، زيرا از جريان الكتريكي بسيار بالايي برخوردار است كه مدت آن كم بوده ولي قدرت آن زياد است. براساس مطالعات و بررسيهاي به عمل آمده توسط متخصصين امر تعداد رعد و برق در هر لحظه در سراسر دنيا بين 1500 تا 2000 بار ميباشد. به عبار ديگر حدود 6000 جرقه الكتريكي در هر دقيقه در دنيا زده ميشود.
شدت جريان الكتريكي در رعد و برق ممكن است بين 10000 تا 40000 آمپر باشد (درحالي كه حداكثر شدت جريان قابل تحمل معمولاً ازچند صد متر متجاوز نميكند). تخليه بار الكتريكي از يك ابر به ابر ديگر و يا به زمين بوجود ميآيد، ميتواند قلب انسان را از كار بياندازد، ششها را پاره كند و سبب سوختگيهاي جدي در بدن شود. هوايي كه نور برق از ميان آن ميگذرد به شدت گرم ميشود. جريان الكتريكي شديد ميزان حرارت هوا را در كانالي كه برق از آن عبور ميكند براي مدت يك ميليثانيه از 30000 درجه سانتيگراد بالا ميبرد. هوايي كه به طور ناگهاني اين ميزان گرم ميشود به سرعت منبسط شده و ضربهاي به هواي اطراف ميزند و امواجي را با فشار بين 10 تا 30 اتمسفر بوجود ميآورد. اغلب فلزاتي كه به عنوان وسايل زينتي به كار ميروند مانند گردنبند و دست بند نيز ميتوان هنگام رعد و برق خطرناك باشند. در موقعي كه رعد و برق شديد رخ ميدهد بهترين كار براي حفظ سلامتي اين است كه هر نوع وسيله فلزي كه در دست داريد را فوراً رها كنيد و از ريسك كردن بپرهيزيد.
هشدار هاي لازم:
• از درختان تك و بلند، تپه ها، تيركها، سيم برق هوايي،فنس ها، لوله هاي فلزي آب،مناطق و علفزار هاي مرطوب وجويبار ها ومكان هاي پر آب ورودخانه ها دور شويد واز آنها فاصله بگيريد. ايستادن زير درخت روي تپه هنگام صاعقه خطرناكترين اقدام است.
از لبه صخره ها و بلندي قله ها فاصله بگيريد وبه ارتفاعات پايين دست فرود آييد.
به غار هاي عميق پناه ببريد.غار هاي كم عمق مي تواند خطرناك باشد.
• به اشياء فلزي از قبيل كلنگ، باتوم كوهنوردي ،لوازم فني سنگ نوردي،عينك با فريم فلزي وهر وسيله فلزي ديگر دست نزنيد.
• اگر در محوطه اي مسطح هستيد در محلي باز – بدون درخت – به حالت خميده دست را روي زانوهاي خود قراردهيد و باقي بمانيد در نقاط مرتفع پناه نگيريد .
• اگر لباسهاي شما خيس است سعي كنيد آنها را هر چه زودتر خارج كرده و از خود دور كنيد.
• اگر هنگام رعد و برق، احساس كرديد كه موهاي سر يا دستهاي شما سيخ شده و يا از سنگها و تورهاي فلزي اطراف خود صداي وزوز شنيدند ويا بوي اوزون به مشام رسيد، فورا آن محل را ترك كنيد.
• به مكانهاي زير برويد:بين درختان كوتاه در بين درختان بلند ،مكانهاي خشك وبدون گياه.
• طناب هاي را كه به همراه داريد بخصوص اگر خيس ومرطوب شده اند از خود دور كنيد.
• تنها در موارد اورژانس از تلفن همراه استفاده كنيد.
• در هنگام رعد و برق سريعا بر روي زمين نشسته ،دولا شويد.هرگز به طور مستقيم روي زمين دراز نكشيد.
• در هنگام رعدوبرق از تجمع به دور هم خودداري نماييد.
• دستگاههاي الكتريكي خود را خاموش كنيد.
سوختگي هاي الکتريکي ناشي از رعد وبرق :
عبور جريان الكتريكي و صاعقه از بدن احتمالاً باعث ايجاد جراحتهاي وخيم و حتي مرگ آور مي شود . جريان برق ممکن است از صاعقه ( برق زدگي )باشد . وقتي جريان برق از نقطه اي وارد بدن مي شود از محل ديگر که در آن بدن با زمين تماس دارد خارج مي شود . نقاط ورود و خروج جريان برق از بدن آسيب مي بيند و آسيب اين نقاط به صورت حفره اي شبيه به محل ورود گلوله به چشم مي خورد . به غير از محل ورود و خروج جريان برق ،بافتهايي که در مسير اين دو نقطه قرار دارند نيز تحت تأثير جريان برق و حرارت توليد شده تخريب مي شوند به طوري که هرچه ولتاژالكتريكي که وارد بدن مي شود بيشتر باشد ، سوختگي ايجاد شده عميق تر و جراحتهاي باقي مانده وخيم تر خواهند بود . علاوه بر اين ، جريان الکتريکي ضمن عبور از بدن در اعصاب ( محيطي و مرکزي ) ، ماهيچه ها و قلب تغييرات شيميايي قابل توجهي ايجاد مي کند و باعث اختلال در واکنش هاي بدن شده و يا به طور کلي باعث توقف آنها مي شود ، در بسياري از موارد اگر چه سوختگي خارجي ( محل ورود و خروج جريان برق ) به طور فريبنده اي کوچک است اما اين مقدار کوچک نبايد پوششي بر آسيب هاي وخيم تر عمقي باشد و ما را به اشتباه بياندازد .
صاعقه يک منبع طبيعي توليد الکتريسيته ( جريان مستقيم با سرعت و ولتاژ فوق العاده زياد ) است که به طور عادي براي رساندن خود به زمين از نزديکترين زائده بلندي که در آن حوالي وجود دارد استفاده مي کند و اگر شخصي در تماس با ، يا حتي نزديکي به يک زائده طبيعي مانند درخت ، برج يا دکل باشد صدمه شديدي خواهد ديد . الکتريسيته توليد شده به وسيله برق آسمان عمرش فوق العاده کوتاه است اما مي تواند موجب مرگ آني ( به علت ايست قلبي - تنفسي ) يا حداقل سبب به آتش کشيدن لباس شخص شود ( اما صدمات بافتهاي عمقي به نسبت سبکتر است ) . بنابراين در زمان رعد و برق بايد به سرعت از محلهاي خطرناک دور شد .
عوارض تهديد کننده جان مصدوم درصاعقه زدگي :
با ورود جريان برق وصاعقه به بدن در اثر انقباضهاي الکتريکي سفت ( کزازي شکل ) عضلات تنفسي يا آسيب مراکز تنفسي در مغز ( در بصل النخاع ) ايست تنفسي عارض مي شود و پس از مدتي قلب نيز از حرکت مي ايستد . البته اگر جريان برق از خود قلب نيز عبور کرده باشد با ايجاد انقباضات کرمي شکل و غيرمؤثرو اسپاسموديک در بطن ( فيبريلاسيون بطني ) ايست قلبي اوليه خواهيم داشت . پس از ايست قلبي - تنفسي اگر در عرض ۴ تا ۶ دقيقه عمليات احياء شروع نشود مرگ قطعي و حتمي خواهد بود . اما قبل از شروع عمليات احياء ابتدا بايد تماس مصدوم را با جريان برق از بين ببريم .
آینده جایی است که اتفاقها خواهند افتاد. میشنوم که گریه میکنی، آینده جایی است که تو ممکن است موفق، شاد، پولدار، زیبا، مشهور، مشغول به کار، و غرق در بهترینها شوی. اینها نقشه یا رویا یا چیزهای دیگر هستند، اما دوباره باید بگویم که زمان حال جایی است که تو واقعاً در آن هستی.
این لحظه، همان زمانی است که از ابتدای زندگی تا به حال منتظر آن بودی.
این لحظه، همان زمانی است که بدون در نظر گرفتن هیچ چیزی باید قدر آن را بدانی. مشتاق بودن واقعاً شیرینترین چیزهاست. داشتن رویا مانند برلیان میدرخشد. قدر این لحظات را بدان و به هیچکس هم درباره آن حرفی نزن و اجازه نده که دیگران دربارهاش برایت اظهار عقیده کنند.
از زنده بودن خود لذت ببر و از اینکه قدرت و توانایی آرزو داشتن را داری، استفاده کن. نباید پا روی پا بیاندازی و نفسهای عمیق بکشی، خوب است که هراز گاهی به خودت سری بزنی و بیاندیشی. شاکر باشی که زنده هستی و به زندگیات نگاهی بیاندازی. نمیتوانیم همه شادیهای آینده را در آینده به دنبالش بگردیم.
از آرزو داشتن و مشتاق بودن، لذت ببر
یعنی که فکر کنی اگر پولدارتر بودم، جوانتر، سالمتر، عاشقتر، وابستگی کمتر، کار بهتر، فرزندان بهتر، ماشین بهتر، لاغرتر، بلندتر، موی بیشتر، دندانهای بهتر، لباسهای بهتر داشتم ... این لیست پایان ناپذیر است. اگر فقط این یا آن عوض میشد همه چیز کامل میشد. اینطور نیست؟ در جواب باید بگویم که متاسفانه اینطور نیست.
اینجوری جوابی نمیگیری. وقتی که این و آن هم عوض شوند، چیز دیگری پیش میآید. برای مثال، وقتی ناگهان خود را بهتر و بهتر ببینی، تازه آن موقع به دنبال مثلا پول بیشتر خواهی بود. آن موقع است که دوباره به دنبال چیزهای جدید دیگر برای خوشحال شدن خواهی بود.در این لحظه زندگی کردن به این معنا نیست که مسئولیتها و وظایف خود را کنار بگذاری، نه، اینطور نیست.
لاغرتر، بهتر، پولدارتر و بزرگتر شدن را فراموش کنید. قدردان آنچه که دارید و هستید باشید. کلید خوشبختی در اینجاست. به اینکه فقط به آنچه که هستید راضی باشید، همیشه کافی نیست. اما اینها به جای خود با آنچه واقعاً هستید شاد باشید، زیرا که حقیقت محض همان است.
من واقعی همان من امروز است
من آینده هنوز به دنیا نیامده و ممکن است به دنیا هم نیاید . پس جوهر امروز من واقعی، قابل لمس و استوار است. رویاها عالی هستند، اما واقعیت هم فوقالعاده است.
از: مونترا
خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟
پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.
خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟
من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟
خدا جواب داد:
- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.
- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.
-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.
- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت....
سپس من سؤال کردم: به عنوان پروردگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟
خدا پاسخ داد:
- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.
- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.
- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.
- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.
- یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.
- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.
- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.
با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت:
فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"
در چه جاهايي خطر بهمن وجود دارد؟
1- شيب، يكي از عوامل بسيار مهم در سقوط بهمن است. روي شيبهاي خيلي تند (بيشتر از 50 درجه) چون برف قبل از انباشته شدن به طور طبيعي به پايين سرازير ميشود، خطر سقوط بهمن معمولاً زياد نيست. روي شيبهاي خيلي ملايم (كمتر از 25 درجه) نيز خطر بهمن معمولاً زياد نيست. تحقيقات بهمنشناسان فرانسوي نشان ميدهد كه بهمنهاي تختهاي، عمدتاً روي شيبهاي 30 تا 45 درجه است و بيشترين بهمنها از روي شيبهاي 35 تا 40 درجه سقوط كرده است. كوهنوردان و اسكيبازان امريكايي اهميت فوقالعادهاي براي عامل شيب قائل هستند. هر كوهنورد يا اسكيباز كوه، هميشه يك شيبسنج كوچك در جيب دارد تا با آن ميزان خطر ريزش بهمن را برآورد كند.
2- با تند شدن شيب، ثبات لايهفوقاني برف كاهش يافته و خطر بهمن افزايش مييابد.
3- پوشش زمين. پوشش طبيعي خاك كه ارتباط بين مانتو برفي (توده برف) و خاك را برقرار ميكند نيز البته نه به اندازه شيب، مهم است. زمينهاي صاف و صيقلي و يا بدون ستي و بلندي و شيبهايي كه داراي بوتههاي كوچك يا چمنزار و علف هستند، بهمنخيز است. به عكس، شبهاي پر سنگلاخ و به ويژه با تختهسنگهاي بزرگ و يا درخت و درختچه و يا بوتههاي بزرگ- مثل گون- معمولاً برف را به خوبي نگه ميدارند. يكنواختي شيب بسيار خطرناك است. به همين خاطر معمولاً با خاكبرداري، لين شيبها را پلهپله ميكنند.
چه موقع خطر بهمن زياد ميشود؟
باد عامل بسيار مهمي در افزايش خطر سقوط بهمن است به ويژه اگر در چند روز گذشته به شدت وزيده باشد. باد موجب تلمبار شدن برف در برخي نقاط ميشود، ضخامت برف را افزايش ميدهد و باعث به وجود آمدن نقابهاي برفي در خطاراسها و گردنهها ميشود. فراموش نكنيم كه عبوراز شيبهايي كه در بالايشان نقابهاي برفي درست شده، فوقالعاده خطرناك است.
بارش برف چون وزن اضافي بر مانتو برفي ميگذارد، ثبات آن را كاهش ميدهد. البته سقوط بهمن پس از بارش برف، بستگي به مقدار بارش، وزن مخصوص برف و شيب كوه دارد. با اين حال، به طور كلي ميتوان گفت كه با ريزش 30 سانتيمتر برف جديد روي شيبهاي تند (بيش از 35 درجه) خطر جدي ميشود و با 80 سانتيمتر برف جديد، حتي شيبهاي متوسط هم خطرناك ميشوند.
هواي گرم و ملايم به سرعت لايهها را به هم پيوند ميدهد و در نتيجه، خطر سقوط بهمن را كاهش ميدهد. به عكس، اگر اين گرما نسبتاً زياد باشد، خطر را افزايش ميدهد، زيرا برف را به قطرات آب تبديل ميكند و لايههاي فوقاني برف روي اين قطرات ميغلتند و به پايين سرازير ميشوند. بارش كمي باران نيز چسبندگي برف را افزايش ميدهد، ولي اگر بارش از حدي بگذرد، مانتو برفي ثبات خود را از دست خواهد داد.
از اواسط فروردين به بعد، در ارتفاعات 3000 متر به بالا، تابش خورشيد مانتو برفي را- به ويژه جبهههاي جنوبي- بيثبات ميكند و در بعد از ظهرها، بهمنهاي آبكي سرازير ميشود.
سرعت بهمن
سرعت بهمن برف آبكي 55 تا 70 كيلومتر در ساعت، سرعت بهمن برف خشك 110 تا 140 كيلومتر در ساعت و سرعت بهمنپودر 220 تا 290 كيلومتر در ساعت ميباشد. همچنين، نيروي فشار حاصل از بهمن ميتواند به 20 تن برسد.
شكلهاي مختلف برف
شكل برف بستگي تام به دماي محيط دارد:
از 10 تا 5 درجه زير صفر، سوزني شكل، از 5 تا 10 درجه زير صفر، استوانهاي، بادامي شكل.
از 10 تا 13 درجه زير صفر، پهن، بادامي شكل، از 13 تا 17 درجه زير صفر، شش گوش، از 18 تا 25 درجه زير صفر، استوانهاي پهن. شكل برف از اين لحاظ مهم است كه ميزان چسبندگي و قدرت اتصال مانتو برف (توده برف) را تعيين ميكند و در نتيجه احتمال ريزش بهمن را كاهش يا افزايش ميدهد.
وزن برف
شخص مدفون زير بهمن تحت فشاري است كه وزن و ارتفاع بهمن بر او وارد ميكند. وزن يك متر مكعب برف بستگي به مقدار آب موجود در آن دارد.
برف تازه
برفپودر، 30 تا 60 كيلوگرم
برف فشرده سبك، 100 تا 200 كيلوگرم
برف كهنه
برف شناور، 200 تا 300 كيلوگرم
برف خشك نشست كرده، 300 تا 400 كيلوگرم
برف آبدار نشست كرده، 400 تا 450 كيلوگرم
برف زيرين خشك، 400 تا 700 كيلوگرم
برف زيرين آبدار، 600 تا 800 كيلوگرم
با استفاده از آمار، كساني كه دچار بهمن شدهاند، تعيين كردهاند كه با گذشت زمان احتمال زنده ماندن بهمنزده چقدر است. شخص مدفون در زير يك متر برف با گذشت زمان شانس زنده ماندنش به سرعت كاهش مييابد.
به طور كلي ميتوان گفت كه با گذشتن هر يك ساعت، شانس زنده ماندن نصف ميشود.
در ساعت اول، شانس زنده ماندن بهمنزده حدود 45 درجه است. در ساعت دوم شانس او به 28 درصد، در ساعت سوم به 18 درصد و در ساعت چهارم به 10 درصد كاهش مييابد. به عبارت ديگر، از ساعت چهارم به بعد، تنها يك نفر از 10 نفر را ميتوان از زير بهمن زنده خارج كرد. در ضمن اين نكته نيز قابل ذكر است كه از همان لحظات اول در اثر ضربه و فشار بهمن و اصابت به صخره و سقوط از بلندي و از اين قبيل صدمات، جان خود را از دست ميدهند.
بهمنزده هر قدر در عمق كمتري مدفون شده باشد، شانس بيشتري براي زنده ماندن دادر. به همين خاطر است كه توصيه ميكنند با شنا يا پرش كردن، سعي كنيم روي سطح بهمن باقي بمانيم. همان طور كه نمودار نشان ميدهد، در عمق كمتر از 50 سانتيمتر، شانس زنده ماندن به كمتر از 10 درصد ميرسد.
از : سایت جامع آموزش کوه نوردی

ساختمان و اجزای قطب نمای M1
1 – دستگيره يا شصتي : حلقه اي است كه در انتهاي قطب نما قرار دارد و براي نگهداشتن قطب نما به حالت تراز در موقع استفاده بكار مي رود.
2 – درب قطب نما : درپوشي است آلومينيومي كه در وسط آن تار موئي قرار دارد و كاربرد تارموئي مانند مگسك اسلحه است و دو سر تار موئي دو نقطه فسفري (شبنما) وجود دارد و در موقع كار شبانه از آن استفاده مي شود .در حاشيه درب قطب نما خط كشي تعبيه شده است و بر اساس مقياس 000/50 : 1 بر مبناي كيلومتر مدرج شده است.
3 – تيغه نشانه روي و عدسي چشمي : تيغه ايست كه بالاي آن شكاف كوچكي همانند شكاف درجه اسلحه است و با زاويه 45 درجه نسبت به صفحه مدرج قرار ميگيرد و در موقع گرا گرفتن با كمك تار موئي بكار مي رود. در اين حال توسط عدسي چشمي كه در وسط تيغه تعبيه شده اعداد مربوط به گراي هدف نشانه روي شده قرائت مي شود. خواباندن تيغه بر روي صفحه قطب نما سبب قفل شدن صفحه مدرج مي شود.
4 – بدنه : كليه اجزاي قطب نما در داخل بدنه كه از جنس آلومينيوم است قرار دارد. در كنار اين محفظه خط كشي تعبيه شده كه با باز شدن كامل درب قطب نما ، خط كشي قطب نما را كامل ميكند.
5 – طوقه كار در شب : طوقه متحركي است كه جداره خارجي آن دندانه دار است و تعداد 120 دندانه دارد اين دندانه ها با زائده اي در كنار قطب نما در تماس است كه به هنگام چرخش تق تق صدا ميدهد و هر تقه برابر 3 درجه است . بر روي صفحه طوقه يك خط و يك نقطه فسفري مشاهده مي شود كه در موقع كار در شب از آن استفاده ميشود.(زاويه بين خط و نقطه 45 درجه و 15 تقه است)
6 – صفحه ثابت : در زير طوقه كار درشب صفحه شيشه اي ثابتي قرار دارد كه روي آن يك خط سياه بنام شاخص تعبيه شده . اين خط درست در امتداد شكاف تيغه نشانه روي و تار موئي قرار دارد كه در موقع گرا گرفتن هر عددي زير شاخص باشد گراي آن امتداد است.
7 – صفحه مدرّج : صفحه ايست لغزنده كه عقربه مغناطيسي روي آن نقش بسته است .بر روي اين صفحه دو گونه تقسيم بندي وجود دارد.
الف : تقسيم بندي داخلي كه برحسب درجه صورت گرفته و به رنگ قرمز ميباشد كه به ازاي هر 5 درجه علامت گذاري وهر 20 درجه عددگذاري شده است.(محيط دايره به 360 قسمت مساوي تقسيم شده و زاويه بين دو شعاع دايره كه يك قسمت را فرا گرفته است ، يك درجه نام دارد).
ب : تقسيم بندي خارجي كه برحسب ميليم غربي و برنگ سياه است كه به ازاي هر 20 ميليم علامت گذاري و هر هر 200 ميليم عددگذاري شده است ولي دو صفر سمت راست آن اعداد بمنظور اختصار حذف شده است.(در اين تقسيم بندي محيط دايره به 6400 قسمت تقسيم شده كه هر قسمت آنرا يك ميليم گويند).
نكاتي كه قبل از كار باقطب نما ي M1 بايد به آن توجه كرد
الف - اطمينان از سالم بودن قطب نما :
هر فرد بايد هنگام كار با قطب نما در بدو امر اطمينان از سالم بودن كليه قسمتهاي آن داشته باشد كه موارد آن به شرح زير است :
1 – قسمت خط كشي كاملاً صاف و خوانا باشد و مدرّجات آن ضربه نخورده باشد.
2 – طوقه كار درشب سالم باشد و صداي تق تق داشته باشد.
3 – اهرم ثابت كننده صفحه لغزنده سالم باشد و بتواند اين صفحه را ثابت كند.
4 – بهنگام تثبيت صفحه لغزنده قطب نما را تكان داده تا از عدم حركت آن اطمينان حاصل شود.
5 – خط شاخص سياه رنگ و شكاف تيغه و تار موئي روي هم قرار داشته باشند(در امتداد هم باشند).
6 – با چرخش 360 درجه اي قطب نما اطمينان از صحيح كاركردن صفحه لغزنده و عقربه مغناطيسي داشته باشيد.
7 – مدرّجات گرا ، درجه و قسمتهاي فسفري كار در شب كاملاً خوانا و سالم باشند.
ب – صحيح در دست گرفتن قطب نما :
1 – درب قطب نما در روز 90 درجه و در شب 120 الي 150 درجه باز شود.
2 – تيغه نشانه روي با زاويه 45 درجه باشد.
3 – انگشت شصت را داخل دستگيره قرار داده.
4 – قطب نما را بصورت تراز و افقي روبروي چشم قرار دهيد.
طرز كار با قطب نماي M1 در روز
الف – تعيين گراي يك امتداد (گرا گرفتن ) در روز :
1 – درب قطب نما را بطور قائم باز مي كنيم و انگشت شصت دست راست را داخل حلقه نگهدارنده قرار مي دهيم و قطب نما را بصورت كاملاً افقي و تراز در دست ميگيريم.
2 – تيغه نشانه روي را بصورت 45 درجه نسبت به صفحه مدرج باز و قطب نما را به چشم نزديك مي كنيم و از داخل شكاف تيغه نشانه روي و شكاف درب قطب نما طوري به هدف نگاه مي كنيم كه تار موئي درست روي هدف باشد.
3 – در همين حال از داخل عدسي چشمي به صفحه مدرج لغزنده بدون حركت دادن دست نگاه مي كنيم و عددي را كه زير خط سياه شاخص قرار دارد مي خوانيم اين عدد گراي هدف مورد نظر است.
ب – تعيين امتداد يك گرا (گرا بستن ) در روز :
براي تعيين يك امتداد با مشخص بودن گراي آن به ترتيب زير عمل مي نمائيم.
1 – درب قطب نما را بطور قائم باز مي كنيم و انگشت شصت دست راست را داخل حلقه نگهدارنده قرار مي دهيم و قطب نما را بصورت كاملاً افقي و تراز در دست ميگيريم.
2 – تيغه نشانه روي را بصورت 45 درجه نسبت به صفحه مدرج باز مي كنيم و به همراه قطب نما دور خود مي چرخيم تا عدد مربوط به گراي مورد نظر زير خط شاخص سياه قرار بگيرد.
3 – در اين حال امتداد شكاف تيغه و تار موئي ، امتداد مورد نظر است. و اگر بخواهيم به سمت گراي مورد نظر حركت كنيم ضمن اينكه قطب نما را بدون حركت نگاه داشته ايم ، از داخل شكاف تيغه و شكاف درب قطب نما به جلو نگاه ميكنيم ، تار موئي روي هر شيئي را كه در جلو ديده شود بعنوان نقطه كمكي در نظر مي گيريم سپس قطب نما را بسته به طرف آن نقطه حركت ميكنيم . اين مراحل را تا رسيدن به هدف تكرار مي كنيم. (البته بايستي در نظر داشت كه حتماً مسافت طي شده را بايد ثبت كرد ).
طرز كار با قطب نماي M1 در شب
الف – تعيين گراي يك امتداد (گرا گرفتن ) در شب :
1 – درب قطب نما را با زواياي 120 الي 150 درجه باز و تيغه نشانه روي را از روي صفحه بلند مي كنيم تا صفحه مدرج آزاد شود.
2 – طوقه كار در شب را آنقدر مي گردانيم تا خط فسفري در امتداد دونقطه فسفري دوسر تار موئي منطبق شود. سپس قطب نما را بطور افقي و تراز در دست نگاه مي داريم.
3 – از داخل تيغه نشانه روي و شكاف بالاي درب قطب نما به هدف نگاه مي كنيم و بدون حركت دادن قطب نما ، به آهستگي تيغه نشانه روي را با شصت دست چپ مي خوابانيم تا صفحه مدرج قفل شود.
4 – طوقه كار در شب را در جهت خلاف عقريه ساعت مي چرخانيم تا خط فسفري واقع بر طوقه كاردرشب روي عقربه شمال مغناطيسي كه شبنماست منطبق شود . در همين حال تعداد تقه ها را شمرده و در عدد 3 ضرب مي كنيم تا گراي هدف بدست آيد.
(براي سرعت عمل بيشتر درصورتيكه تعداد تقه ها از 60 بيشتر بود ، يعني عقربه مغناطيسي از گراي 180 رد مي شود ميتوانيد طوقه كار در شب را در جهت حركت عقربه ساعت بچرخانيد و تعداد تقه هاي بدست آمده را از 120 كم كنيد و حاصل را در 3 ضرب كنيد تا گراي مورد نظر يدست آيد.
ب – تعيين امتداد يك گرا (گرا بستن ) در شب :
1 – درب قطب نما را با زواياي 120 الي 150 درجه باز و تيغه نشانه روي را از روي صفحه بلند مي كنيم تا صفحه مدرج آزاد شود.
2 – طوقه كار در شب را آنقدر مي گردانيم تا خط فسفري در امتداد دونقطه فسفري دوسر تار موئي منطبق شود. سپس قطب نما را بطور افقي و تراز در دست نگاه مي داريم.
3 – گراي داده شده را تقسيم بر 3 مي كنيم تا تعداد تقه ها مشخص شود . سپس طوقه كار در شب را به تعداد تقه ها در جهت خلاف عقربه ساعت مي چرخانيم .
4 – سپس دور خود بچرخيد تا عقربه شمال مغناطيسي زير خط فسفري منطبق شود. بدون اينكه اين انطباق بهم بخورد قطب نما را بالا آورده و از داخل شكاف تيغه نشانه روي و شكاف بالاي نقاط شبنما به جلو نگاه كنيد و تار موئي روي هر چيز قرار گرفت (درخت ، سنگ ، بوته ، خودرو …)آنرا بعنوان نقطه نشاني در نظر مي گيريم و به سمت آن حركت مي كنيم.
تذكر 1 : (چون در شب ديد محدود است و نقطه نشاني يا كمكي را نمي توان دور انتخاب نمود و بايد نقطه كمكي را نزديك انتخاب كرد در نتيجه تعداد آنها زياد خواهد شد و بايد اين عمل را بيشتر تكرار كنيد.چنانچه نقطه نشاني مشخصي وجود نداشت ميتوانيد يكنفر را به جلو بفرستيد تا جائيكه ديده شود و او را به چپ و راست هدايت كنيد تا روي تار موئي قرار گيرد و بعد بطرف او حركت كنيد ).
تذكر 2 : (از آنجائيكه همه اعداد بر 3 قابل قسمت نيستند و عدد مشخصي براي تقه ها بدست نمي آيد لازم است اينگونه اعداد را با كم و يا اضافه كردن 1 درجه به يكي از مضارب عدد 3 تبديل كنيم و سپس تبديل به تقه كرده و به قطب نما ببنديم. در اينحالت بعد از 1000 متر طي مسافت اگر يك واحد به گراي اوليه اضافه كرده باشيم ، بايد 18 متر به چپ و اگريك واحد از گرا كم كرده باشيم ، 18 متر به راست مسير بيائيم تا انحراف ايجاد شده ناشي از تغيير اعداد درجه تصحيح شود.
گراي معكوسBack Azimuth
هر مسيري را كه در نظر بگيريد داراي دو گرا ميباشد . يكي گراي رفت و ديگري گراي برگشت .(گراي اصلي همان زاويه ايست كه عقربه مغناطيسي قطب نما نشان ميدهد) اما گراي معكوس درست بر عكس و خلاف جهت مسير اصلي بوده و بعبارتي 180 درجه با آن اختلاف دارد .كه به اين گرا ، گراي معكوس گفته ميشود. براي پيدا كردن گراي معكوس در مسير كافيست اين 180 درجه اختلاف را در گراي اصلي تأثير بدهيم . بدين ترتيب كه اگر گراي اصلي از 180 درجه بيشتر بود بايد 180 درجه از آن كم كنيم و چنانچه گراي اصلي از 180 درجه كمتر بود بايستي 180 درجه به آن اضافه كنيم.
180 درجه + يا - گراي رفت = گراي برگشت
3000 ميليم شرقي + يا - گراي رفت = گراي برگشت
3200 ميليم غربي + يا - گراي رفت = گراي برگشت
الف - عبور از موانع :
در عمليات گشتي ، شناسائي و يا مأموريتهايي كه لازم است ستون راهپيمائي در منطقه دشمن مسير مشخصي را از مبدأ به مقصد طي كند درطول مسير امكان داردبه موانع پيش بيني نشده و احتمالي از قبيل (رودخانه ، ميدان مين ، مواضع دشمن و ) برخورد نمايد.و از طرفي انتخاب يك مسيرمستقيم بين نقطه مبدأ و مقصد اغلب امكان پذير نيست از اين رو ناگزير مسير راهپيمائي متناسب با عوارض ميان راه بصورت خط شكسته انتخاب ميشود و گراها و فواصل اين خطوط بطور جداگانه محاسبه و يادداشت ميشود. بطوركلي موانع را ميتوان به دو صورت تقسيم كرد :
1 – موانعي كه آن طرفشان پيداست :
در رابطه با اين موانع بعد از برخورد به دو روش ميتوان عمل نمود.
روش اول : ميخواهيم از عرض رودخانه اي عبور كنيم براي اين منظوركافي است در امتداد گراي مورد نظر يك نقطه نشاني درآنطرف رودخانه در نظر گرفته و با طي مسافتي از عرض مانع عبور نمائيم سپس كنار نقطه نشاني قرار گرفته و در راستاي همان گرا ، مسير را ادامه داده تا به مقصد برسيم.
روش دوم : چنانچه آن طرف مانع نقطه نشاني مناسبي در امتداد گرا وجود نداشته باشد بايد در اين سوي مانع با علامت گذاري دو نقطه كمكي به فاصله چند متر از يكديگر در امتداد مسير كه از آن سوي مانع قابل رؤيت باشد ايجاد كنيد و پس ازعبور از مانع طوري قرار بگيريد كه هر دو علامت را در يك راستا منطبق بر هم مشاهده كنيد سپس در محل كنترل ،گراي امتداد مورد نظر ( هدف ) را دوباره گرفته و به حركت خود ادامه ميدهيم.
2 – موانعي كه آن طرفشان پيدا نيست :
در اينگونه مواقع بايد بررسي شود كه از كدام سمت مانع حركت كنيم تا زودتر از مانع عبور نمائيم. اگر خواستيم از سمت راست حركت كنيم بايد 90 درجه يا 1500 ميليم شرقي يا 1600 ميليم غربي به گراي خود اضافه كنيم.
اگر خواستيم از سمت چپ حركت كنيم بايد 90 درجه يا 1500 ميليم شرقي يا 1600 ميليم غربي از گراي خود كم كنيم.
تذكر :
چنانچه گراي حركت در طول مسير كمتر از 90 درجه باشد و بخواهيم به سمت چپ حركت كنيم كافي است محاسبه زير را انجام دهيم.
مثال : گراي حركت در چپ ــــــــــ 90 درجه - (گراي حركت + 360 )
در صورتيكه گراي حركت بيش از 270 درجه باشد و بخواهيم به سمت راست تغيير مسير دهيم كافي است محاسبات زير را انجام دهيم.
مثال : گراي حركت از راست ــــــــــ 360 درجه - (گراي حركت + 90 )
ب – گرا گيري از كنار اجسام آهني :
در مباحث قبلي ذكر شد كه هنگام كار با قطب نما بايد به مقدار مناسبي از ميدانهاي مغناطيسي (آهن و …) و ميدانهاي الكتريكي (برق فشار قوي و …) فاصله گرفت و در بعضي موارد مجبوريم از كنار اجسام فلزي (دكل ديدباني ) گراگيري را انجام دهيم در اينحالت روي عقربه مغناطيسي اثر گذاشته و عقربه را به چپ و راست منحرف ميكند . در نتيجه گراي واقعي را نمي توانيم اندازه گيري كنيم براي رفع اين مشكل بايد مقدار انحراف عقربه را محاسبه و با توجه به جهت آن به گراهاي بعدي اضافه و يا كم نمائيم كه براي انجام اين امر لازم است موارد زير را انجام دهيم.
الف) ابتدا از كنار يك جسم غير فلزي گراي مركز دكل را دقيقاً اندازه گيري نماييد(گراي واقعي و مستقيم)
ب ) اكنون گراي واقعي و مستقيم را معكوس نمائيد.
ج ) بداخل دكل فلزي مراجعه كرده و از مركز آن گراي نقطه نشاني غير فلزي را اندازه گيري كنيد.
د ) در اين حالت دو گرا ، يكي واقعي و ديگري غير واقعي در اختيار داريم كه تفاضل دو گرا را محاسبه مي نمائيم و طبق موارد زير در گراهاي بعدي مقدار انحراف را دخالت ميدهيم.
حالت 1 :
اگر گرائي كه از كنار اجسام آهني گرفته شده كوچكتر از گراي معكوس جسم غير آهني باشد بدين معني است كه جسم آهني روي قطب نما اثر گذاشته و گراها را كمتر از گراي واقعي نشان ميدهد. لذا بايد تفاضل ايندو گرا را به گراهاي بعدي اضافه نمود تا گراي واقعي امتدادها بدست آيد.
مثال : 4500 › 4450 = گراي واقعي › گراي غير واقعي
تفاضل دو گرا 50 = 4450 - 4500
رابطه يك :
گراي تصحيح شده = مقدار انحراف + گراي اندازه گيري شده هدف
گراي تصحيح شده 4750 = 50 + 4700
حالت 2 :
اگر گرائي كه از كنار اجسام آهني گرفته شده بزرگتر از گراي معكوس جسم غير آهني باشد به اين معني است كه جسم آهني روي قطب نما اثر گذاشته و گراها را بيشتر از گراي واقعي نشان مي دهد لذا بايد تفاضل اين دو گرا را از گراهاي بعدي كم نمود تا گراي واقعي امتدادها بدست آيد.
مثال : 4750 ‹ 4800 = گراي واقعي ‹ گراي غير واقعي
تفاضل دو گرا 50 = 4750 - 4800
رابطه دو :
گراي تصحيح شده = مقدار انحراف - گراي اندازه گيري شده هدف
گراي تصحيح شده 1650 = 50 - 1700
ازمحل خود گراي هدف را برحسب ميليم ميگيريم وسپس به اين گرا 1600ميليم اضافه يا كم مي كنيم وبا گراي بدست آمده جديد يك نقطه نشاني پيدا مي كنيم و به سمت آن نقطه پيش مي رويم و مسافت دلخواه طي شده را محاسبه مي كنيم . بار ديگر گراي هدف را اندازه ميگيريم و از رابطه زير مسافت در عمق را بدست مي آوريم.
مسافت دلخواه طي شده ( به متر ) = مسافت مبدأ تا هدف ( كيلو متر )
اختلاف دو گراي هدف (به ميليم )
تبديلات
يك فرد نظامي لازم است بتواند ميليم شرقي و غربي وهمچنين تقه ها را به يكديگر تبديل نمايد. وبراي اين كار ناگزير به استفاده از روش مناسب و اصول چهار عمل اصلي در رياضي ميباشد.
براي تبديل گراي غربي به گراي شرقي و بالعكس از رابطه هاي زير استفاده مي كنيم .
مثال ) گراي 2400 ميليم غربي را به گراي شرقي تبديل كنيد ؟
ميليم شرقي 2250 = 16 : 15 × 2400
مثال ) گراي 4500 ميليم شرقي را به گراي غربي تبديل كنيد ؟
ميليم غربي 4800 = 15 : 16 × 4500
تبديل گرا به درجه :
يك درجه برابر است با 7/16 ميليم شرقي 7/16 = 66/16 = 360 : 6000
يك درجه برابر است با 8/17 ميليم غربي 8/17 = 77/17 = 360 : 6400
گرا بر حسب درجه = 7/16 : گراي شرقي
گرا بر حسب درجه = 8/17 : گراي غربي
تبديل درجه به گرا :
ميليم شرقي = 7/16 × درجه
ميليم غربي = 8/17 × درجه
براي تبديل تقه هاي قطب نماي M1 از رابطه زير استفاده مي نمائيم.
چون يك تقه M1 برابر 3 درجه ميباشد پس:
هر تقه برابر است با 50 ميليم شرقي (50 = 7/16 × 3 )
هر تقه برابر است با 4/53 ميليم غربي ( 4/53 = 8/17 × 3 )
براي تبديل تقه هاي قطب نماي منشوري از رابطه زير استفاده مي نمائيم.
چون يك تقه قطب نماي منشوري برابر يك ونيم ( 5/1 ) درجه ميباشد پس :
هر تقه قطب نماي منشوري برابر 25 ميليم شرقي است ( 25 = 7/16 × 5/1 )
هر تقه قطب نماي منشوري برابر 7/26 ميليم غربي است ( 7/26 = 8/17 × 5/1 )
از : آموزش نظامی
بر گرفته نشاط کوهستان
برخی از اصول پایه در کوهنوردی
۱-هرنفر بايد فهرست مكتوب وسايل را داشته باشد . بر اساس آن وسايل خودش را براي هر برنامه كنترل نمايد تا دربرنامه چيزي كم نياورد. تكيه به حافظه معمولأ پاسخگو نيست.
2-داشتن فنون سنگنوردي و برف و یخ در حد كلاس كارآموزي واجب است.
3-رعايت مسائل زيست محيطي (به ويژه شيشه , فلز و پلاستيك را در محيط رها نكنيم ).
4-چه وسايلي را برداريم؟
- لباس مناسب برنامه , كفش و گتر, كيسه خواب, چادر, كوله, زيرانداز, ظروف و وسايل گرمازائي وآشپزي متناسب با برنامه چراغ قوه كوچك.
- در صورت درگيري با برف حتمأ كلنگ و عينك..
- درهر شرايطي يك طناب انفرادي و يك چراغ قوه كوچك .
- در صورت احتمال هواي بد پرچم راهنما و عينك ضد طوفان.
- در صورت احتمال يخ كرامپون.
- با توجه به حساسيت و نوع برنامه ارتفاع سنج , قطب نما و نقشه.
5- چگونه لباس بپوشيم؟
لباس بايد لايه لايه باشد. فرمول كلاسيك آن به اين ترتيب است:
زيرترين لباس از جنس استرچ يا لباس كشي ترجيحأ زيپ دار(مخصوصأ در زمستان لباس زير نخي نباشد ) , لايه بعدي از جنس پشم و لباس رويي از نوع گرم كن ( نوع پولار از بهترين نوع است ). كت پر , بادگير نفس كش و لباس ضد آب (گورتكس ) در صورت موجود نبودن گورتكس از بادگير معمولي و پانچو مي توان استفاده نمود.
6- چگونه حركت كنيم؟
فرمول كلاسيك آن عبارتند از:
- هماهنگي قدم با نفس , تنظيم سرعت حركت با شيب و سختي مسير. این مسئله اگه بتونید یه هماهنگی بین قدم ها و دفعات تنفس ایجاد کنید در جلوگیری از خستگی خیلی موثره .
- در تابستان استراحت در فواصل معين و در جاهاي بدون باد.
- در زمستان حركت مداوم.
- نه خيلي سريع و نه خيلي آهسته ( معمولأ ابتدا آهسته و پس از گرم شدن تندتر ).
- حركت با چشم باز, با توجه به اطراف و مسير بازگشت و با توجه به فواصل و موانع و زمانها .
- در صورت لزوم يادداشت برداري و جمع آوري هر چه بيشتر اطلاعات.
- با احتياط و بدون خطر كردن زياد.
7- چگونه غذا بخوريم؟
فرمول كلاسيك هرم غذايي:
چربي
-----------
نشاسته
------------
قند
- دفعات بيشتر
- مقدارهردفعه كمتر
- آب زيادتر و به ويژه در زمستان نوشيدني حتمأ گرم و شام مقوي استفاده شود.
-نخوردن برف , مخلوط كردن آب برف با چيزي مانند سانديس , آب كمپوت , پودر ميوه , شكر و آبليمو, قند يا….
8-چه وقت حركت كنيم ؟
- مخصوصأدرزمستانها : صبح زودبايد حركت كرد چون روز كوتاه است و استفاده از روشنايي اواخر روز براي چادرزدن ضروري است.
- توجه به نوع برنامه (زمستاني يا تابستاني بودن برنامه ).
- نبايد در تاريكي به نقاط مشكل برخورد كنيم و در هواي بد نبايد حركت خود را آغاز كنيم بلكه بايد منتظر هواي خوب بمانيم.
9-در برخورد با هواي بد چه كنيم؟
همواره مسير بازگشت را در نظر داشته باشيم و اگر هواي بد زود گذر است (مثلأ در بهار ) آرام بگيريم تا بگذرد و اگر مداوم و طولاني است (مثلأ در زمستان ) بر دستيابي به هدف اصرار نكنيم.
10-با ارتفاع زدگي چه كنيم؟
- در صورت بروز ناراحتي خيلي سريع ارتفاع نگيريم و در صورت تشديد ناراحتي ارتفاع را كم كنيم.
- در برنامه هاي بلند به بالاتر صعودكنيم و در پائين تر شب ماني هم هوايي كنيم (هم هوايي انطباق بدن با كاهش فشار هوا و كاهش مقدار اكسيژن است ).
- به هنگام سردردهاي جزئي از مسكن هاي مناسب استفاده كنيم.
11-مسائل سرپرستي چيست؟
ايجاد هماهنگي , تقسيم كار و كنترل انجام وظايف. موفقیت هر برنامه کوهنوردی به رعایت مسائل سرپرستی و کار گروهی ارتباطی تنگاتنگ دارد . سرپرست نقش بسیار حساسی را در اجرای برنامه به عهده دارد که چنانچه فردی لایق و کارآمد در این موقعیت قرار گیرد ، برنامه ایی با کمترین اصطراب و استرس اجرا خواهد شد .
بر گرفته از سایت نشاط کوهستان
|
|
سلام
جهت یابی و تعیین مسیر قسمتی مهم و قابل اعتنا از ورزشی است که ما بدان علاقه مندیم. آنقدر مهم و قابل توجه که غفلت از آن موجب مخاطره و در مواردی مرگ و زندگی ما در گرو انتخاب جهت و مسیر صحیح است و اساسا ً موفقیت اجرای یک برنامه دقیقا ً ارتباط به تعیین هدف و طی طریق در امتداد همان هدف تعیین شده دارد.
امروزه وسایل و ابزار متعددی راهگشای این امر شده اند. نقشه های متفاوت با کاربرد متفاوت،GPS ، قطب نما و ... و در یک کلام جهت یابی با ابزار.
اما از دیرباز جهت یابی بدون ابزار (عوامل طبیعی) نیز اهمیت خود را از دست نداده و آموزش یادگیری آن برای جمله کوهنوردان لازم و ضروری است .
لازم است بدانیم جهت نسبت به وضعیت فرد تغییر نمی کند ، یعنی شمال ، جنوب ، شرق ، غرب و جهت های فرعی . اما سمت بستگی به وضعیت قرار گرفتن فرد دارد ، یعنی جلو ، عقب ، راست ، چپ و سمت های فرعی.
جهت یابی در شب : بهترین و مناسب ترین و مطمئن ترین وسایل جهت یابی در شب ستارگان و صور فلکی و ماه هستند.
صور فلکی خوشه پروین : دسته ای از ستاره ها حدود 15 عدد که در یک جا جمع شده اند به شکل خوشه انگور دیده می شوند و به آن خوشه پروین می گویند. این ستاره ها مثل خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند و همیشه دم آن در جهت مشرق است.
این مقدمه را گفته که بدانید این شبها خوشه پروین به وضوح در آسمان کشورمان دیده می شود. از تماشای این همه زیبایی غافل نباشید .
امینیان
اطلاعیه
دوستان وهمنوردان فهیم وبزرگوار گروه البرز بیش از40 تا50 روز به صعود زمستانه چالویی باقی نمانده ناچاریم برای حفظ ایمنی وتضمین صعودمان از توجه به نکات ذیل غافل نباشیم:
1-آمادگی کامل جسمانی-تمرین متناسب با برنامه.
2-بهمراه داشتن پوشاک مناسب وتجهیزات لازمه (کلنگ-کرامپون یا یخ شکن چند شاخه- گتر- طناب انفرادی- طنابچه پروسیک- کارابین پیچ وساده- کیسه خواب و.........).
3-مدت برنامه حداکثر 3 روز
۴-دارا بودن بیمه ورزشی
من وجناب تیموری منتظر نظرات وپیشنهاداتتان می مانیم.
به امید دیدار
امین امینیان
آی البرزیها دیروز من به نیابت از طرف شما به اتفاق دو تن از دوستانم موفق به صعود دیواره شروین شدم.
حس عجیبی است وقتی مرگ و زندگی توتنها بدست تسمه ای متصل به رل است.
دیروز مفصل ترسیدم.اما خدارو یه جور دیگه شناختم.
ازخدا پرسیدم، خدایا چطور می توان زندگی کرد؟
خدا جواب داد: گذشته ات رابدون هیچ تأسفی بپذیر.
با اعتماد زمان حالت را بگذران وبدون ترس برای آینده ات آماده شو.
ایمان را نگهدار وترس را به گوشه ای انداز.
شک هایت را باورنکن وهیچ گاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیزاست. فقط اگربدانیدکه چطورزندگی کنید.
مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی، حتی برای یک نفر.
مهم این نیست که شیر باشی یا آهو، مهم این است که با تمام توان شروع به دویدن کنی.
کوچک باش و عاشق، که عشق می داند آیین بزرگ کردنت را.
بگذارعشق خاصیت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسی.
موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن.
فرق نمی کند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران، زلال که باشی آسمان درتواست.
(نلسون ماندلا)
حکایت آن دوستی که دیشب داماد شد
آنروز یعنی 25 سال قبل، وقتی آن کودک 5 ساله شیطان، بازیگوش وگریانی را که با دوچرخه اش زمین خورده بود و به مادرش می سپردم ،چه چیزها که نمی دانستم:
نمی دانستم کودک 5 ساله، خود یلی میشود و در عبور از دیواره ها وپرتگاهها هنگامیکه موذیانه این پا و آن پا می کنیم وبرای پنهان کردن ترسمان ،زاویه نگاهمان را به سوی دیگر می چرخا نیم،هما ن کودک 5 ساله دیروزی است که پیشقدم میشود ، ما خود را به او می سپاریم وبا حمایت او خطر را پشت سر می نهیم.
نمی دانستم، گذر عمر و زمان فواصل سنی را محو می کند.
نمی دانستم،به حرمت بچه محلی،دوستی ها ریشه دار و عمیق می شود ورفیق گرمابه و گلستان می شویم،انقدر که:
کوه می رویم،شبهائی را که او ومن به خوبی به یاد داریم ،در کوه و طبیعت بسر می بریم واز بلندای کوه ها به ماه می نگریم،از سرما می لرزیم،از گرما عطشناک می شویم،مسیرهای جدید را گشایش می کنیم،موفق یا نا موفق اماخسته وخندان بر می گردیم.
امشب کودک 5 ساله آنروز داماد شده وبر کرسی دامادی جلوس کرده ، از دور برای هم دست تکان می دهیم،او مضطرب اولین شب دامادیش،من غوطه ور در خاطرات: ملک، کندرکوه، بزکوه،شاهدار، چالوئی، کرکسی،دماوند، سبلان و...انبوهی ازیادگارهای خوب وشیرین وبه یادماندنی که بارهاو بارها عکسهایش را در آلبومم مرور کرده ام.
امشب بر این باورم امین نوروزی هر آنچه از صبرو استقامت- زیبائی وعشقی را که از کوه آموخته، مهریه همسرش قرار داده.
وامروز می دانم ،دنیا جائی است: کوچک، قشنگ، واسرار آمیز و فرصتی مناسب و مغتنم برای عشق ورزیدن.
راستی فردا یادم نرود، به عکسهای آلبومم عکس دیگری اضافه کنم.
خوشبخت و شاد باشید
امین امینیان
به نام خدا
گزارش صعود به علم کوه
گروه کوهنوردی البرز دامغان
موقعیت:
طول: َ 58 50
عرض: 23َ 36
جهت : شرقی – غربی
ارتفاع: 4850 متر از سطح دریا
سه شنبه 18/4/78
آنقدر ذوق و شوق رسیدن به رودبارک و حضور در جمع دوستانه تیم البرز دامغان در من نهفته است، که نه پیچ و خم جاده چالوس را دیده ام و نه ازدحام سنگین آن همه اتومبیل کلافه ام کرده . هم صحبت و هم کلام یا علی بندر سر مست و سر خوش از صعودی که هنوز انجام نشده، جاده مه آلود را طی نموده و مطابق با قانون همیشگی بدقولی ساعت9:30 شب با استقبال گرم البرزیان در قرارگاه فدراسیون کوهنوردی مواجه ایم. بساط شام و پذیرایی فراهم است،با توجیه نحوه اجرای برنامه برای روزهای آتی ساعت حرکت را 6:30 صبح از قرارگاه به سمت تنگه گلو تعیین می کنیم.
چهارشنبه 19/4/87
نم نم باران و نسیم صبحگاهی و هوای مه آلود موجبات بهجت و شادی را در سیمای همه فراهم آورده. نگرانم خدایا اگر همینطور ببارد چه؟من که چندین بار گزارش هواشناسی را از سایت و مرکز هواشناسی جستجو کرده بودم. توکل بر خدا می رویم. 20 دقیقه تاخیر ارزش بد خلقی اول صبح را ندارد. سبکبال و خندان بر نیسان پژمان نشسته ایم.
8:20 تنگه گلو
رودخانه حصارچال را در پایین و سمت چپ خود می بینیم.حرکت به سمت حصارچال از میان دره کم عرض و پوشیده از برفچال ادامه دارد، به گونه ای که همواره برفچال و رودخانه حصارچال را در سمت چپ داریم. مسیر پاکوب از میان شیب ملایم دره ادامه دارد،پس از طی ساعتی خود را در دشت مصفا و سر سبز حصار چال می بینیم. دشت حصارچال مملو از گلهای ملون،چشمه های زلال و چشم اندازهای بی نظیر است ،وفرصتی مغتنم برای عکسهای به یاد ماندنی.
10:50 صبح حصارچال- استقرار و برقراری کمپ
طول: 59َ 50
عرض: 20َ 36
ارتفاع : 3754
انبوهی از قلل بالاتر از 4000 متری چون منار، ستاره، لشکرک بزرگ و کوچک،کرک سو و ...از هر طرف به پیشوازمان آمدند ،به پیشنهاد ابوالفضل مقرر می شود سه نفر از اعضاء مشتمل بر خودش ، سرکار خانم تیموری و بندر، قله را از مسیر مرجیکش یک روزه صعود نمایند. تجربه و توانایی اومانع از مخالفت است ، در کمال نا باوری این مهم را تنها در عرض 5/6 ساعت محقق می نمایند.
17:40 لشکرک
طول: 58َ 50
عرض : 20َ 36
ارتفاع دریاچه : 3962
لشکرک را برای هم هوایی انتخاب نموده ایم. از محل کمپ حدودا ً یک ساعت و پانزده دقیقه در امتداد جنوب طی کردیم. با رویارویی دریاچه ها و منظر بدیع لشکرک، آنچنان مسحور و متأثراز آن هستیم که ترجیح می دهیم ضمن هم هوایی ساعتی را در اطراف دریاچه به گشت و گذار و شناسایی بپردازیم. تصمیم به بازگشت گرفته ایم. 19:30 در کمپ نشسته و تیم ابوالفضل نرسیده اما در دقت و تجربه و وسواس او شک ندارم.هنوز چشم براهیم که از دوردست می بینیمشان ،فریاد می زنیم آمدن،آمدن.به استقبالشان می شتابیم و سخاوتمندانه ما را در شیرینی صعودشان سهیم می کنند و جشن می گیریم.با چای داغ پذیرایشان هستیم. فرصت کافی برای استراحت و شام داریم. مهدی زحمت پخت سوپ خوشمزه اش را می کشد و زحمت خوردنش با ما . دستش درد نکند.برای خواب عجله داریم، فردا روز بزرگی است.
پنجشنبه 20/4/87
هیجان و نگرانی دیروز، امروز به ابوالفضل منتقل شده.همه ما را از زیر قرآن کریم عبور داده و خود بدنبال ما رأس 6 صبح در امتداد 276 درجه به سمت یال مرجیکش حرکت می نماید.سمت راست خود مرجیکش و سمت چپ زرده گل و خرسان ها را در مقابل می بینیم. تا قسمت انتهایی یال مرجیکش مسیر پاکوب را طی کرده ایم. پس از خوردن چاشت و خداحافظی با ابوالفضل، از همانجا به سمت بالا تغییر مسیر می دهیم. هر چه بالاتر می رویم قلل بیشتری نمایان می شود.شوق دیدن قله مضاعف شده. مهدی همچنان صبورانه به آهستگی و منظم حرکت می کند. اکنون در مقابل خود قله را دیده ایم. مسیر پاکوب به همان سمت ادامه دارد. نیم ساعت مانده به قله شیب مسیر تند و جنس زمین سنگلاخ شده.با درایت مهدی در نحوه حرکت هرگز خستگی را در سیمای دوستانم نمی بینم، که همواره انگیزه و قدرت تیم در رسیدن به قله ستودنی است.
12:9 صبح روز پنجشنبه مورخ 20/4/87 تیم البرز دامغان بر بلندای علم کوه ایستاده ،سکوت ناشی از غرور در چشمانمان موج می زند. عکس یادگاری می گیریم. دیواره های علم کوه را می بینیم و به یاد همه کسانیکه دوستشان داریم هستیم.به قول مهدی:جای همه خالی. در نگاهمان ، گاممان،نفسمان، همه بودند. پس از40 دقیقه تصمیم به بازگشت گرفتیم. از میانه راه مسیر را به سمت دره ای که منتهی به گرده جنوبی علم کوه است تغییر مسیر میدهیم، و از همان دره که پوشیده از برف می باشد تا منطقه حصارچال را می پیماییم. تیم ابوالفضل به استقبالمان آمدند و به تلافی دیروز در شیرینی صعودمان سهیمشان می کنیم.با اندکی استراحت و صرف ناهار اقدام به جمع آوری کمپ می نماییم. مسیر بازگشت همان مسیر امدن است. 18:15 به نیسان می رسیم. افق نگاهمان را با علم کوه گره میزنیم ورهسپار رودبارک می شویم.
شب را در رودبارک به سر می بریم و سرشاریم از خاطرات صعود .خاطراتی که در لوح جانمان ثبت شد و اگر نبود مهر و لطف خدا –دقت ابوالفضل در برنامه ریزی- صبر و درایت مهدی – شوخ طبعی بندر-پیشقدمی ایمان در خدمت- نظم و همراهی و مشارکت، رقیه، نیره، طاهره و مریم ها،امروز در بین میلیارد ها انسان این توفیق نصیب مان نبود.
جمعه 21/4/87
یکدیگر را تا صعود بعد به خدا می سپاریم. اما هنوز سرشارم از ذوق شوق ، پیچ و خم جاده چالوس را نمی بینم – ازدحام ماشینها کلافه ام نمی کند، هم صحبت و هم کلام با علی بندرم و سر مست از صعودی که انجام شده.
پایان
نفرات
خانمها: مریم و طاهره مزینانی،مریم شیرازیان، نیره اوحدی زاده، رقیه تیموری
آقایان: ابوالفضل تیموری، مهدی امینی، ایمان صفدری، علی رضایی(بندر) ، امین امینیان.
مسافت پیموده شده از تنگه گلو وبازگشت: 28 کیلومتر.
هزینه اجرای برنامه :550000 تومان.
امین امینیان