salam
?nazareton darbare damavand 25 tir chie
این پیام رو روز دوازدهم تیرماه برای تعدادی از دوستانم فرستادم ،دو نفر موافق و دو نفرمشتاق، اما منوط به هماهنگی های بعدی؟!!!!
حداقل 3وحداکثر 5نفر،امیدوار کننده بود.
در نهایت تیم سه نفره ما شامل آقای محمود مزینانی،جعفر صرفی و بنده حقیر بسته شد.
روز چهارشنبه 24/4/88ساعت 12با ماشین شخصی رهسپار تهران شدیم.پس از انجام کار شخصی در گرمای طاقت فرسای تهران ساعت 19:30طبق قرار جلوی ایستگاه متروی میر داماد پذیرای آقا محمود بودیم.در خنکای فرح بخش جاده هراز ساعت 22به رینه رسیدیم. پس از صرف شام ومهیا نمودن کوله پشتیها ساعت 24 به گوسفند سرا در ارتفاع 3200متری رسیدیم.خاکریزی و تعریض قسمتی از مسیر سه راهی تا گوسفند سرا نگرانیمان را از آنچه شنیده بودیم افزایش داد.خوش به حال زمین خوارها،ویلا سازها،قلیانیها،قهوه خانه دارهاو............تصورش هم سخت بود!
یکی از اتاقهای مسجد را خالی یافته و بی درنگ کیسه خوابهای نازنینمان را میگسترانیم،در رویای پرآشوب فردا و دردامان سرسبز ومهربان دماوند به خوابی گرم فرو میرویم. ساعت 10صبح پنج شنبه پس از صرف صبحانه وگشت و گذار وتحویل کوله ها به قاطر،سبکبال و سبکسار حرکتمان را آغاز مینماییم.گلهای وحشی بومی ،خصوصاً گلهای خشخاش بین راه روح نواز وافسونگرند.برفهای یال جنوبی نسبت به صعود های قبل وسیع تر و با شکوه ترمینماید.ساعت 13:30 سرحال وقبراق به پناهگاه در ارتفاع 4200متر میرسیم.پناهگاه جدید را ندیده بودم، بسیار زیبا و در موقعیت خوبی ساخته شده بود.دست مریزاد.
پس از نصب چادر، صرف نهار وچرت عصر گاهی،ساعت 17 جهت هم هوایی راهی آبشار یخی شدیم.کوچکترین اثری از ارتفاع زدگی در تیم مشاهده نشد.پر نشاط و خندان تا ساعت 19:30 ادامه دادیم.گله ای پرشمار وپر شکوه از کل و بز هم بر روی یال غربی مشغول هم هوایی بودند.
راُس ساعت 22 پس از صرف سوپی داغ به خواب رفتیم.........رفتم!کمی سر درد ،تهوع و لرز قبل و بعد از شام در تیم مشهود بود.ساعت 5 صبح و در تاریکی سحر گاهان به راه افتادیم.غالب گروهها حرکت کرده بودند.درشروع حرکتمان کمی بی حال بودیم،اما مصمم وامیدوار نگاهمان به قله بود.گام نهادن و نفس کشیدن سخت بود ،اما کم کم رخوت و امید بازگشت به کیسه خواب گرم از بین رفت.
سرقدمها بسیار کوتاه و آهسته بود؛یاد دوستانمان و خاطرات صعودهای گذشته،لحظه ای از ذهن و زبانمان دور نمیشد.ذکر خاطرات همنوردانمان در گروه البرز،یاد ونام دکتر کردی، مرحوم محمد زاده ومرحوم محسن حیدری همراه و همسفر صعودمان بود.
ساعت 9:30به امتداد آبشار یخی رسیدیم.برای اولین بار کمی نشسته و استراحت می کنیم.آقای صرفی قصد بازگشت دارد؛با عنایت به تنها 9 ماه سابقه کوهنوردی و وزن نزدیک به 100کیلویی ایشان صعود به ارتفاع 5000متری یک رکورد محسوب میشد.با دعای خیر ایشان راهی قله میشویم؛
ساعت10:30 قبل از کله قندی با تعدادی از کوهنوردان شیرازی بزمی شاهانه از شوخی و خاطره و تنقلات میگسترانیم.به لطف برفی که روی تپه گوگردی نشسته بود و باد غرب به شرقی که گوگرد را به آن سوی کوه میراند،ساعت 12 ظهر قله بودیم. 50 دقیقه سر مست از صعود و سپاسگذار از لطف خداوند،بیاد همه دوستان جشن وسروری از شکر و غرور بر پا میکنیم.
آری بر بام ایران بودیم.
فریاد آرش وجودمان بود بر پایندگی ایران .جمعه بود وبغض انتظار،سجده بود و دیده بوسی و سماع،عشق بود و شور و مستی،اشک بود و آغوش تبریک و..........جای همه خالی.
ساعت 12:50لحظه وداع با قله بود،همیشه همین حس بوده،بگذار خوب نگاهت کنم،مبادا که آخرین بارباشد؟
ساعت 13:30 زیرکله قندی با دیدن جعفر نا خواسته فریادی از شوق کشیدیم. این مسیر طولانی،این حال،تنها؟!!!!!بله جعفر با صلابت و سر سختی به تپه گوگردی رسیده بود!با جسمی خسته و روحی مصمم گام بر میداشت،او از آخرین کوهنوردهایی بود که صعود میکردند،بنابراین تصمیم گرفتم تا قله همراهیش کنم.خیلی آرام قدم برمیداشت و نفسهای عمیقی می کشید.یک نگاهم به تلاش تحسین بر انگیز جعفر بود و نگاه دیگرم به عقربه های ساعت؛یک نگاهم به مسیر کوتاه باقیمانده تا قله بود و نگاه دیگرم به مسیر بسیار طولانی برگشت.بیش از سه چهارم تپه گوگردی را پیموده بودیم و تنها یک یا علی تا قله فاصله بود .جعفر تکیه زده به باتومهایش غرق در تفکر بود.
ساعت 14:30را نشان میداد.خستگی مفرط ناشی از مسیر طولانی،معده خالی ناشی از تهوع و اسهال شب قبل و ارتفاع زدگی،کم کم بر انگیزه های صعود جعفر غالب میشد.تصمیم بازگشت از 200متری قله بسیار ناباورانه مینمود ،اما افت شدید انرژی و بر آورد زمانی مسیر بازگشت بر عقلایی بودن تصمیم تاکید مینمود.بله و اینچنین بود که جعفر بابا از ارتفاع 5600متری دماوند شجاعانه بازگشت.
ساعت 18 پناهگاه بودیم و ساعت 19 کوله بر دوش عازم گوسفند سرا.شام را در رستورانی در پلور صرف کرده وساعت 2:20نیمه شب گرما و آلودگی پایتخت پذیرای بدنهای خسته و روحیه های پر انرژیمان بود.
-از همنوردانم آقایان مزینانی و صرفی که جانانه پای به این صعود گذاشته و شریک خاطرات فراموش نشدنی ام بودند بسیار بسیار سپاسگذارم.
-این صعود را به همسرم تقدیم میکنم که فداکارانه مرا در برنامه های آماده سازی،تمرینها و پشتیبانی تجهیزات یاری نمود.
مهدی امینی
به سلامتی و میمنت تیم سه نفره البرز به دماوند صعود کرد. البته من گزارشی رو با عنوان گروه محمد زاده می نویسم خب البته ادای دینی باشه.
دو روز حضور در کوه زیبای دماوند و تلاشی پر خاطره و علمی گوشه ای از ماحصل این صعود شد. حقیقت امر راجع به عکس هم اینه که فعلا اپلود عکس مقدور نیست ٬ چرائیش هم سیاسی و فنی به من مربوط نمیشه که فاز هر دوش در من محدوده.
حضور آقای جعفر صرفی که صعودی مردانه انجام داد و در نهایت امر مایع تعجب من شد. سرحال بودن و برنامه ریزیی و تقید مهدی که سنگ بنای صعود موفق ما شد و هیجان خودم در سومین تلاش بر روی یال آبشار یخی.
البته طبع من آنچنان مقید به صعود و فرود ارتفاع نیست ولی گاهی صعود و فرود ورای معرفت کوه و حس و حال عشق با طبیعت مینشینه و گاهی لازمه و گاهی زیاده!
صحنه های دل ربای این صعود زیاد بودند اما یه چند تا رو فهرست وار می گم.
الف- دیدن گله قوچ ها روی یال مقابل یال آبشار یخی که حتما عکسش رو براتون میگذارم.
ب- دیدن آقا جعفر در بازگشت از قله توسط من و مهدی که قرار بود برگرده ولی بعد از جدا شدن از ما به صعود مردانه ادامه داد.و ما انگشت به دهان قامت رعناش رو برابر خودمان دیدیم.
ج - هر قدم دو نفس بین کله قندی و قله و حرکت بدون استراحت در این فاصله.
د - شام قبل از صعود و حال خراب من .
و - آلاله ها.
ه - یاد دوستان بخصوص زنده یاد محمد زاده در آخرین قدمهای صعود.
ی- دعای فرج قبل قله.
و دیگه چیزهائی که رفتند و یاد های که خاطره می شوند. و البته تماسهای دوستانی چون ٬ امین امینیان٬ ابوالفضل تیموری ٬ امین نوروزی و دخترم فاطمه و صد البته خانواده ها!
بدون شک کوه سخت ترین چسب دنیاست و گیرا ترین آنها برای پیوند عمیق انسانها. من می دانم ما سه نفر و تمام دوستانمان از پس هر تجربه ای این چونین بیشتر درجهت پیوند با یکدیگر مصمم می شویم.
محمود![]()
یا علی!
«برنامه کوهپیمایی روستای مالخواست تا چشمه علی»
تاریخ برنامه:18/2/88
مدت برنامه: یک روزه
شرکت کنندگان: آقایان ابوالفضل تیموری- مهدی امینی- مهدی قادری- حمید رضا امینی- امین نوروزی- احسان منصوریان- جعفر صرفی- محمد مجد- علی اسقانیان- ایمان صفدری- علیرضا مدیحی – مهدی بابایی- سید اسماعیل موسوی
خانمها: مریم مزینانی- عاطفه نوروزی- رقیه تیموری
موقعیت منطقه:
مالخواست: روستای مالخواست از بخش دودانگه استان مازندران و نشسته بر دامنه های سر سبز و جنگلی شاهدارکوه می باشد.
دسترسی به این روستا از روستای تلمادره واقع در 80 کیلومتری جاده دامغان – ساری (185کیلومتر ) میسر است . جاده روبه روی پاسگاه تلمادره ما را به سمت روستاهای پشرت(Peshert) –کوات(Kevat) قلعه سر- اورست(ooroost)- مالخواست و در نهایت بادله راهنمایی می کند. جاده فرعی آسفالته، با حداقل کیفیت و با دست اندازهای فراوان می باشد. پس از18 کیلومتر و عبور از چند روستا ، روستای زیبایی در بالا دست، سمت راست جاده خودنمایی می کند. گذر از سه کیلومتر فرعی ما را به مالخواست می رساند .کوچه و پس کوچه های باریک و معماری خاص روستا جلب توجه می نماید.
چشمه علی : چشمه علی با دبی 550 لیتر در ثانیه در 35 کیلومتری شمال دامغان واقع شده است و حیات شهر کویر ی و تاریخی دامغان در طول تاریخ مرهون برکت آب این چشمه است. چشمه علی به لحاظ تاریخی ، تفرجگاه شاهان قاجار بوده و بنای زیبای وسط استخر این مجموعه یادگار خوشگذرانی های سلاطین بی کفایت قاجاریه می باشد.
گزارش برنامه:
وجود یالهای عظیم شمال غرب شاهدارکوه و کوهستان کندر کوه ، حد فاصل مالخواست و منطقه چشمه علی ، اجرای یک روزه این برنامه را بسیار قریب و ناشدنی می نمود. اما خاطرات بومیان منطقه از عبور یک روزه شان از چشمه علی به روستاهای مالخواست ، قلعه سر، و... در گذشته های دور و تعریف از طبیعت زیبای منطقه ما را بر آن داشت تا با تحقیق از یکی از دوستان مالخواستیمان و مطالعه منطقه عزم خود را بر اجرای این برنامه جزم نماییم.
حرکت از دامغان: 6 صبح
مالخواست:7:35
وسیله نقلیه : مینی بوس
حرکت از مالخواست: 7:45
حرکت خود را از مالخواست به سمت جنوب و صخره های جنگلی و بسیار زیبای شاهدارکوه آغاز نمودیم. تمامی مسیر تا روی خط الرأس پاکوب و جنگلی می باشد. طبیعت این مسیر فوق العاده زیبا و مملو از گلهای رنگارنگ لاله ،نسترن،شقایق، زنبق، بابونه، زعفران آلمه و درختان پر گل آلو جنگلی و گلابی وحشی بود.
حرکت مارپیج در بین صخره ها ،خنکای صبحگاهی بهاران ، عطر گلهای وحشی کوهساران و نغمه سبکسرانه پرندگان مدهوش کننده بود.
با حداقل سرعت و استفاده از طبیعت دلربایانه بهار ساعت 10 روی خط الراس بودیم . خط الرأس مرزی بین طبیعت شمال با پوشش جنگلی مازندران و جنگلهای ارس بود. حال یکی از یالهای شاهدارکوه را صعود کرده ایم.
مسیر پاکوپ را به سمت کف تنگه سمت راست ادامه میدهیم. پس از یک ساعت فرود در میان تنگه ای جنگلی و سرسبز به دره ای بزرگ می رسیم حال یکی دیگر از یالهای شاهدارکوه را پیش روی داریم .کف دره برای صبحانه انتخاب شده است و ساعت 11 صبح پر نشاط و مسرور از زیبایی هایی که پشت سر نهاده ایم و سرمست از هوای دلربای بهاری، آتشی افروخته و بساط صبحانه ، شوخی و سرورمان را اشرافانه می گسترانیم.
ساعت 12 آغاز حرکتمان است . با توجه با صخره ای بودن تمامی جبهه های جنوبی یالهای شاهدارکوه و بلندی یال پیش رویمان مصمم به دور زدن آن می شویم.امتداد آبریز دره را به سمت غرب می پیماییم.
انتهای دره وارد تنگه ای باریک و جنگلی شده و پس از نیم ساعت مجددا به دشتی وسیع می رسیم.
( در ابتدای تنگه در سمت چپمان چشمه کمربند و آبشخوری جلب نظر می نماید. ) زبان وقلم ناتوان از وصف زیبایی های تنگه و دشت روبه رویمان است. رقابت پرندگان در ترانه سرایی ،گلها در جلوه گری ، درختان در دلربایی و رنگها در افسونگری قلم و زبان را ناتوان می کند از آنچه دیده ایم.
ساعت 13:20 یال را کاملاً (360 درجه) دورزده و دره پیش رویمان را به سمت شرق
می پیماییم.سمت راست کوهستان کندرکوه (Kender Kooh) و سمت چپمان صخرههای حیرت آور شاهدارکوه واقع شده است . هر چه به سمت شرق می رویم از تراکم درختان و پوشش گیاهی کاسته می شود . جاده عشایری متروکه در کف رودخانه ما را به چشمه علی هدایت می کند.
ساعت14:20 به چشمه پر آب و مفرح قره میش(Ghare Mish) در کنار جاده می رسیم. و دقایقی استراحت و ساعت15 حرکت می نماییم .
ساعت16:20 در امتداد سرخ چشمه خود را برای صرف نهار مهیا می کنیم. تعدادی از دوستان فرصت را مغتنم شمرده و خود را به چرتی عصر گاهی دعوت می نمایند.
ساعت17:40 حرکت خودر را آغاز کرده ایم . ابتدای تنگه پنجعلی ساعت18:30 را نشان می دهد . تنگه زیبایی پنجعلی را که سمت و سوی جنوبی به خود گرفته یک ساعته می پیماییم.
مینی بوس مسیر خاکی 4 کیلومتری چشمه علی تا ابتدای تنگه را آمده و منتظرمان است.
چه خبر خوشحال کننده ای با خستگی ناشی از یک کوهپیمایی طولانی مشتاقانه به استقبا لش می رویم.
نکات:
1- از تمامی دوستانی که مار ا در این برنامه همراهی کردند صمیمانه سپاسگذاریم.
2- صعود و پیمایش خط الرأس مشرف به مالخواست خود می تواند یک برنامه مفرح بهاری باشد.
3- بازدید از باداب سورت دومین اثر ملی طبیعی ثبت شده ایران(بعد از دماوند) در نزدیکی های مالخواست خالی از لطف نیست.
سرپرست: مهدی امینی
تاریخ: جمعه22/9/87
اعضاء شرکت کننده: آقایان تیموری، امی، صرفی، صفدری، بابایی، امینی
موقعیت قله:
قله امامزاده ابوالقاسم به ارتفاع 3560 متر آغازین قله رشته کوهیست که از منطقه «کشت دشت» دیباج (50 کیلومتری شمال دامغان) آغاز شده و پس از 45 کیلومتر در راستای جنوب غرب به شمال شرق به جاده شاهرود-تاش (در تقاطع جاده شاهکوه) منتهی می گردد.
قلل «امامزاده ابوالقاسم» ، «سرتنگ» ، «نقاره خانه» ، «گاوکشان» ، «کهکشان» ، «برفکه» ، «شاهکوه» و ... شانه به شانه هم بر فراز این رشته کوه خوش جای گرفته اند و شکوه بخش این منطقه کوهستانی شده اند. ارتفاع این خط الرأس بین 3200 الی 3850 متر متغیر است. توپوگرافی متنوع و دسترسیهای فراوان این منطقه رابرای علاقمندان بسیار جذاب نموده است و کوهنوردان زیادی را از شهرهای دامغان، شاهرود و همچنین استان گلستان به سوی خود روانه داشته است. حجم زیاد برف منطقه و همچنین مسدود شدن راههای ارتباطی، صعودهای یک روزه را به قلل منطقه کاملاً غیرممکن می نماید و حتی صعودهای چند روزه نیز می بایست با آمادگی، تجربه، تجهیزات کافی و آشنایی کامل با جغرافیای منطقه باشد. وجه تسمیه نام قله بخاطر وجود خرابه های سنگ چین در نزدیکیهای خط الرأس می باشد که بومیهای منطقه اعتقاد به وجود امامزاده ای تحت این عنوان در محل مورد اشاره دارند.
مسیر صعود:
این کوه بارها و بارها توسط کوهنوردان دامغان و از مسیرهای مختلف و در تمامی فصول صعود گشته است. این بار با مطالعه مجدد منطقه، مسیر یال جنوب غرب انتخاب شد. تابیر بودن (رو به آفتاب بودن)، وجود جاده دسترسی تا ابتدای یال و در نهایت کم حجم بودن برف (به دلیل وجود بادهای غرب به شرق) انگیزه های اصلی ما جهت انتخاب این جبهه بود. برای رسیدن به این یال می بایست جاده موسوم به سرچشمه دیباج را به سمت شمال شرق طی مسیر نماییم. جاده پس از 7 کیلومتر و گذشتن از استخر پرورش ماهی، باغات و دامداریهای مختلف به گردنه ای موسوم به گردنه لار می رسد. پس از ادامه مسیر و رسیدن به بالاترین نقطه گردنه (قله لارکوه) در محلی که ناگاه سربالایی گردنه تمام و جاده سرازیر می شود، در سمت چپمان (شمال) مسیری پاکوب نمایان می گردد که این مسیر، آغازین نقطه صعودمان است.
گزارش:
بدلیل فشرده بودن برنامه، ساعت حرکت 4:30 صبح مقرر گردید و به لطف وقت شناسی دوستانمان ساعت 6 به ابتدای بندلار رسیدیم. با تمام تلاش راننده دیگر ادامه مسیر مقدور نبود مشکل کوچکی که برای مینی بوس بوجود آمده بود و همچنین ادای نماز در سحرگاه سرد و تاریک لارکوه باعث شد ساعت 6:45 حرکت خود را آغاز نماییم. هوا در بالادست بسیار خراب جلوه می کرد و مه غلیظی خبر از نابسمانی هوا در بالادست می داد. ساعت 7:30 خود را از میانبرهای جاده بر فراز لارکوه (بندلار) به ارتفاع 2400 متر رساندیم. خورشید خوش آمد گوی ما بر بلندای لارکوه بود. از مسیر پاکوب و پس از پیمودن 20 دقیقه به دشتی وسیع می رسیم که قله، خط الرأس و کوههای منطقه قابل رویت است. آسمان کم کم باز شده و آفتاب بر پیکره کوهستان زرافشانی می کند. حجم برف روی خط الرأس نگران کننده است. تمامی مسیر به غیر از نقاط بادخیز سفیدپوش است. یخ زدگی درختان اورس و بوته های بیرون زده از برف نشانگر کولاک شدید و سرمای زیاد شب قبل دارد. به دلیل شیب های زیاد و متوالی می توان این مسیر را به 3 پلکان تشبیه نمود. ساعت 9 و پس از طی اولین شیب به ابتدای شیب دوم می رسیم بادی نسبتاً شدید آغاز شده و چهره قله را کاملاً در هم می ریزد. ساعت 9:45 دقیقه در میان صخره ها و در پناه تخته سنگی مهربان و بزرگ سفره ای شاهانه می گسترانیم. کمی از وزش باد سرد در امانیم. شنیدن صدای باد شدید از بالادست لذت خوردن چای داغ را با طعم آویشن و بوی دود اورس صد چندان می کند.
عقربه های ساعت بیانگر ساعت 11:30 است و ما در میان صخره ها حرکت خود را آغاز نموده ایم. ساعت 12 شیب دوم را پشت سر می گذاریم. از این جا به بعد سرعت باد بیشتر شده و متوسط ارتفاع برف به 60 سانت می رسد. پیشروی بسیار کند صورت می گیرد. ساعت 12:30 به محل امامزاده می رسیم. بیش از نصف دیوارهای امامزاده زیر برف مدفون شده است. خرابه های یخ زده بسیار رعب انگیز و افسانه ای اند. آسمان در شمال تیره و تار شده و کم کم تمام منطقه را می پوشاند. صورتهایمان در معرض شدیدترین تازیانه ها است. دانه های یخ زده برف بی رحمانه گونه هایمان را نوازش می دهند. به دلیل پوشاک نامناسب و خستگی، دو نفر از همنوردان درخواست بازگشت می نمایند. نگاهی به قله می کنم. قله در تاخت و تاز کولاکهای شدید است و تا خط الرأس نیز راهی نمانده. می بایست راهکاری منطقی اتخاذ نمود با مشورت آقای تیموری تصمیم گرفتیم با لختی استراحت و با حداقل سرعت همگی خود را به خط الرأس رسانده و یکی از قلل فرعی را صعود نماییم. سراسر خط الرأس پوشیده از نقابهای وهم انگیز و زیباست ساعت 13:30 در هوایی بسیار سرد و طوفانی خود را به یکی از قلل فرعی می رسانیم و ساعت 14 از مسیر صعود رهسپار پایین می شویم.
و بار دیگر کوهنوردان البرز جشنی از شکر و سرور را بر فراز بلندایی دیگر برپا می دارند.
و چه زیباست این سرود
و چه والاست این سپاس
خدایا شکر
نکات:
- پوشاک مناسب می تواند یک برنامه زمستانه را لذت بخش تر نماید (قابل توجه کنفسیوس حکیم)
- داشتن ماسک ضدطوفان جهت محافظت صورت دربرنامه هایی نظیراین برنامه،بسیار حائز اهمیت است.
سرپرست مهدی امینی
شاهدار کوه با ارتفاع 3251 متر درمنطقه شمال دامغان واقع شده است و این کوه زیبا و ستبر را می توان از مسیرهای مختلف با درجات سختی متفاوت صعود کرد.
1- صعود از منطقه باریک آب روستای کلاته که خود شامل چهار مسیر صعود می باشد.( جبهه شرقی شاهدار)
2- صعود از روستاهای مالخواست و قلعه سر که ابتدا باید یک رشته کوه زیبا راتراورس
وسپس این قله ی زیبا را از غرب صعود کرد.
3- صعود از منطقه چشمه علی که لازمه ی آن عبور از دره پنجعلی می باشد.(ضلع جنوبی)
گزارش صعود این برنامه در رابطه با همین منطقه می باشد. مسیری که تماما صخره ای با شیب 45 تا 70 درجه می باشد.به جهت راحتی کار و صرفه جویی در وقت تصمیم گرفته شد که عبور از تنگه به وسیله ی ماشین شاسی بلند صورت گیرد که این امر انجام گرفت و دوستان راس ساعت 4:40 صبح سوار بر نیسان آقا یحیی شده و ساعت 5:45 دقیقه از نیسان در انتهای تنگه و پای قله پیاده شدند . عبور از تنگه حدود 35 دقیقه زمان برد.که خود این زمان کوتاه ما را در رسیدن هدفمان که همان فتح قله بود خیلی کمک کرد. گروه ما شامل 11 نفر بود که دو نفر از اعضا را خانم های گروه تشکیل می دادند. پس از خواندن نماز راس ساعت 6 حرکت خود را به سمت قله آغاز کرده . 45 دقیقه ی اول مسیر را روی یک مجموعه تپه های زنجیروار که منتهی می شدند به یال اصلی طی کردیم واز اینجا جدال با قله و شروع یال صخره ای آغاز گردید.
مسیر را از یال اصلی و صخره ای پس از یک استراحت کوتاه ساعت 7 بامداد آغاز کرده وبه راه افتادیم.خوبی این مسیر این است که با توجه به صخره ای بودن وشیب زیاد خیلی زود ارتفاع می گیریم یعنی حدود هر یک ساعت بین 150 تا 200 متر ارتفاع می گیریم و باز هم به علت صخره ای بودن نمی توان در این مسیرها مکس یا استراحتی کرد پس تیمهای صعودکننده ازاین مسیر باید توانایی وقدرت بدنی بالایی داشته باشند، تا تیم در صعودش با مشکلی برنخورد. خلاصه ساعت 8:45 دقیقه بر بالای اولین گرده ای ایستاده ایم که مشرف به دره ای زیبا می باشد، دقیقا بر روی خط راس این گرده مسیر را ادامه داده و با هماهنگی دوستان ساعت 9:45 دقیقه پس از رسیدن به یک نقطه ای کمی
تخت گروه آماده صرف صبحانه میشود. حال می توان گفت که دو سوم صعود را انجام داده ایم و تنها یک سوم آن مانده . ساعت 11 پس از صرف صبحانه حرکت را به سمت قله ادامه می دهیم پس از عبور از دو قر بزرگ یا بهتر است بگویم قله های کوچکی که دربین مسیر است. قله اصلی شاهدار که شامل سه شاخه در یک ارتفاع می باشند هویدا شده وساعت 12:40 دقیقه این هدف مهم به سرانجام می رسد و دوستان با خواندن دعای فرج امام زمان فتح این قله زیبا و ستبر را به یک دیگر تبریک می گویند .
مطلبی که فراموش شد هوای منطقه بود که بسیار مناسب برای صعود بود چون نه آنقدر سرد بود و نه آنقدر گرم و تا قله آسمان کاملا ابری و گهگاهی ابرها در زیر پاهایمان .
نهایتا در قله با بارش برف از ما پذیرایی شد و چه زیبا بود این پذیرایی . زیباتر از آن خواندن نماز یکی از دوستان زیر این برف روی قله که تا لحظاتی قبل از صعود به قله به خاطر مشکلاتی شیرینی که فقط خاطره اش بیاد ماندنی و جذاب است و برای او ایجاد شده بود این صحنه برف باریدن را زیباتر می کرد.
خلاصه پس از تصمیم گیری با دوستان جهت برگشت از مسیر باریک آب با راننده مینی بوس تماس گرفته شد و ساعت 14 از قله به سمت باریک آب حرکت کردیم وراس ساعت 16:10 دقیقه پای چشمه باریک آب بودیم وتا آمدن ماشین جهت گرم شدن ، آتشی مهیا کرده و دور آن نشستیم و مشغول خوردن تنقلات شدیم، به دلیل سرد بودن منطقه و کمی هم خستگی صعود حسی برای خوردن ناهار نبود تا اینکه ساعت 17 سوار مینی بوس شده وباریک آب را به قصد دامغان ترک کردیم و در ساعت 18:20 دقیقه به دامغان رسیدیم.
با تشکر از کلیه دوستانی که در این برنامه ماراهمراهی کرده اند.علی الخصوص حاج حمزه بابایی که پیشکسوت ماست وبا آن قدرت بدنی بالایش گروه را همراهی کرد وآقا جعفر که با صبر و حوصله ای که به خرج داد نگذاشت گروه از هدفش باز بماند.
با آرزوی پیروزی همه ی کوهنوردان دنیا*
اعضای صعودکننده: خانم ها رقیه تیموری و مریم مزینانی.
آقایان : حاج حمزه بابایی – مهدی بابایی – جعفر صرفی – مهدی امینی – حمیدرضا امینی
ایمان صفدری -امین نوروزی – حسن شجاع- ابوالفضل تیموری(سرپرست گروه)آی البرزیها دیروز من به نیابت از طرف شما به اتفاق دو تن از دوستانم موفق به صعود دیواره شروین شدم.
حس عجیبی است وقتی مرگ و زندگی توتنها بدست تسمه ای متصل به رل است.
دیروز مفصل ترسیدم.اما خدارو یه جور دیگه شناختم.
گزارش صعود به قله "شاه دژ"
در تاریخ 26/مهر/87، ساعت 5 صبح، دوازده نفر از اعضای گروه البرز ( که سه نفر از آنها برای اولین بار صعودی را تجربه می کردند) دامغان را به قصد فتح قله "شاه دژ" ترک کردند.
"شاه دژ " از قلل مرتفع استان مازندران است و در مرز بین شهرستانهای "دامغان" و " ساری" قرار دارد. قله ای صخره ای است که در شیب های خود جنگل ها و مراتع زیبایی در بر دارد ، در دامنه شمالی آن روستای بسیار زیبای "لنگر"، در دامنه جنوبی آن روستاهای" واوسر " و " میرافضل " و در دامنه شرقی آن روستای " ارا "(era) واقع شده اند.
نام " شاه دژ " به واسطه وجود ویرانه های دژ سنگی بر ستیغ سر به فلک کشیده آن به ارتفاع 2830 متر برازنده این قله می باشد.
برای صعود به قله " شاه دژ " از جبهه شمالی ( که مشکل ترین راه صعود است ) ابتدا مسیر دامغان به روستای ییلاقی "لنگر" به مسافت حدودی 80 کیلومتر را طی کردیم و پس از رسیدن به "لنگر" ، که در سمت چپ جاده قرار دارد،از ماشین پیاده شدیم.افراد گروه در ساعت 30/7 صبح مسیر صعود را به سمت جنوب روستا در پیش گرفته و بعد از گذر از مسیر پاکوب جنگلی به جاده ماشین رویی که مانند جاده کمربندی قسمت شمال "شاه دژ" را به جنوب غربی آن متصل کرده می رسیم. جاده را به سمت غرب و به مدت 40 دقیقه طی می کنیم. در این قسمت از تراکم درختان جنگلی کاسته شده و منطقه بیشتر به صورت مرتعی با درختان تنک دیده می شود. مسیر خود را به سمت شرق تغییر داده و با گذر از یک شیب نسبتا زیاد در ساعت 30/10 به یال منتهی به شاخک های فرعی "شاه دژ" می رسیم. حرکت بر روی یال و به سمت بالا را به مدت نیم ساعت ادامه داده تا به محل صرف صبحانه برسیم. با صرف صبحانه و کمی استراحت، خستگی از تن به در کرده و مجددا در ساعت 45/11 آماده صعود می شویم.
پیش از رسیدن به قسمت های صخره ای یال اصلی به دلیل تسریع در حرکت افراد مسیر خود را از قسمت های خاکی زیر صخره ها به سمت شرق ادامه می دهیم تا به گردنه ای خاکی مابین صخره های تیغه اصلی برسیم. گروه از گردنه عبور کرده، به قسمت های جنوبی و جنوب غربی قله "شاه دژ" و قله های فرعی آن وارد شده، جایی که روستاهای " واو سر" و "میر افضل" و مناظر زیبای جنگلی و نیمه جنگلی دامنه های حنوبی"شاه دژ" را مشاهده می کنیم.
ساعت حدود یک بعد از ظهر است و مه غلیظی در حال احاطه قله است. با گذر از مسیر پاکوب منتهی به تنگه بسیار پر شیب و صخره ای، همگی اعضای صبور و غیور گروه، قامت سرد و ستبر "شاه دژ" را زیر پای خود دارند. پس از صرف میوه و تنقلات و استفاده از مناظر پایین دست که اغلب در ستیز با ابرها برای چند لحظه خودی نشان می دهد، در ساعت 30/2 بعد از ظهر حرکت خود را به سمت پایین آغاز می کنیم.
مسیر پایین آمدن مسیری است که گروه چندین بار از آن برای رسیدن به لنگر استفاده کرده است و علی رغم شیب زیاد، جنگل، مه غلیظ و بارندگی که باعث لغزنده شدن سنگ ها شده بود، مشکلی برای افراد پیش نیامد.
در ساعت 30/4 برای خواندن نماز و تجدید قوا در کنار چشمه ای که کنار بنه ای قرار دارد ، اتراق می کنیم و سپس حرکت خود را از مسیری پاکوب به سمت پایین ادامه داده و نهایتا در ساعت 30/6 همگی در مینی بوس نشسته و آماده برگشت به دامغان می شویم.
همنوردان این برنامه:
خانم ها: اوحدی زاده - نوروزی – منصوریان – سمنانی – یحیایی – مزینانی.
آقایان: امینی – قادری – امیر خلیلی – صفدری – بابایی – نوروزی.
سرپرست: امین نوروزی.
امین نوروزی
باید امشب بروم رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا میخواند.
گزارش برنامه شناسایی خط الراس کوه سفید دامغان ، ازقله کرکسی تا قله محمد حنفی
افراد شرکت کننده: آقایان تیموری، صفدری،جمشیدی،اسحاقیان،امینی
تاریخ برنامه: 31و30/3/87
موقعیت خط الراس: این خط الراس در شمال و شمال شرق شهرستان دامغان ، از جنوب شهر دیباج آغاز شده و پس از مسافتی حدود 35 کیلومتر به قله محمد حنفی در منتهی الیه شرق منتهی می گردد. تمامی جبهه جنوبی این خط الراس صخره ای و قسمت شمالی آن مرتعی است . این رشته کوه در شمال شاهد منطقه سربند دیباج ، قله آبکش، دره مجن و در نهایت منطقه مجن می باشد و در جنوب نظاره گر منطقه اوشک( (aveshk تونل مادر ، روستای طزره ، منطقه رزمجاو و روستای مهماندویه است . جغرافیای متنوع ، تحت حفاظت بودن منطقه ، چشمه های فراوان حتی روی خط الراس و برف چال های وسیع از امتیازات ویژه این منطقه به لحاظ جاذبه های کوهنوردی می باشد. قلل معروف چالویی ، کرکسی(karkasi) ، محمد حنفی (دامتو) ، وروری(Ververy) سه برار و سه چله سو روی این خط الراس واقع شده است . دسترسی به این خط الراس از شهرهای دیباج و مجن و روستا های طزره و مهماندویه مقدور می باشد ارتفاع این خط الراس از 2800 الی 3800 متر متغیر است .
گزارش:
پس از پیمودن 20 کیلومتر از جاده دامغان ، شاهرود به سمت روستای کوهستانی طرزه و در شمال جاده ادامه مسیر می دهیم و پس از روستای طرزه و گرفتن مجوز از نگهبانی شرکت زغال سنگ البرز شرقی مسیر خود را در جاده اصلی به سمت چشمه معروف مهندس قربانی ادامه
می دهیم . لازم به ذکر است جاده بعد از تونل مادر خاکی اما مناسب می باشد . پس از پیمودن 25 دقیقه از تونل مادر و گذشتن از چشمه مهندس قربانی به محلی می رسیم که جاده ای فرعی به سمت چپ منحرف شده و سنگ بزرگی در سمت راست جاده می باشد . با این نشانه ها محل توقف خود را تعیین نموده و مهیای حرکت می شویم . (زمان لازم با اتومبیل از دامغان تا محل توقف متوسط 5/1 ساعت می باشد.)
با توکل به خدا راس ساعت15:10 دقیقه حرکت را آغاز می نماییم.. با کمی انحراف از تقاطع جاده فرعی مسیر پرشیب را به سمت صخره ها می پیماییم . پس از نیم ساعت حرکت، شکافی نسبتاً بزرگ در بین یکپارچگی صخره ها نمایان می شود. با دیدن این تنگه و امتداد آن مسیر صعود تا چشمه کرکسی و متعاقب آن خط الراس مشخص است . مسیر بسیار پر شیب و شنی است . این قله در صورت عدم وجود برف در محل های محدود نیاز به سنگ نوردی و عبور از آبشار دارد . پس از پیمودن حدود 4 ساعت مسیر بسیار نفس گیر،ساعت 18:15 به چشمه پر خاطره کرکسی میرسیم . پس از لختی استراحت ، صرف عصرانه ای مختصر ، برداشتن آب و تماس با دوستان حرکت را از روی خط الراس به سمت شرق و هرم های دوقلوی چالویی ادامه می دهیم . پس از طی سه دامنه به صورت تراورس در ساعت 20:15 محل مناسبی را جهت شب مانی انتخاب کرده و کمپ را مستقر می کنیم. کمپ را در داخل کاسه ای زیر قله چالوئی و در کنار حوضچه ای فصلی انتخاب می نماییم.
غروب سرخ فام خورشید نظاره گر تلاش همنوردان برای نصب چادر و آماده کردن آتش است.شب بسیار زیبایی را با نشاط و سرور می گذرانیم.هوا بسیار سرد شده است آنچنان که برکه کنار چادر و قمقمه های آب بیرون از چادر در این فصل سال منجمد شده است.
حرکت از کمپ : ساعت 9:30 صبح حرکت را آغاز می کنیم پس از یک ساعت به سنگ چین زیر قله چالویی می رسیم . چون هدف قله نیست هرم ها را از سمت راست تراورس می کنیم با کمال تعجب مسیر پاکوب می باشد . پاکوب بودن این تراورس بسیار جای تعجب و سوال برای همنوردان داشت . طبیعت این منطقه ( خرس چال) بسیار بکر، راز آلود و زیباست هرم های چالویی پر ابهت جلوه گری می کند . سکون و سکوت منطقه حیرت آور است . تراورس را با سرعتی زیاد نیم ساعته می پیماییم . بعد از چالویی ، خط الراس با قلل سوزنی شکل بسیار زیبا ادامه می یابد. در جنوب سوزنیها، دشت وسیع و سرسبزی جلوه گر است . بلندترین قله سوزنی ها را یک ساعته صعود می نماییم. و نام آن را به دلیل وجود پرستوهای فراوان پرستو می گذاریم . از این قله 3 الی 4 قله دیگر با خط الراس سوزنی شکل قابل رویت است که طی مسیر تراورسی یا خط الراسی آن نباید از 5/2 الی 3 ساعت بیشتر شود . اما قله پایانی تا قله رانزا کاملاً پنهان و ناشناخته است که همت کوهنوردان را در برنامه های دیگر می طلبد. ساعت 14 قله را با خاطراتش ترک کرده و از مسیر رفت به سمت کمپ حرکت می نماییم.و پس از یک ساعت و چهل و پنج دقیقه به چادر هایمان می رسیم پس از نهار و جمع آوری چادر ها و لختی استراحت به سمت چشمه کرکسی حرکت می نماییم. تعداد دیگری از اعضا گروه البرز طی یک برنامه از پیش تعیین شده می بایست قله کرکسی را روز جمعه صعود نموده و در چشمه کرکسی منتظر بمانند . ساعت 18 نزد دوستانمان در چشمه کرکسی بودیم . پس از نیم ساعت گفت و گو نقل خاطرات برنامه به سمت پایین حرکت
می نماییم. مسیر شنی و صخره ای تنگه را 2 ساعته می پیماییم و همگام با خورشید کوه را فرود آمده و مثل همیشه راننده خوش اخلاق گروه با چای و لبخند به پذیرایی مان می آید.
نکات به دست آمده در این برنامه :
1- برنامه شناسایی از کرکسی تارانزا می بایست 2 روزه باشد.
2- می توان بعد از شناسایی و مطالعه منطقه مسیر بازگشت را به سمت مجن برنامه ریزی نمود.
3- به دلیل کمبود احتمالی آب مناسبتر ین فصل جهت شناسایی و پیمایش خط الراس اردیبهشت و خردارد ماه می باشد.
4- در دامنه ها و دره های کم عمق بعدااز قله پرستو محل های مناسبی جهت برقراری کمپ محتمل است.
5- زمان های ثبت شده روز دوم بر اساس حرکت و صعود سرعتی ثبت شده است بدیهی است که زمان استاندارد حدوداً 2برابر است.
جمعه رفته بودم دریاچه اوان در ۸۲ کیلومتری قزوین جای شما خالی . عکهاشو براتون میگذارم .
دوم:
آقای نعمتی از گروه نانگاپاربات مفقود شده.
سوم:
در مورد گروه نانگاپاربات هر چی دارید بنویسید.
راهی نشدگان علم کوه:
خانمها: اسحاقیان ـ نوروزی ها ـ منصوریان
آقایان: اسحاقیان ـ بابایی ـ مزینانی ـ نوروزی - جمشیدی
تیم به امید خدا امروز موفق به فتح قله خواهد شد.
نفرات تیم
خانمها : نیره اوحدی زاده - مریم شیرازیان - رقیه تیموری - مریم و طاهره مزینانی
آقایان : مهدی امینی - ابوالفضل تیموری - امین امینیان - ایمان صفدری - بندری
خبرهارو در نظرات بگذارید و بخونید
گزارش صعود به قله ملک(با تاخیر)
صعود قله ملک از جبهه جنوبی برای هر کوهنورد دامغانی میتواند هیجان و جذابیت فراوانی همراه داشته باشد. چوپانان و شکارچیان و کوهنوردان قدیمی داستانهایی از زیباییها، مشکلات و سختیهای افسانه ای صعود این جبهه برای کوهنوردانی که هنوز موفق به فتح ملک نشده اند تعریف میکنند و این خود شوق صعود را در دل همنوردان دو چندان میکند. قله ملک با ارتفاع ۲۸۵۰ متر بلندترین قله رشته کوه"کوه سفید و آرسک" میباشد. صخره های صاف و صیقلی دامنه جنوبی سفید کوه همراه با پرتگاهها و آبشارهای بلند و دره های زیبا و عمیق، خود از جاذبه های این کوهستان منحصر به فرد دامغان میباشد.
اغلب افراد گروه مسیر صعود به قله از این جبهه را به کرات پیموده اند.
ساعت ۵/۴ صبح جمعه مورخ ۱۰/خرداد/۸۷ است.تعداد ۱۱ نفر از اعضای گروه کوهنوردی البرز، دامغان را به مقصد روستای "بخش آباد"که در ۱۸ کیلومتری جاده تهران قرار دارد ترک کرده و پس از رسیدن به بخش آباد که در سمت راست جاده قرار دارد مسیر جاده خاکی را به طول حدودی ۷ کیلومتر به سمت شمال طی میکنیم تا به مزرعه شخصی "فیروز آبادو" میرسیم. اینجا مکانی است که دوستان از مینی بوس پیاده شده، کوله و کفشهای خود را مرتب میکنند.ساعت ۴۰/۵ پرتوهای ضعیف نور خورشید صبحگاهی را در پس رشته کوه نه چندان بلند "انجیلو" مشاهده کرده و حرکت خود را به سمت شمال در پهنه دشت وسیع مابین رشته کوههای "مارکوه" و "انجیلو" و رشته کوه "کوه سفید" آغاز میکنیم.پس از یک ساعت پیاده روی و استفاده از مناظر طبیعی اطراف و همچنین آشنایی بیشتر با دو تن از اعضا که برای اولین بار ما را همراهی میکردند در ساعت ۴۰/۶ قامت ستبر، خشن و تقریبا خشک "سفید کوه" را در مقابل خود داریم. با تمام شدن دشت به صورت زیبایی صخره ها آغاز میشوند، یعنی صعود ما از ابتدا صعودی نفس گیر همراه با درگیری شدید با سنگ است. با سوار شدن بر گرده سنگی منتهی به جنوب غربی قله عطر و بوی مسحور کننده گیاهان کوهی شوق و شعف را در دوستان دو چندان میکند.
پس از طی مسیر صخره ای که حدود ۳ ساعت به طول می انجامد، گروه در کنار درختان "اورس" در خط مشترک بین صخره ها و دامنه تقریبا ملایم"ملک" صبحانه را صرف میکنند. صرف صبحانه و استراحت به خاطر استفاده بیشتر افراد از مناظر اطراف و مناطق پایین دست اندکی بیشتر از حد معمول است. ولی به علت شناخت کامل دوستان از منطقه این صرف وقت مشکل ساز نخواهد بود. به هر حال پس از استراحت، ساعت ۵۰/۱۱ محل صبحانه را ترک میکنیم و ساعت ۵۰/۱۲ قامت پر هیبت و زیبای "ملک"با ارتفاع ۲۸۵۰ متر را زیر پای خود داریم.
امتداد رشته کوه"سفید کوه" از"ملک" به سمت غرب تا قله"آرسک" ادامه دارد و از شرق قلل"رالنگه"و "فیل پیشانی" قرار دارند. از طرف شمال رشته کوه"بزکوه" و دورتر از آن "شاهدار کوه"، "کندرکوه" و "سرخ کوه" کاملا نمایان هستند و در جنوب رشته کوههای"مارکوه" و "انجیلو" و دشت وسیعی دیده میشوند.
برای برگشت مسیر پاکوب منتهی به چشمه"لعل او" که در انتهای دامنه شمالی"ملک" قرار دارد را انتخاب میکنیم و پس از استراحت مختصری مسیر را به سمت شرق ادامه میدهیم و با گذشتن از چشمه" زال او"در ساعت ۳۰/۶به مزرعه آقای"علی میرزایی" که محل قرار ما با راننده مینی بوس است میرسیم و پس از صرف ناهار ساعت ۸ به سمت دامغان حرکت میکنیم.
اعضای شرکت کننده:
خانم ها:اوحدی زاده- نوروزی- منصوریان- مزینانی- قناد
آقایان:تیموری- امینی- تقوی- امی- اسحاقیان پور- امین نوروزی(سرپرست)
امین نوروزی
جمعه ۲۷/اردیبهشت/۸۷ .شاهدار
صبحانه زیر درختان اورس که به گفته آقای امینی بسیار انبوه بود با شوخی و خنده و البته پس از 4-3 ساعت پیاده روی و گرسنگی شدید همه اعضا صرف شد.این گرسنگی بیش از حد مدیریت سرپرست را لحظه به لحظه زیر سوال میبرد(! ! !)اما صبحانه جای بسیار خوبی صرف شد.جای شما خالی.
پس از آن طی مسیری رو به بالا در جهت رسیدن به نزدیکترین نقطه تا قله شاهدار. در ستیغی زیبا ، منظره پر ابهت قله های سه گانه شاهدار آنقدر نزدیک بود که وسوسه رفتن قویتر از فکر پایین
آمدن بود ، اما سرپرست مسیر رسیدن به قله را حد اقل 4 ساعت تخمین زدند و با توجه به اینکه ساعت 2 بعد از ظهر بود ، غیر ممکن.
راه بازگشت رو به پایین را در پیش گرفتیم که بخشی از آن مشترک با مسیر رفت بود.زیباییهای جنگل اینبار هم عکسهای زیادی میطلبید.با در نظر گرفتن زانو درد یکباره یکی از همراهان همگی ساعت 6 دوباره کنار ماشین و آماده برای برگشت بودیم والبته چند عکسی هم از پرچین های فوق العاده زیبای روستا و بچه های آنجا دشت کردیم.ناهار را در خارج روستا ، کنار برکه ای آرام و هنگام غروب آفتاب غرق در مهر و شادی خوردیم و به سمت دامغان عزیزمان بازگشتیم.
بازگشتی به سوی تکاپو ، کار ، تلاش ، حرکت.اما اینبار با روحیه ای مقاوم تر و شاداب تر و سرشار از محبت طبیعت و مهر دوستان.
شاهوار بلند ترین قله استان و البرز شرقی در شهرستان شاهرود است که معروفترین مسیرهای آن نکارمن و تاش هستند که در تاش فدراسیون قرارگاه مجهزی دارد. مسیر دستیابی به این دو روستا بعد از گذر شاهرود و ادامه مسیر در جاده فریدون کنار در سمت چپ جاده است که ورودی جاده تابلو مجن - به ضمه م و کسر ج - مسیر این دو روستا کوچک می باشد.
از دامغان تا شاهرود یک ساعت و شصت کیلومتر و تا تاش بیست دقیقه با ماشین شخصی است.
دیروز طی یه برنامه دو روزه و بعد از استراحت در شبی سرد بر روی یخهای پایین تر از تنگه فشار عازم شاهوار شدیم .
اگر چه علی تقی پور به جهت آسیب زانو از ادامه صعود بر روی رخ شمالی شاهوار انصراف داد اما دکتر توتونچی از کوه نوردان گروه سیمرغ شاهرود مثل هم رکاب تازه نفس یار یاور من برای صعودی دشوار شد.و مثل نعمتی بهشتی از شت گروه سه نفره ما رسید.
کوه نوردی تحصیل کرده سرحال و فهیم و البته جسور.
صعود ما که به گفته آقای یحیائی- مسئول گروه سیمرغ - حتی در تابستان انجام نشده است.
و جالب اینکه ما به این جهت این گستره پر شیب را با کمک گلنگ صعود نمودیم که هیچ کدام راه نرمال را نمی دانستیم که این مسیر نرمال تاش بعد از گردنه یکی از قلل روبری شاهوار و بعد از گذر از یک کاسه در زیر قله قابل دسترسی است. و این مسیر توسط دوستان آقای یحیائی صعود شد.
حضور ما در قله فقط دو دقیقه طول کشید ساعت 2:30 بود و مسیر بازگشت به تاش طولانی .
رشته کوه سفید عظیم و باوقار می درخشید.
هفته قبل گروه چهار نفره ای از همنوردان البرز شامل آقایان امین امینیان ، ابوالفضل تیموری (مسئول گروه ) امین نوروزی و مهدی امینی شبی سرد را برای دسترسی به کرکسی و مسیر صخره ایش آن یردامنه های آن بیطویه کرده بودند
بعد از گرفتن عکس توسط دکتر قاسم – هنوز عکسها دستم نرسیده . قرار دکتر میل کنه – سرازی شدیم.
گو اینکه صعود تحت فشار ما فرصتی هم برای عکاسی نگذاشت. شکر که هوا فقط مشتمل بر سوزباد سرد در نواحی بادگذر بود.
در بازگشت پس از طی دو دهلیز آقا قاسم رو بهمن زد و من در میان دهلیز دوم شاهد غلطیدن و فرو رفتن و بر آمدنش شدم .
خوشبختانه به خیر گذاشت و دکتر توتونچی در میانه های انتهائی نخالهای بهمن از زیر برف بیرون آمد و البته با شوک بهمن . ضمن اینکه کوله پاره شد. عینک و کلاه رفت و موبایل شکست.و قاسم یک سره خیس شد.
فک کنم در پهنه بعد از دهلیزها تقعر برف پایداری چندانی نشان نداد و فرو ریخت.
من هم با یک قوس تراورس از مسیری دیگر فرود آمدم که آن هم مدام با شکست برف و صدای دلهره آور آن همرا بود. آماده بودم برای فرار و تقلا . مخصوص که بالای سرم چند برج سنگی با سنگهای معلق تکه پاره سنگی به میان شکفها می ریختند. نمی دانستم اگر این بار بهمن بیاد آیا می توانم از دست این قاهر برفی نجات پیدا کنم یانه.
ساعت هفت دامغان بودم .
شاید بعدا دقیقتر نوشتم.
من بعد از تاش![]()
حرکت ![]()

جواد ذاکر نژاد و علی تقی پور![]()

دکتر توتونچی که در اینجا ناهار مهمانش بودم![]()

![]()

اینجا برای همه جا هست ... اینجا شروع یک کوه نوردی و هم نوردیه .....
اینم دماونده...
با ژست کوچکترین عضو گروه البرز...
فاطمه.![]()
![]()
![]()

این جمعه رفته بودیم یست شرکت نفت در آبعلی.البته برای رسیدن به این عکاسی
باید جاده را بعد از آبعلی به سمت پلور یه ده دقیقه ای ادامه داد.یه همچین عکسی رو با کسی دارم که هرگز نمی بینمش![]()
از من او را هزاران یاد باد....
اين پست را براي دوست خوبم آقا احسان از گروه کوه نوردي و سنگ نوردي مهر اراک قرار دادم.
اما کوههاي دامغان:
کوههاي دامغان جزو کوههاي البرز شرقي محسوب مي گردد و البته رشته کوههاي منفرد و کم ارتفاعي نيز در منطقه جنوب و به صورت رگه هاي نا منظم در دل کوير دارد.
البرز شرقي در شمال دامغان به باريک ترين حدخود که خد اکثر 60 کيلومتر است مي رسد.
شاخص ترين قلل آن از شرق به غرب عبارتند از چالوئي -3780 متر- کرکسي 3670- متر -سه برار- 3300 متر- سه چله سو- 3300 متر- که اين قلل مربوط به خطالراس کوه سفيد هستند. و گاو کشان 3780 متر امام زاده ابوالقاسم -3400 متر- نقاره خانه 3400 متر- سرتنگ و سرتنگه هر کدام -3350 متر- که مربوط به کوههاي ديباج و در مداري بالاتر از سفيد کوه قرار دارند. با ادامه اين کوهها به سمت شرق به بادله 3200 متر کوه زيباي شاهدار -3250 متر- ملک -2900 متر -و آرسک و کافر سر مي رسيم که در اين نقطه بطور محسوس از ارتفاع کوهها کم مي شود.
دسترسي به بعضي از اين قلل در فصل زمستان مقدور نيست مگر برنامه اي دو يا سه روزه احرا گردد.
صعودهاي فني در اين قلل کم انجام شده و يا اصلا انجام نشده و بکر باقي مانده است.
صعودهاي که گروه البرز در سال 1385 بر روي گستره جنوبي چالوئي و کرکسي انجام داد سالها در ذهن کوه نوردان به جهت ريزشي بودن غير ممکن مي نمود.
اما در سال ذکر شده چهار مسير بر رخ جنوبي آن باز شد.
و در اين صعودها فرصتي هم براي ابزار گذاري و صعود فني پيش نيامد و اين نشان دهنده بکر بودن و دوري همنوردان از بررسي و انجام صعودهاي کاوشي در منطقه مي باشد.
توضيخ: ارتفاع قلل تقريبي است و ديباج از روستا – شهرهاي دامغان است.
ميترا يزدچي
مسكن، از ضروريات زندگي هر انسان است كه در طول تاريخ تحولات زيادي به خود ديده است.
![]() |
اما با همه اتفاقات و داستانهايي كه مسكن در طول حيات بشري تجربه كرده نبايد فراموش كنيم كه ماوا و بستر اوليه بشر در غارها گسترانده شد.
غارها هنگامي تشكيل ميشوند كه عمل انحلال آبهاي زير زميني، به ويژه در زير سطح زمين فعال باشد. آبهاي زيرزميني، سنگهاي قابل حل را در امتداد سطوح لايهبندي، درزها و ساير سطوح ضعيفشده در خود حل ميكنند و همچنين براي تشكيل غارها، آبهاي زيرزميني بايد جريان داشته باشند، زيرا سكون آبهاي زيرزميني باعث كاهش قدرت انحلال آن ميشود. غار، به طوركلي يك حفره زيرزميني است كه معبري به سطح زمين دارد. غارها ممكن است داراي يك حفره يا حفرههاي متعدد و مرتبط به هم در ارتفاعات مختلف باشند. غارهاي كشف شده اشكال داخلي و ابعاد متغيري دارند.
مشهورترين غار دنيا، غار ماموت (Mammoth) نام دارد كه در ايالت كنتاكي آمريكا واقع شده است. اين غار بيش از 250كيلومتر طول داشته و 200حفره را در خود جاي داده است.
مشهورترين غار آهكي ايران نيز، غار عليصدر در استان همدان است كه داراي جلوههاي بديع و بينظير طبيعي است. گاه اشكال جالبي كه اكثرا اكلسيتي هستند به وسيله آبهاي زيرزميني و هنگام عبور آنها از درون غارها و رسوب مواد كلسيتي بهوجود ميآيند كه اگر اين مواد به صورت قنديل از سقف آويزان باشند به آنها «استالاگتيت» و اگر از كف غار بالا آمده و شكلي شبيه تيرهاي سنگي را ايجادكنند «استالاگميت» نام ميگيرند و هنگامي كه يك «استالاگتيت» و يك «استالاگميت» به هم برسند يك ستون ساخته ميشود.
غارنوردي
امروزه غارنوردي، يكي از اقسام گردشگري است و كشور ما نيز در اين رشته همانند ساير بخشهاي اين صنعت قابليتهاي زيادي دارد.
غارقوري قلعه، بزرگترين غار آبي آسيامردم غربنشين ايران، در سرزمين اعجاز، تاريخ و تمدن زندگي ميكنند و اورامانات از آن مناطقي است كه در آن واژههاي شگفتي، زيبايي و تاريخ را ميتوان احساس و به معناي كامل درك كرد.
در ديار زيباي اورامانات و نزديك به شهر پاوه(هزار ماسوله) در كنار فرهنگ اصيل و بومي، جاذبههاي طبيعي بيشماري وجود دارد كه هر گردشگري را متحير ميكند. يكي از اين جاذبههاي طبيعي، غار قوريقلعه است. اين غار كه در 87 كيلومتري كرمانشاه به سمت پاوه قرار دارد، در روستايي به همين نام واقع شده است. روستاي قوريقلعه نيز مكاني زيبا و خوشآب و هوا است و چشمهاي زيبا از داخل آن ميجوشد. در رابطه با وجه تسميه نام اين روستا، گفته ميشود كه به علت شكل روستا و شباهت آن به قوري است.
منطقه قوري قلعه از نظر جغرافيايي معتدل است و معمولا مردم اين منطقه دماي بالاي صفر را تجربه ميكنند. با اين وجود دماي داخل غار قوري قلعه از 7 تا 11درجه زير صفر بوده و در تمام فصول ثابت است. آب زلال داخل غار دمايي حدود منفي 10درجه و هواي آن نيز داراي رطوبتي بين 40 تا 60درصد است. تالارهاي زيباي اين غار با رنگهاي گوناگون و آبشارهايي از قنديل، آدمي را به دنيايي رويايي ميبرد. تالار عروس و بلور غار قوري قلعه زيبايي فراواني در خود جاي داده است.
ميلههاي خودكار آويز و پرده گوشهاي موزيكال كه با نوازش آنها صداي موسيقي بر ميخيزد و قنديلهاي شفاف آويزان كه روشن شدن يك لامپ را با چند برابر منعكس ميكند، زيبايي خاص و نادري را در مقابل ديدگان آدمي قرار ميدهد.
در تالار بلور كه عمق حوضچه آن به 14متر ميرسد و در زمستان پرآب است گوشهاي ديگر از اين زيباييها نمايان ميشود. در قسمتهايي از غار ميتوان قايق تفريحي راه انداخت و ارزش گردشگري آن را بيشتر كرد. غار قوري قلعه 25چتر واژگون بسيار زيبا داشته كه ارزش جهاني دارد. اين غار يكي از 7 اثر طبيعي ملي كشور بوده و به ثبت رسيده است.
اين غار با توجه به جريان رودخانهاي و تونلهاي تنگ و گذرگاههاي باريك و در مقايسه با ديگر بخارهاي تونلي مانند غار «چال نخجير» دليجان، «كتلهخور» زنجان و «كاهرود» اصفهان بسيار جوانتر، فعالتر و در سازندگي و تشكيل تزيينات آهكي از سرعت عمل بيشتري برخوردار است.
علاوه بر اهميت قابليتهاي اكوتوريستي و ژئوتوريستي اين غار آثار مكشوف در آن مانند ظروف و سكههاي حكاكي شده، نشان از اقامت يا تردد انسانها در زمانهاي دور به اين غار دارد. درحال حاضر تنها ميهمانان اين غار، گونه كميابي از خفاشها به نام «گوش موشي» هستند.
غار كتلهخور، زيباترين غار دنيا
غار عظيم و زيباي كتلهخور در 165كيلومتري جنوب باختري استان زنجان قرار دارد كه از طريق جاده آسفالته زنجان- سلطانيه- خدابنده- گرماب و از طريق جاده زنجان- بيجار- گرماب و همچنين از طريق جاده همدان- كبودر آهنگ نيز قابل دسترسي است.
كتلهخور، براساس بررسيهاي انجام گرفته، معاني مختلفي مثل تپه خورشيد، روستاي بدون خورشيد و ... دارد، ولي مناسبترين معني آمده براي آن واژهاي تركي است كه كتله به معني پستي، بلندي و ناهمواريهاي داخل غار و خود به معني راحتي و آساني است و به طور كلي به معني پستي و بلنديهاي راحت و دنج است.
طبق نظريههاي علمي و نقشههاي زمينشناسي، غار كتلهخور در دل كوه ساقيزلو در آهكهاي اگليوميوسن مربوط به دوران سوم زمينشناسي به وجود آمده و تقريبا حدود 30ميليون سال قدمت دارد. سال پيدايش اين غار براي اولين بار توسط انسان معلوم نيست.
غار كتلهخور برخلاف غار آبي عليصدر همدان، خشك است و ميتوان در هنگام راهپيمايي از تماشاي قنديلهاي آن لذت برد. هماكنون اين غار به صورت 3طبقه خشك و طبقه چهارم به بعد مسيرهايي نيز به صورت آب بوده و زمينشناسان احتمال تشكيل چهار طبقه ديگر را تا سفره آب زيرزميني نيز دادهاند كه در سال 2003 ميلادي حدود 30كيلومتر از مسيرهاي متعدد غار توسط زمينشناسان آلماني و سوئيسي نقشهبرداري شد. از سال 72 تاكنون نيز تقريبا 2/5كيلومتر آن به صورت رفت و برگشت آماده بازديد شده است كه ورودي اين غار تا سه راهي اول مسير به حالت سينهخيز بوده و تمامي سقف و كف قسمتهايي از كف غار دستكاري شده كه رفتهرفته دستكاري داخل غار كم شده و به صورت طبيعي با نورپردازيهاي انجام گرفته قابلبازديد است. غار «كتلهخور» از لحاظ وسعت دومين غار جهان و از لحاظ زيبايي اولين آنها شناخته شده است و استالاگنيت و استالاگميتهاي اين غار در رنگهاي مختلف بوده و تعداد قنديلهاي توخالي و نيساني كه جزو كميابترين قنديلها هستند در نوع خود منحصربهفرد بوده و در سقف غار بافتهاي زيبايي را پديد آوردهاند.
غار عليصدر
غار «عليصدر» براي اولين بار در سال 1339 توسط يك گروه غارنورد كه براي گردش به «غارسراب» رفته بودند، كشف شد. دهكده عليصدر، در 15كيلومتري گلتپه و سر راه همدان – بيجار واقع شده است. غار عليصدر، در سمت جنوب اين دهكده و در دل تپهاي منفرد از تپههاي آن دو غار كه اولي را اهالي منطقه «ايشيق غار»، غار روشن و دومي را «قاران قولوق»، غار تاريك، مينامند، وجود دارد.
«عليصدر» كه مشهورترين غار آبي ايران است كه خوشبختانه تا حدي براي مردم ايران شناخته شده است، اين غار به شكل عصا بوده و با قايقهاي مخصوص در آن گردش ميكنند.
غارها و توسعه گردشگري
شناسايي غارهاي استانهاي مختلف و بهرهبرداري از آنها ميتواند زمينهساز توسعه انواع گردشگري مربوط به غار در حوزههاي ورزشي، زمينشناسي، زيستشناسي، باستانشناسي و... باشد.
البته به جز تمام ويژگيهاي ورزشي و گردشگري غار، اگر زماني خيلي دلتنگ شديد نيز ميتوانيد همانند «عزيز نوروزي پرور جيردهي» به غاري پناهي ببريد و زندگي آرامي را داشته باشيد.اين مرد كه از اهالي روستاي «جيرده» در 20كيلومتري مركز فومن، از توابع دهستان آليان بخش سردار جنگل است، به دنبال يك شكست عاطفي به غاري در جنگلهاي فومن پناه برد و 46سال آنجا ماند.
Yazdchymit@yahoo.com

روسیه کشوری که در صعودهای سنگین و تکرار نشدنی حرف اول و آخر را می زند . مردمانی که فرزندان خود را ترقیب به بیرون رفتن در سرمای سی درجه زیر صفر میکنند و معتقدند این کار موجب قوی شدن فرزندشان خواهد شد که بی راه نیز نبوده است.
صعود رخ غربی کی دو و دیواره ژانو و .... همه و همه حدیث مردمانی شکفته در سرما و برف است.حتی قزاق ها نیز که در کوهنوردی حرفی دارند کوهنوردانشان قزاق تبار نیستند و این دلیل وجود یک فرهنگ یعنی زندگی با سرماست که در روسها وجود دارد.
سایت فدراسیون این کشور حاوی مطالب مفیدی از کوه نوردان پیش رو جهان کو نوردی است.
کوهی نه بلند قامت اما سترگ برای تسخیر و ویران شدن توسط مغولان.
با تشکر از خانم مریم مزینانی به جهت عکسها.

ساير تصاوير در ادامه مطلب


هيچ کوهي برايم مثل شاهدار نيست
طلوع و غروبش موج موج خاطر انگيز است
چون بر قله اش گام ميگذارم تنها انديشه و سکوت برايم قابل تحمل است
خوش هوائي دارد ديار شاهدار
عکسهائي را با هم ببينيم که تمامشان برايم ياد يار است و خاطراتي بي گزافه گوئي عارفانه!
همچنين گزارش مهدي در عيد فطر 84 در ادامه مطلب در دسترس است که خواندش شادي آفرين است.







![]()


قلل کهکشان ، گاوکشان ، چالوئي ، کرکسي ، امام زاده ابوالقاسم و و و که مابين دو شهر دامغان و شاهرود هستند هميشه مورد بحث کوهنوردان اين دوشهر به لحاظ قرار داشتن در حوضه شهرستاني آنها بوده است. کما اين که آبريز اين قلل گاها در سوي به سمت شاهرود و درسوي به سمت دامغان است.
اما در اين بين کوهنوردان بعضي از شهرهاي شمالي ادعا مي کنند که اين قلل مربوط به آنهاست که اين ديگر يک معارض بي انصاف مينمايد.
مانند اينکه مرز در ارس باشد و محل تعارض تبريز.
براي کوههاي دامغان صعود سراسري مي گذارند.
فارق از اين چونين مالکيتهائي که در مرز سرزميني ايران محلي ندارد اما با مال مردم نمي شود تبليغ کرد .
بهتر است همنوردان به هر چه دارند راضي باشند چنان که ما هم آرزو نمي کنيم دماوند در دامغان باشد.

دل نوشته نرفتن به کوه شاه دژ(جمعه23/9/86 )
گروه کوهنوردی البرز دامغان، برای امروز صعود به قله 2800 متری شاه دژ در استان مازندران را در نظر دارد. قله ای که قبلا دوستان از دو مسیر به آن صعود کرده اند. یک مسیر که می گویند هیبت کوه از ابتدا همنوردان جدید را می ترساند ومسیر دیگر که راحت تر است. مسیر اول برف گیر و سرد وسایه است، گل جنگل هم که جزء جدا ناپذیر این فصول است. مسیر دوم که فقط گل است و همه گروه با هم به یاری خدا به قله صعود خواهند کرد.
برخورد به شب به دلیل طولانی بودن مسیر از شهرستان دامغان تا روستای لنگر (3-5/2 ساعت ) واز پای کوه تا قله واز طرفی کوتاه بودن روز برای من که فردا بیش از 12 ساعت کار مداوم از ساعت30/7 صبح دارم دافعه این برنامه است وجنگل وکوه وصخره نوردی ودوستان وآرامش و سکوت و شادی وشوخی و .... جاذبه است.
اما از همه مهمتر جاذبه این آزمون ارشد است که مرا وادار به خانه ماندن می کند، هر چند دل در گرو دوستان وهمراهان آنان است، لحظه به لحظه.
واما جمعه جمعه ای که قرار به رفتن بود تا سه شنبه قبلش. آماده شده بودی، مسیر، همراهان ، غذا، لباس گرم و... همه چیز را صد بار چک کردی تا یک جمعه دلنشین وآرام بخش داشته باشی برای یک هفته پر کار وشلوغ دیگر اما ...خیلی سخت اما یکبار تصمیم به نرفتن گرفته ای، پس تحت هیچ شرایطی پشیمان نیستی(مطمئنی!؟؟) بعد از نماز صبح دوباره خوابیدم وجالب است که خواب همنوردان را دیدم. بیدار شدن با آرامش ونگرانی. در گرمای مطلوب صبح خانه وقتی پدر ومادر هستند. ودرس خواندن( هدفت از ماندن ) چیزی که تو را حدود 2 ماه از کوه رفتن باز خواهد داشت( به امید تلاش والبته قبول شدن) پدر ومادر هم به برکت اتمام سهمیه بنزین مجبور به خانه ماندن شده اند ومحروم از رفتن به روستا وخانه کوچکشان (که base camp گروه است).
آرام آرام درس می خوانی به همه خوردنی های خانه ناخنک میزنی، تلوزیون را صد بار پی برنامه ای قابل دیدن می گردی وهر بار روی فیتیله متوقف میشوی وباز به درس می رسی کارهای یک هفته مانده است را با فراغ بال ودر کمال آرامش انجام می دهی وشاید هم گذاشتی برای عصر که دلگیر شدی ، که بیکار نباشی.
وهمنطور از هر جا وهر کس که میروی به در س میرسی اما اینکه می خوانی یا نه ..... ودر همه روز قدم به قدم با دوستانت هستی. الان به روستای لنگر رسیده اند الان وقت صبحانه است،پیاده روی در جنگل، صخره ها . . . . چقدر تا قله مانده،خسته شده اند دوستان تازه وارد کمی استراحت.جنگل سرد است و مرطوب فخود را بپوشانید.وقتی برای استراحت می نشینید جای مرطوب نباشد.لباس گرم در وقت استراحت فراموش نشود. آجیل شیرین و میوه به همه برسد.
وپیام کوتاه دوستان که وقتی نیستی جای خالیت اصلا حس نمی شود و بیشتر خوش می گذرد، به تو میفهماند که جای خالیت حس شده همانطور که کوه نرفتن در تمام دقایق برایت مشهود است . . . . اما خانه و پدر و مادر و آرامش . . . . .
س- نوروزی
قله و پارک جمشیدیه - عکسها : http://www.anobanini.ir/travel/fa/tehran/1386/04/post_30.php#more