salam
?nazareton darbare damavand 25 tir chie
این پیام رو روز دوازدهم تیرماه برای تعدادی از دوستانم فرستادم ،دو نفر موافق و دو نفرمشتاق، اما منوط به هماهنگی های بعدی؟!!!!
حداقل 3وحداکثر 5نفر،امیدوار کننده بود.
در نهایت تیم سه نفره ما شامل آقای محمود مزینانی،جعفر صرفی و بنده حقیر بسته شد.
روز چهارشنبه 24/4/88ساعت 12با ماشین شخصی رهسپار تهران شدیم.پس از انجام کار شخصی در گرمای طاقت فرسای تهران ساعت 19:30طبق قرار جلوی ایستگاه متروی میر داماد پذیرای آقا محمود بودیم.در خنکای فرح بخش جاده هراز ساعت 22به رینه رسیدیم. پس از صرف شام ومهیا نمودن کوله پشتیها ساعت 24 به گوسفند سرا در ارتفاع 3200متری رسیدیم.خاکریزی و تعریض قسمتی از مسیر سه راهی تا گوسفند سرا نگرانیمان را از آنچه شنیده بودیم افزایش داد.خوش به حال زمین خوارها،ویلا سازها،قلیانیها،قهوه خانه دارهاو............تصورش هم سخت بود!
یکی از اتاقهای مسجد را خالی یافته و بی درنگ کیسه خوابهای نازنینمان را میگسترانیم،در رویای پرآشوب فردا و دردامان سرسبز ومهربان دماوند به خوابی گرم فرو میرویم. ساعت 10صبح پنج شنبه پس از صرف صبحانه وگشت و گذار وتحویل کوله ها به قاطر،سبکبال و سبکسار حرکتمان را آغاز مینماییم.گلهای وحشی بومی ،خصوصاً گلهای خشخاش بین راه روح نواز وافسونگرند.برفهای یال جنوبی نسبت به صعود های قبل وسیع تر و با شکوه ترمینماید.ساعت 13:30 سرحال وقبراق به پناهگاه در ارتفاع 4200متر میرسیم.پناهگاه جدید را ندیده بودم، بسیار زیبا و در موقعیت خوبی ساخته شده بود.دست مریزاد.
پس از نصب چادر، صرف نهار وچرت عصر گاهی،ساعت 17 جهت هم هوایی راهی آبشار یخی شدیم.کوچکترین اثری از ارتفاع زدگی در تیم مشاهده نشد.پر نشاط و خندان تا ساعت 19:30 ادامه دادیم.گله ای پرشمار وپر شکوه از کل و بز هم بر روی یال غربی مشغول هم هوایی بودند.
راُس ساعت 22 پس از صرف سوپی داغ به خواب رفتیم.........رفتم!کمی سر درد ،تهوع و لرز قبل و بعد از شام در تیم مشهود بود.ساعت 5 صبح و در تاریکی سحر گاهان به راه افتادیم.غالب گروهها حرکت کرده بودند.درشروع حرکتمان کمی بی حال بودیم،اما مصمم وامیدوار نگاهمان به قله بود.گام نهادن و نفس کشیدن سخت بود ،اما کم کم رخوت و امید بازگشت به کیسه خواب گرم از بین رفت.
سرقدمها بسیار کوتاه و آهسته بود؛یاد دوستانمان و خاطرات صعودهای گذشته،لحظه ای از ذهن و زبانمان دور نمیشد.ذکر خاطرات همنوردانمان در گروه البرز،یاد ونام دکتر کردی، مرحوم محمد زاده ومرحوم محسن حیدری همراه و همسفر صعودمان بود.
ساعت 9:30به امتداد آبشار یخی رسیدیم.برای اولین بار کمی نشسته و استراحت می کنیم.آقای صرفی قصد بازگشت دارد؛با عنایت به تنها 9 ماه سابقه کوهنوردی و وزن نزدیک به 100کیلویی ایشان صعود به ارتفاع 5000متری یک رکورد محسوب میشد.با دعای خیر ایشان راهی قله میشویم؛
ساعت10:30 قبل از کله قندی با تعدادی از کوهنوردان شیرازی بزمی شاهانه از شوخی و خاطره و تنقلات میگسترانیم.به لطف برفی که روی تپه گوگردی نشسته بود و باد غرب به شرقی که گوگرد را به آن سوی کوه میراند،ساعت 12 ظهر قله بودیم. 50 دقیقه سر مست از صعود و سپاسگذار از لطف خداوند،بیاد همه دوستان جشن وسروری از شکر و غرور بر پا میکنیم.
آری بر بام ایران بودیم.
فریاد آرش وجودمان بود بر پایندگی ایران .جمعه بود وبغض انتظار،سجده بود و دیده بوسی و سماع،عشق بود و شور و مستی،اشک بود و آغوش تبریک و..........جای همه خالی.
ساعت 12:50لحظه وداع با قله بود،همیشه همین حس بوده،بگذار خوب نگاهت کنم،مبادا که آخرین بارباشد؟
ساعت 13:30 زیرکله قندی با دیدن جعفر نا خواسته فریادی از شوق کشیدیم. این مسیر طولانی،این حال،تنها؟!!!!!بله جعفر با صلابت و سر سختی به تپه گوگردی رسیده بود!با جسمی خسته و روحی مصمم گام بر میداشت،او از آخرین کوهنوردهایی بود که صعود میکردند،بنابراین تصمیم گرفتم تا قله همراهیش کنم.خیلی آرام قدم برمیداشت و نفسهای عمیقی می کشید.یک نگاهم به تلاش تحسین بر انگیز جعفر بود و نگاه دیگرم به عقربه های ساعت؛یک نگاهم به مسیر کوتاه باقیمانده تا قله بود و نگاه دیگرم به مسیر بسیار طولانی برگشت.بیش از سه چهارم تپه گوگردی را پیموده بودیم و تنها یک یا علی تا قله فاصله بود .جعفر تکیه زده به باتومهایش غرق در تفکر بود.
ساعت 14:30را نشان میداد.خستگی مفرط ناشی از مسیر طولانی،معده خالی ناشی از تهوع و اسهال شب قبل و ارتفاع زدگی،کم کم بر انگیزه های صعود جعفر غالب میشد.تصمیم بازگشت از 200متری قله بسیار ناباورانه مینمود ،اما افت شدید انرژی و بر آورد زمانی مسیر بازگشت بر عقلایی بودن تصمیم تاکید مینمود.بله و اینچنین بود که جعفر بابا از ارتفاع 5600متری دماوند شجاعانه بازگشت.
ساعت 18 پناهگاه بودیم و ساعت 19 کوله بر دوش عازم گوسفند سرا.شام را در رستورانی در پلور صرف کرده وساعت 2:20نیمه شب گرما و آلودگی پایتخت پذیرای بدنهای خسته و روحیه های پر انرژیمان بود.
-از همنوردانم آقایان مزینانی و صرفی که جانانه پای به این صعود گذاشته و شریک خاطرات فراموش نشدنی ام بودند بسیار بسیار سپاسگذارم.
-این صعود را به همسرم تقدیم میکنم که فداکارانه مرا در برنامه های آماده سازی،تمرینها و پشتیبانی تجهیزات یاری نمود.
مهدی امینی
«برنامه کوهپیمایی روستای مالخواست تا چشمه علی»
تاریخ برنامه:18/2/88
مدت برنامه: یک روزه
شرکت کنندگان: آقایان ابوالفضل تیموری- مهدی امینی- مهدی قادری- حمید رضا امینی- امین نوروزی- احسان منصوریان- جعفر صرفی- محمد مجد- علی اسقانیان- ایمان صفدری- علیرضا مدیحی – مهدی بابایی- سید اسماعیل موسوی
خانمها: مریم مزینانی- عاطفه نوروزی- رقیه تیموری
موقعیت منطقه:
مالخواست: روستای مالخواست از بخش دودانگه استان مازندران و نشسته بر دامنه های سر سبز و جنگلی شاهدارکوه می باشد.
دسترسی به این روستا از روستای تلمادره واقع در 80 کیلومتری جاده دامغان – ساری (185کیلومتر ) میسر است . جاده روبه روی پاسگاه تلمادره ما را به سمت روستاهای پشرت(Peshert) –کوات(Kevat) قلعه سر- اورست(ooroost)- مالخواست و در نهایت بادله راهنمایی می کند. جاده فرعی آسفالته، با حداقل کیفیت و با دست اندازهای فراوان می باشد. پس از18 کیلومتر و عبور از چند روستا ، روستای زیبایی در بالا دست، سمت راست جاده خودنمایی می کند. گذر از سه کیلومتر فرعی ما را به مالخواست می رساند .کوچه و پس کوچه های باریک و معماری خاص روستا جلب توجه می نماید.
چشمه علی : چشمه علی با دبی 550 لیتر در ثانیه در 35 کیلومتری شمال دامغان واقع شده است و حیات شهر کویر ی و تاریخی دامغان در طول تاریخ مرهون برکت آب این چشمه است. چشمه علی به لحاظ تاریخی ، تفرجگاه شاهان قاجار بوده و بنای زیبای وسط استخر این مجموعه یادگار خوشگذرانی های سلاطین بی کفایت قاجاریه می باشد.
گزارش برنامه:
وجود یالهای عظیم شمال غرب شاهدارکوه و کوهستان کندر کوه ، حد فاصل مالخواست و منطقه چشمه علی ، اجرای یک روزه این برنامه را بسیار قریب و ناشدنی می نمود. اما خاطرات بومیان منطقه از عبور یک روزه شان از چشمه علی به روستاهای مالخواست ، قلعه سر، و... در گذشته های دور و تعریف از طبیعت زیبای منطقه ما را بر آن داشت تا با تحقیق از یکی از دوستان مالخواستیمان و مطالعه منطقه عزم خود را بر اجرای این برنامه جزم نماییم.
حرکت از دامغان: 6 صبح
مالخواست:7:35
وسیله نقلیه : مینی بوس
حرکت از مالخواست: 7:45
حرکت خود را از مالخواست به سمت جنوب و صخره های جنگلی و بسیار زیبای شاهدارکوه آغاز نمودیم. تمامی مسیر تا روی خط الرأس پاکوب و جنگلی می باشد. طبیعت این مسیر فوق العاده زیبا و مملو از گلهای رنگارنگ لاله ،نسترن،شقایق، زنبق، بابونه، زعفران آلمه و درختان پر گل آلو جنگلی و گلابی وحشی بود.
حرکت مارپیج در بین صخره ها ،خنکای صبحگاهی بهاران ، عطر گلهای وحشی کوهساران و نغمه سبکسرانه پرندگان مدهوش کننده بود.
با حداقل سرعت و استفاده از طبیعت دلربایانه بهار ساعت 10 روی خط الراس بودیم . خط الرأس مرزی بین طبیعت شمال با پوشش جنگلی مازندران و جنگلهای ارس بود. حال یکی از یالهای شاهدارکوه را صعود کرده ایم.
مسیر پاکوپ را به سمت کف تنگه سمت راست ادامه میدهیم. پس از یک ساعت فرود در میان تنگه ای جنگلی و سرسبز به دره ای بزرگ می رسیم حال یکی دیگر از یالهای شاهدارکوه را پیش روی داریم .کف دره برای صبحانه انتخاب شده است و ساعت 11 صبح پر نشاط و مسرور از زیبایی هایی که پشت سر نهاده ایم و سرمست از هوای دلربای بهاری، آتشی افروخته و بساط صبحانه ، شوخی و سرورمان را اشرافانه می گسترانیم.
ساعت 12 آغاز حرکتمان است . با توجه با صخره ای بودن تمامی جبهه های جنوبی یالهای شاهدارکوه و بلندی یال پیش رویمان مصمم به دور زدن آن می شویم.امتداد آبریز دره را به سمت غرب می پیماییم.
انتهای دره وارد تنگه ای باریک و جنگلی شده و پس از نیم ساعت مجددا به دشتی وسیع می رسیم.
( در ابتدای تنگه در سمت چپمان چشمه کمربند و آبشخوری جلب نظر می نماید. ) زبان وقلم ناتوان از وصف زیبایی های تنگه و دشت روبه رویمان است. رقابت پرندگان در ترانه سرایی ،گلها در جلوه گری ، درختان در دلربایی و رنگها در افسونگری قلم و زبان را ناتوان می کند از آنچه دیده ایم.
ساعت 13:20 یال را کاملاً (360 درجه) دورزده و دره پیش رویمان را به سمت شرق
می پیماییم.سمت راست کوهستان کندرکوه (Kender Kooh) و سمت چپمان صخرههای حیرت آور شاهدارکوه واقع شده است . هر چه به سمت شرق می رویم از تراکم درختان و پوشش گیاهی کاسته می شود . جاده عشایری متروکه در کف رودخانه ما را به چشمه علی هدایت می کند.
ساعت14:20 به چشمه پر آب و مفرح قره میش(Ghare Mish) در کنار جاده می رسیم. و دقایقی استراحت و ساعت15 حرکت می نماییم .
ساعت16:20 در امتداد سرخ چشمه خود را برای صرف نهار مهیا می کنیم. تعدادی از دوستان فرصت را مغتنم شمرده و خود را به چرتی عصر گاهی دعوت می نمایند.
ساعت17:40 حرکت خودر را آغاز کرده ایم . ابتدای تنگه پنجعلی ساعت18:30 را نشان می دهد . تنگه زیبایی پنجعلی را که سمت و سوی جنوبی به خود گرفته یک ساعته می پیماییم.
مینی بوس مسیر خاکی 4 کیلومتری چشمه علی تا ابتدای تنگه را آمده و منتظرمان است.
چه خبر خوشحال کننده ای با خستگی ناشی از یک کوهپیمایی طولانی مشتاقانه به استقبا لش می رویم.
نکات:
1- از تمامی دوستانی که مار ا در این برنامه همراهی کردند صمیمانه سپاسگذاریم.
2- صعود و پیمایش خط الرأس مشرف به مالخواست خود می تواند یک برنامه مفرح بهاری باشد.
3- بازدید از باداب سورت دومین اثر ملی طبیعی ثبت شده ایران(بعد از دماوند) در نزدیکی های مالخواست خالی از لطف نیست.
سرپرست: مهدی امینی
تاریخ: جمعه22/9/87
اعضاء شرکت کننده: آقایان تیموری، امی، صرفی، صفدری، بابایی، امینی
موقعیت قله:
قله امامزاده ابوالقاسم به ارتفاع 3560 متر آغازین قله رشته کوهیست که از منطقه «کشت دشت» دیباج (50 کیلومتری شمال دامغان) آغاز شده و پس از 45 کیلومتر در راستای جنوب غرب به شمال شرق به جاده شاهرود-تاش (در تقاطع جاده شاهکوه) منتهی می گردد.
قلل «امامزاده ابوالقاسم» ، «سرتنگ» ، «نقاره خانه» ، «گاوکشان» ، «کهکشان» ، «برفکه» ، «شاهکوه» و ... شانه به شانه هم بر فراز این رشته کوه خوش جای گرفته اند و شکوه بخش این منطقه کوهستانی شده اند. ارتفاع این خط الرأس بین 3200 الی 3850 متر متغیر است. توپوگرافی متنوع و دسترسیهای فراوان این منطقه رابرای علاقمندان بسیار جذاب نموده است و کوهنوردان زیادی را از شهرهای دامغان، شاهرود و همچنین استان گلستان به سوی خود روانه داشته است. حجم زیاد برف منطقه و همچنین مسدود شدن راههای ارتباطی، صعودهای یک روزه را به قلل منطقه کاملاً غیرممکن می نماید و حتی صعودهای چند روزه نیز می بایست با آمادگی، تجربه، تجهیزات کافی و آشنایی کامل با جغرافیای منطقه باشد. وجه تسمیه نام قله بخاطر وجود خرابه های سنگ چین در نزدیکیهای خط الرأس می باشد که بومیهای منطقه اعتقاد به وجود امامزاده ای تحت این عنوان در محل مورد اشاره دارند.
مسیر صعود:
این کوه بارها و بارها توسط کوهنوردان دامغان و از مسیرهای مختلف و در تمامی فصول صعود گشته است. این بار با مطالعه مجدد منطقه، مسیر یال جنوب غرب انتخاب شد. تابیر بودن (رو به آفتاب بودن)، وجود جاده دسترسی تا ابتدای یال و در نهایت کم حجم بودن برف (به دلیل وجود بادهای غرب به شرق) انگیزه های اصلی ما جهت انتخاب این جبهه بود. برای رسیدن به این یال می بایست جاده موسوم به سرچشمه دیباج را به سمت شمال شرق طی مسیر نماییم. جاده پس از 7 کیلومتر و گذشتن از استخر پرورش ماهی، باغات و دامداریهای مختلف به گردنه ای موسوم به گردنه لار می رسد. پس از ادامه مسیر و رسیدن به بالاترین نقطه گردنه (قله لارکوه) در محلی که ناگاه سربالایی گردنه تمام و جاده سرازیر می شود، در سمت چپمان (شمال) مسیری پاکوب نمایان می گردد که این مسیر، آغازین نقطه صعودمان است.
گزارش:
بدلیل فشرده بودن برنامه، ساعت حرکت 4:30 صبح مقرر گردید و به لطف وقت شناسی دوستانمان ساعت 6 به ابتدای بندلار رسیدیم. با تمام تلاش راننده دیگر ادامه مسیر مقدور نبود مشکل کوچکی که برای مینی بوس بوجود آمده بود و همچنین ادای نماز در سحرگاه سرد و تاریک لارکوه باعث شد ساعت 6:45 حرکت خود را آغاز نماییم. هوا در بالادست بسیار خراب جلوه می کرد و مه غلیظی خبر از نابسمانی هوا در بالادست می داد. ساعت 7:30 خود را از میانبرهای جاده بر فراز لارکوه (بندلار) به ارتفاع 2400 متر رساندیم. خورشید خوش آمد گوی ما بر بلندای لارکوه بود. از مسیر پاکوب و پس از پیمودن 20 دقیقه به دشتی وسیع می رسیم که قله، خط الرأس و کوههای منطقه قابل رویت است. آسمان کم کم باز شده و آفتاب بر پیکره کوهستان زرافشانی می کند. حجم برف روی خط الرأس نگران کننده است. تمامی مسیر به غیر از نقاط بادخیز سفیدپوش است. یخ زدگی درختان اورس و بوته های بیرون زده از برف نشانگر کولاک شدید و سرمای زیاد شب قبل دارد. به دلیل شیب های زیاد و متوالی می توان این مسیر را به 3 پلکان تشبیه نمود. ساعت 9 و پس از طی اولین شیب به ابتدای شیب دوم می رسیم بادی نسبتاً شدید آغاز شده و چهره قله را کاملاً در هم می ریزد. ساعت 9:45 دقیقه در میان صخره ها و در پناه تخته سنگی مهربان و بزرگ سفره ای شاهانه می گسترانیم. کمی از وزش باد سرد در امانیم. شنیدن صدای باد شدید از بالادست لذت خوردن چای داغ را با طعم آویشن و بوی دود اورس صد چندان می کند.
عقربه های ساعت بیانگر ساعت 11:30 است و ما در میان صخره ها حرکت خود را آغاز نموده ایم. ساعت 12 شیب دوم را پشت سر می گذاریم. از این جا به بعد سرعت باد بیشتر شده و متوسط ارتفاع برف به 60 سانت می رسد. پیشروی بسیار کند صورت می گیرد. ساعت 12:30 به محل امامزاده می رسیم. بیش از نصف دیوارهای امامزاده زیر برف مدفون شده است. خرابه های یخ زده بسیار رعب انگیز و افسانه ای اند. آسمان در شمال تیره و تار شده و کم کم تمام منطقه را می پوشاند. صورتهایمان در معرض شدیدترین تازیانه ها است. دانه های یخ زده برف بی رحمانه گونه هایمان را نوازش می دهند. به دلیل پوشاک نامناسب و خستگی، دو نفر از همنوردان درخواست بازگشت می نمایند. نگاهی به قله می کنم. قله در تاخت و تاز کولاکهای شدید است و تا خط الرأس نیز راهی نمانده. می بایست راهکاری منطقی اتخاذ نمود با مشورت آقای تیموری تصمیم گرفتیم با لختی استراحت و با حداقل سرعت همگی خود را به خط الرأس رسانده و یکی از قلل فرعی را صعود نماییم. سراسر خط الرأس پوشیده از نقابهای وهم انگیز و زیباست ساعت 13:30 در هوایی بسیار سرد و طوفانی خود را به یکی از قلل فرعی می رسانیم و ساعت 14 از مسیر صعود رهسپار پایین می شویم.
و بار دیگر کوهنوردان البرز جشنی از شکر و سرور را بر فراز بلندایی دیگر برپا می دارند.
و چه زیباست این سرود
و چه والاست این سپاس
خدایا شکر
نکات:
- پوشاک مناسب می تواند یک برنامه زمستانه را لذت بخش تر نماید (قابل توجه کنفسیوس حکیم)
- داشتن ماسک ضدطوفان جهت محافظت صورت دربرنامه هایی نظیراین برنامه،بسیار حائز اهمیت است.
سرپرست مهدی امینی
با نام خدا
برنامه پیشنهادی شش ماهه دوم گروه کوهنوردی البرز دامغان
|
ردیف |
تاریخ |
شرح برنامه |
مدت |
منطقه |
سرپرست |
|
1 |
12/7/87 |
کوهپیمایی منطقه کوه چنگی |
1روزه |
نمکه |
مهدی بابایی |
|
2 |
26/7/87 |
صعود به قله شاهدژ |
1روزه |
لنگر |
امین نوروزی |
|
3 |
10/8/87 |
صعود به قله شاهدارازپنجعلی |
1روزه |
چشمه علی |
ابوالفضل تیموری |
|
4 |
23/8/87 |
پیمایش خط الراس کوه سفید از سنجو |
1روزه |
چشمه علی |
علی عالمی |
|
5 |
8/9/87 |
عبور از تنگه پلنگ در |
1روزه |
طزره |
امین نوروزی |
|
6 |
22/9/87 |
صعود به قله امامزاده ابوالقاسم از لار کوه |
1روزه |
دیباج |
مهدی امینی |
|
7 |
13/10/87 |
صعود به قله کافر سر |
1روزه |
گیو تنگه |
امین نوروزی |
|
8 |
26/10/87 |
صعود به قله توچال |
2روزه |
تهران |
محمود مزینانی |
|
9 |
11/11/87 |
صعود به قله محمد حنفی |
1روزه |
مهماندویه |
مهدی امینی |
|
10 |
25/11/87 |
کوهپیمایی میان نو طزره به سربند دیباج |
1روزه |
طزره-دیباج |
مهدی بابایی |
|
11 |
7/12/87 |
صعود ویژه به قله چالویی |
5/2روزه |
طزره |
امین امینیان |
|
12 |
15/12/87 |
پیمایش خط الراس کندر کوه |
5/1روزه |
سیاه پره |
ابوالفضل تیموری |
ضمنا کلاس آموزش نقشه خوانی ، کار با قطب نما وGPSو یک دوره کلاس سنگ نوردی مقدماتی زیر نظر فدراسیون درپاییز برگزار خواهد شد.
نظرات و پیشنهادات خود را تا مورخ 5/7/87جهت قطعی شدن برنامه اعلام بفرمایید.
روابط عمومی گروه کوهنوردی البرز دامغان
گزارش برنامه شناسایی خط الراس کوه سفید دامغان ، ازقله کرکسی تا قله محمد حنفی
افراد شرکت کننده: آقایان تیموری، صفدری،جمشیدی،اسحاقیان،امینی
تاریخ برنامه: 31و30/3/87
موقعیت خط الراس: این خط الراس در شمال و شمال شرق شهرستان دامغان ، از جنوب شهر دیباج آغاز شده و پس از مسافتی حدود 35 کیلومتر به قله محمد حنفی در منتهی الیه شرق منتهی می گردد. تمامی جبهه جنوبی این خط الراس صخره ای و قسمت شمالی آن مرتعی است . این رشته کوه در شمال شاهد منطقه سربند دیباج ، قله آبکش، دره مجن و در نهایت منطقه مجن می باشد و در جنوب نظاره گر منطقه اوشک( (aveshk تونل مادر ، روستای طزره ، منطقه رزمجاو و روستای مهماندویه است . جغرافیای متنوع ، تحت حفاظت بودن منطقه ، چشمه های فراوان حتی روی خط الراس و برف چال های وسیع از امتیازات ویژه این منطقه به لحاظ جاذبه های کوهنوردی می باشد. قلل معروف چالویی ، کرکسی(karkasi) ، محمد حنفی (دامتو) ، وروری(Ververy) سه برار و سه چله سو روی این خط الراس واقع شده است . دسترسی به این خط الراس از شهرهای دیباج و مجن و روستا های طزره و مهماندویه مقدور می باشد ارتفاع این خط الراس از 2800 الی 3800 متر متغیر است .
گزارش:
پس از پیمودن 20 کیلومتر از جاده دامغان ، شاهرود به سمت روستای کوهستانی طرزه و در شمال جاده ادامه مسیر می دهیم و پس از روستای طرزه و گرفتن مجوز از نگهبانی شرکت زغال سنگ البرز شرقی مسیر خود را در جاده اصلی به سمت چشمه معروف مهندس قربانی ادامه
می دهیم . لازم به ذکر است جاده بعد از تونل مادر خاکی اما مناسب می باشد . پس از پیمودن 25 دقیقه از تونل مادر و گذشتن از چشمه مهندس قربانی به محلی می رسیم که جاده ای فرعی به سمت چپ منحرف شده و سنگ بزرگی در سمت راست جاده می باشد . با این نشانه ها محل توقف خود را تعیین نموده و مهیای حرکت می شویم . (زمان لازم با اتومبیل از دامغان تا محل توقف متوسط 5/1 ساعت می باشد.)
با توکل به خدا راس ساعت15:10 دقیقه حرکت را آغاز می نماییم.. با کمی انحراف از تقاطع جاده فرعی مسیر پرشیب را به سمت صخره ها می پیماییم . پس از نیم ساعت حرکت، شکافی نسبتاً بزرگ در بین یکپارچگی صخره ها نمایان می شود. با دیدن این تنگه و امتداد آن مسیر صعود تا چشمه کرکسی و متعاقب آن خط الراس مشخص است . مسیر بسیار پر شیب و شنی است . این قله در صورت عدم وجود برف در محل های محدود نیاز به سنگ نوردی و عبور از آبشار دارد . پس از پیمودن حدود 4 ساعت مسیر بسیار نفس گیر،ساعت 18:15 به چشمه پر خاطره کرکسی میرسیم . پس از لختی استراحت ، صرف عصرانه ای مختصر ، برداشتن آب و تماس با دوستان حرکت را از روی خط الراس به سمت شرق و هرم های دوقلوی چالویی ادامه می دهیم . پس از طی سه دامنه به صورت تراورس در ساعت 20:15 محل مناسبی را جهت شب مانی انتخاب کرده و کمپ را مستقر می کنیم. کمپ را در داخل کاسه ای زیر قله چالوئی و در کنار حوضچه ای فصلی انتخاب می نماییم.
غروب سرخ فام خورشید نظاره گر تلاش همنوردان برای نصب چادر و آماده کردن آتش است.شب بسیار زیبایی را با نشاط و سرور می گذرانیم.هوا بسیار سرد شده است آنچنان که برکه کنار چادر و قمقمه های آب بیرون از چادر در این فصل سال منجمد شده است.
حرکت از کمپ : ساعت 9:30 صبح حرکت را آغاز می کنیم پس از یک ساعت به سنگ چین زیر قله چالویی می رسیم . چون هدف قله نیست هرم ها را از سمت راست تراورس می کنیم با کمال تعجب مسیر پاکوب می باشد . پاکوب بودن این تراورس بسیار جای تعجب و سوال برای همنوردان داشت . طبیعت این منطقه ( خرس چال) بسیار بکر، راز آلود و زیباست هرم های چالویی پر ابهت جلوه گری می کند . سکون و سکوت منطقه حیرت آور است . تراورس را با سرعتی زیاد نیم ساعته می پیماییم . بعد از چالویی ، خط الراس با قلل سوزنی شکل بسیار زیبا ادامه می یابد. در جنوب سوزنیها، دشت وسیع و سرسبزی جلوه گر است . بلندترین قله سوزنی ها را یک ساعته صعود می نماییم. و نام آن را به دلیل وجود پرستوهای فراوان پرستو می گذاریم . از این قله 3 الی 4 قله دیگر با خط الراس سوزنی شکل قابل رویت است که طی مسیر تراورسی یا خط الراسی آن نباید از 5/2 الی 3 ساعت بیشتر شود . اما قله پایانی تا قله رانزا کاملاً پنهان و ناشناخته است که همت کوهنوردان را در برنامه های دیگر می طلبد. ساعت 14 قله را با خاطراتش ترک کرده و از مسیر رفت به سمت کمپ حرکت می نماییم.و پس از یک ساعت و چهل و پنج دقیقه به چادر هایمان می رسیم پس از نهار و جمع آوری چادر ها و لختی استراحت به سمت چشمه کرکسی حرکت می نماییم. تعداد دیگری از اعضا گروه البرز طی یک برنامه از پیش تعیین شده می بایست قله کرکسی را روز جمعه صعود نموده و در چشمه کرکسی منتظر بمانند . ساعت 18 نزد دوستانمان در چشمه کرکسی بودیم . پس از نیم ساعت گفت و گو نقل خاطرات برنامه به سمت پایین حرکت
می نماییم. مسیر شنی و صخره ای تنگه را 2 ساعته می پیماییم و همگام با خورشید کوه را فرود آمده و مثل همیشه راننده خوش اخلاق گروه با چای و لبخند به پذیرایی مان می آید.
نکات به دست آمده در این برنامه :
1- برنامه شناسایی از کرکسی تارانزا می بایست 2 روزه باشد.
2- می توان بعد از شناسایی و مطالعه منطقه مسیر بازگشت را به سمت مجن برنامه ریزی نمود.
3- به دلیل کمبود احتمالی آب مناسبتر ین فصل جهت شناسایی و پیمایش خط الراس اردیبهشت و خردارد ماه می باشد.
4- در دامنه ها و دره های کم عمق بعدااز قله پرستو محل های مناسبی جهت برقراری کمپ محتمل است.
5- زمان های ثبت شده روز دوم بر اساس حرکت و صعود سرعتی ثبت شده است بدیهی است که زمان استاندارد حدوداً 2برابر است.